هشدار سیاسی جورج لوکاس در Star Wars | چگونه سهگانهی پیشدرآمد سقوط دموکراسی را پیشبینی کرد
فراموش کنید «داستان دارث پلاگس دانا» را؛ تراژدی واقعی Star Wars آن است که پیام سیاسی جورج لوکاس در سهگانهی پیشدرآمد، امروز از هر زمان دیگری واقعیتر به نظر میرسد. از همان ابتدا، جنگ ستارگان نهتنها یک حماسهی فضایی، بلکه بازتابی از تاریخ سیاسی بشر بود. لوکاس الهام خود را از جنگ ویتنام گرفت و آمریکا را همان «امپراتوری» دید که مردمش ناخواسته به آن قدرت دادهاند.
اما سهگانهی پیشدرآمد – از The Phantom Menace تا Revenge of the Sith – فراتر از داستان سقوط آناکین اسکایواکر است. این فیلمها، هشدار روشن لوکاس دربارهی فروپاشی تدریجی دموکراسیاند؛ سقوطی نه با جنگ، بلکه با «تشویق مردم».
جمهوری پیش از سقوط
بسیاری از طرفداران گمان میکنند جمهوری کهکشان در Revenge of the Sith نابود شد، اما حقیقت این است که مرگ جمهوری مدتها پیش رخ داده بود. از زمانی که منافع شخصی و فساد اقتصادی بر سنا حاکم شد، دولت عملاً از درون پوسید. لوکاس در The Phantom Menace لحظهای را نشان میدهد که همهچیز تمام شده: زمانی که یک سیث به مقام صدراعظم میرسد، و هیچکس متوجه نمیشود.
آن سکانس معروف که پدمه در میان تشویق سناتورها میگوید: «پس آزادی اینگونه میمیرد… با تشویق پرشور»، تنها نتیجهی مسیری است که از مدتها قبل آغاز شده بود. جمهوری پیش از سقوط رسمیاش مرده بود؛ فقط کسی آن را ندید.
سیاست بحران؛ ابزاری برای دیکتاتورها
لوکاس در گفتوگویی با Time Magazine در سال ۲۰۰۲ گفته بود:
«همهی دموکراسیها به دیکتاتوری تبدیل میشوند، نه با کودتا، بلکه با رضایت مردم.»
این جمله خلاصهی فلسفهی سیاسی سهگانه است. پَلپاتین از بحران برای کسب قدرت استفاده میکند، همانگونه که هر خودکامهای در تاریخ چنین کرده. در ظاهر، او مدافع قانون اساسی و «نجاتدهندهی جمهوری» است، اما در عمل هر تصمیمش گامی است بهسوی تمرکز قدرت.
با شعارهایی مثل «امنیت برای همه»، او مردم را قانع میکند تا آزادیشان را واگذار کنند. لوکاس در مصاحبهای در جشنواره کن ۲۰۰۵ گفته بود که این روند را از تحولات واقعی تاریخی، از روم باستان تا قرن بیستم، الهام گرفته است.
جدایها؛ قربانیان سیاست
یکی از جنبههای کمتر دیدهشدهی سهگانه، سرنوشت جدایهاست. آنها که روزگاری نگهبانان بیطرف صلح بودند، در دوران بحران وارد سیاست شدند و عملاً تبدیل به بازوی نظامی سنا گشتند. در The Clone Wars، جدایی از تعادل و ورود به جنگ، آنها را از اصولشان دور کرد.
جورج لوکاس از طریق این تمثیل، نشان میدهد که حتی نهادهای اخلاقی و معنوی نیز وقتی درگیر قدرت میشوند، سقوط میکنند. جدایها دیگر نور نبودند، بلکه ابزاری بودند در دستان همان نظام فاسدی که تصور میکردند از آن دفاع میکنند.
پیشدرآمدها، آینهی امروز ما
بیستوشش سال از انتشار The Phantom Menace گذشته، اما هشدار لوکاس تازهتر از همیشه است. فساد، بیتفاوتی سیاسی، قدرتگیری شرکتها و تضعیف نهادهای مردمی، همان مسیری است که لوکاس با دقت در فیلمهایش به تصویر کشید.
وقتی تونی گیلروی با سریال Andor دوباره سیاست را به قلب جنگ ستارگان برگرداند، بسیاری گفتند این اولین اثر سیاسی دنیای Star Wars است. اما حقیقت این است که لوکاس سالها پیش، این هشدار را داده بود؛ فقط کمتر کسی گوش داد.
میراث هشدار لوکاس
در نهایت، داستان سقوط آناکین و جمهوری، دو روی یک سکهاند. هر دو از درون فاسد میشوند، و هر دو گمان میکنند «برای خیر بزرگتر» عمل میکنند. این همان تراژدی اصلی است که لوکاس در قالب یک افسانهی فضایی روایت کرد:
دموکراسیها نمیمیرند چون دشمنی آنها را نابود میکند؛ میمیرند چون مردم، از ترس یا راحتطلبی، خودشان کلید نابودی را میچرخانند.
به قول فیلسوف اسپانیایی جورج سانتایانا:
«کسانی که گذشته را به یاد نمیآورند، محکوماند آن را تکرار کنند.»
لوکاس هم همین را گفت – فقط با لایتسیبر و کهکشان.























نظرات کاربران