داستان بازی Assassin’s Creed: Nexus

داستان بازی Assassin's Creed: Nexus

داستان بازی Assassin’s Creed: Nexus

یک هکر ناشناس توسط دو اساسین به اسامی Rebecca Crane و Shaun Hastings استخدام می‌شود تا به یکی از پروژه‌های Abstergo به نام Nexus Eye نفوذ کند. هدایت این پروژه بر عهده Dominika Wilk بوده و هدف آن، بازیابی کد قطعات یک ماشین Isu و ترکیب آن با Animus برای ایجاد کامپیوتری است که قادر به پیش‌بینی و تأثیرگذاری بر رفتار انسان باشد. Dominika به هکر دستور می‌دهد تا با زنده کردن خاطرات Ezio و Kassandra و Connor بتواند موقعیت قطعات را به دست آورد ولی او مخفیانه روی حافظه‌ها، بمب نصب می‌کند تا آن‌ها را نابود کرده و از دستیابی Abstergo به قطعات جلوگیری کند.

سپس بازی به سال ۱۵۰۹ رفته و Ezio را می‌بینیم به ونیز سفر کرده تا شمشیر دزدیده‌شده خود را پس بگیرد. او پس از موفقیت، به Monteriggioni باز می‌گردد، جایی که خواهرش Claudia بر بازسازی‌های اتفاقات دهه اخیر نظارت می‌کند. Ezio به دنبال Seraphina در تونل‌های زیرزمینی Monteriggioni رفته ولی Seraphina می‌تواند به ونیز فرار کند. Ezio به دنبال او، از دوستش Antonio کمک گرفته که او را به سمت یک تاجر به نام Francesco Rizzo راهنمایی می‌کند. در ادامه Ezio متوجه می‌شود که Rizzo یک تمپلار است، بدین ترتیب چاره‌ای جز کشتن او ندارد. Ezio دوباره با «لئوناردو داوینچی» متحد شده و متوجه می‌شود که Seraphina یکی از اعضای مذهب «هرمسیه» است و به دنبال چوب‌دستی ادریس پیامبر می‌باشد. Ezio به معبدی که چوب‌دستی در آن قرار دارد، سفر کرده و با Seraphina روبرو می‌شود که سعی دارد از این چوب‌دستی بر روی او استفاده کند ولی مشخص می‌شود این چوب‌دستی، تقلبی است. Ezio سپس Seraphina را کشته و وسایل دزدیده‌شده‌اش را پس می‌گیرد.

داستان بازی Assassin's Creed: Nexus

داستان بازی Assassin’s Creed: Nexus

در سال ۴۰۵ قبل از میلاد، Kassandra برای کمک به ارتش اسپارتان با هدف قتل دو فرمانده آتن به جزیره Delos سفر می‌کند. او با دوستش Odessa ملاقات دارد که از او می‌خواهد کمان جدش Odysseus را پیدا کند. Kassandera در ادامه موفق می‌شود تا کمان را پس بگیرد اما Odesa به او اجازه می‌دهد آن را پیش خود نگه دارد. Kassandra شش ماه بعد پس از این‌که لشکر اسپارتان، شهر را اشغال نموده و الیگارشی معروف به «سی جبار» را برپا کرده، به آتن سفر می‌کند. Critias رهبر آن‌ها به Kassandra مأموریت می‌دهد تا گروهی از دزدان را از بین ببرد. سپس از او می‌خواهد که یک شخصیت سیاسی به نام Theramenes را برای منافع سیاسی خود ترور کند ولی او امتناع ورزیده و بدین ترتیب به عنوان دشمن آتن شناخته می‌شود. در حالی که Critias خودش می‌تواند Theramenes را با زهر مسموم کند، Kassandra می‌تواند خبرچین Theramenes با نام مستعار «افعی» را به قتل برساند. او در ادامه با Nikomedes همکار Theramenes ملاقات دارد و همراه با او پس از ترور Critias، از آتن فرار می‌کند. Kassandra و Nikomedes پس از جمع‌آوری ارتش، برای آزادسازی شهر بازگشته و Kassandra می‌تواند شخصاً Critias را بکشد.

سپس بازی به سال ۱۷۷۵ در بوستون رفته و Connor را می‌بینیم که Zadock Perry را از زندان نجات می‌دهد. او سپس با مربی‌اش «آشیل» ملاقات می‌کند که به او دستور می‌دهد نامه‌های رمزگذاری‌شده که توسط Jonathan Ferguson نوشته شده را پیدا کند و دو نفر را نیز به قتل برساند، یکی Aidan Galway که به Perry و Ferguson خیانت کرده، و دیگری سرگرد Rawle که قصد اعدام Ferguson را داشته است. یک سال بعد، در طی محاصره بوستون، «آشیل» به Connor مأموریت می‌دهد تا سلولی از تمپلارها که به عنوان میهن‌پرستان ظاهر شده‌اند را از بین ببرد. Connor سپس Ferguson را پیدا کرده که به او کمک می‌کند تمپلارها را شناسایی و سپس به قتل برساند. او سپس در سال ۱۷۷۷ به Newport نقل مکان می‌کند و در آنجا William Barton از او می‌خواهد جاسوسی به نام Jeremiah Scudder را پیدا کند، زیرا او برنامه‌های ژنرال بریتانیایی Richard Prescott را دارد و می‌توانند از آن برای ربودن او استفاده کنند. Connor پس از انجام چند مأموریت برای Scudder می‌تواند موقعیت Prescott را یافته و به Barton در ربودن او کمک کند. سپس با Lawrence Cato یک اساسین سابق آشنا می‌شود که فاش می‌کند Scudder یک مأمور تمپلار است، بنابراین Connor اکنون باید او را یافته و به قتل برساند.

پس از تکمیل خاطرات Ezio ناگهان Dominika هکر را به عنوان یک جاسوس شناسایی کرده و از برنامه بیرون می‌کند ولی Rebecca و Shaun می‌توانند او را نجات می‌دهند. هکر، به بررسی آخرین خاطرات Kassandra و Connor می‌پردازد و پس از قرار دادن آخرین بمب، تمام آن‌ها را منفجر کرده تا با نابود کردن تمام خاطرات، به Nexus Eye نیز پایان دهد. با این حال پیروزی او خیلی کوتاه است، زیرا Dominika هکر را ردیابی کرده و یک تیم Abstergo را اعزام می‌کند تا هکر را دستگیر کنند.

منبع : https://t.me/GameNewNews

برای مطالعه بیشتر داستان بازی ها در کنترل امجی حتما به صفحه دسته بندی آن مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *