داستان بازی Oxenfree 2: Lost Signals
داستان بازی Oxenfree 2: Lost Signals
تقریباً پنج سال پس از بازی قبلی، Riley یک محقق تازهکار محیطزیست به همراه همکارش Jacob به زادگاهش در ساحل Camena میآیند تا با نصب فرستندههای رادیویی در امتداد ساحل به مطالعه ناهنجاریهای رادیویی کمک کنند. آنها پس از راهاندازی اولین فرستنده، مشاهده میکنند که یک پورتال میانبُعدی در بالای جزیره Edwards در همان نزدیکی باز میشود که محل بازی قبلی نیز میباشد. Riley و Jacob شروع به تجربه تعدادی از توهمات و حلقههای زمانی مختلف کرده و Jacob نیز فاش میکند که ممکن است اطلاعات ضبطشدهای در مورد آنچه اتفاق میافتد داشته باشد. او در کابینش درباره Maggie Adler و مطالعات او درباره ناهنجاریهای رادیویی در جزیره Edwards اطلاعاتی دارد که آنها را برای Riley توضیح میدهد. آنها از این اطلاعات استفاده میکنند تا به سه نقطه بلند دیگر در ساحل Camena رفته و سه فرستنده رادیویی دیگر را نصب کنند تا بدین طریق بتوانند از آنها برای لغو ناهنجاری رادیویی و بستن پورتال میانبُعدی استفاده نمایند.
آنها در طول راهاندازی این سه فرستنده، با سه نوجوان به اسامی Olivia و Charlie و Violet روبرو میشوند که به نظر میرسد تلاش میکنند با تجهیزات رادیویی نظامی قدیمی وارد پورتال شوند یا آن را تقویت کنند. Jacob از طریق رادیو با سایر شهروندان ارتباط برقرار کرده و Riley نیز میتواند با بیسیم خود از وضعیت مردم مطلع شود. او همچنین به کمک Jacob و سایر افراد، از وجود فرقهای به نام Parentage مطلع میشود که برای کمک به باز کردن پورتال از Olivia استفاده کردهاند. Riley در ادامه متوجه میشود که پدر و مادر Olivia اخیراً در یک سانحه هوایی جان خود را از دست دادهاند. وقتی Riley از Olivia در مورد تلاشهایش برای باز کردن پورتال میپرسد، او توضیح میدهد که یک سری توهمات از پورتال میتوانند به او کمک کنند تا دوباره والدینش را ببیند. در پایان این مکالمه مشاهده میکنیم که بدن Olivia برای مدتی توسط Alex قهرمان بازی اول تسخیر شده و فاش میکند که او و دوستانش با شکاف اولیهای که هنگام بازدید از جزیره باز کردند، به دام افتادهاند و قصد دارند از آنجا فرار کنند.
هنگامی که Riley و Jacob سومین و آخرین فرستنده را راهاندازی میکنند، ناگهان پورتال بسته شده و در راه بازگشت به شهر Jacob توسط Alex تسخیر شده که به Riley میگوید در واقع پورتال برای مدت خاصی باز بوده است و اشخاصی که از آنها به عنوان Sunken یاد میکند، با Olivia در ارتباط بودهاند تا او را متقاعد کنند که پورتال را به طور کامل باز نماید. (Sunken به خدمهی USS Kanaloa گفته میشود که قبلاً به دلیل یک حادثه غیرطبیعی در جنگ جهانی دوم در شکافهای میانبعدی گم شده بودند)
همچنین Alex به Riley میگوید که Olivia برای بازگشایی پورتال به سمت برج ارتباطی جزیره Edwards در راه است و باید جلوی او را بگیرند.
در ادامه Riley و Jacob یک قایق را از بندر Camena دزدیده و آن را به جزیره Edwards میبرند. آنها به محض رسیدن به مقصد، دوباره با Olivia روبرو میشوند که پورتال بعدی را بالای برج ارتباطات باز میکند. Riley و Alex هر دو تلاش میکنند تا Olivia را از ادامه این کار منصرف کنند ولی او توسط Sunken تسخیر شده و سپس بدن Riley را نیز در اختیار میگیرد. Riley از طریق چندین توهم در ابعاد متناوب فرستاده شده و آنها را با موفقیت به رویایی نهایی هدایت میکند. این رویای نهایی شامل پسر آینده Riley با نام Rex میباشد. این دیدگاه Rex به دنبال این است که Riley را متقاعد کند تا بیشتر به خودش ایمان داشته باشد و اعتمادبهنفس لازم برای فرار از تسخیر شدن توسط Sunken را داشته باشد. او کمی بعد به واقعیت بازگردانده شده و موفق میشود تا Olivia را متوقف ساخته و در شکلگیری پورتال، اختلال ایجاد نماید.
پس از تلاشهای ناموفق Sunken سرانجام تمام شخصیتها جلوی پورتال حاضر شده و Alex توضیح میدهد که یکی از آنها باید با رفتن به داخل پورتال، آن را تنظیم کند تا از داخل بسته شود ولی مشکل اینجاست که هر کس این کار را انجام دهد، همراه با Sunken برای همیشه داخل پورتال زندانی میشود. اکنون بازیکن این انتخاب را دارد که Riley یا Jacob یا Olivia را وارد پورتال کند. صرف نظر از اینکه چه کسی انتخاب میشود، پورتال برای همیشه بسته شده و شهر Camena از شکافهای میانبعدی نجات مییابد. اکنون دیگر کسی در شکافها اسیر نیست و Alex به یادبود شخصی که وارد پورتال شده، یک جعبه یادگاری به جهت بزرگداشت او برای خانوادهاش میفرستد.
منبع : https://t.me/GameNewNews
برای مطالعه بیشتر داستان بازی ها در کنترل امجی حتما به صفحه دسته بندی آن مراجعه کنید.





















نظرات کاربران