پایان دادن به Stranger Things از همان ابتدا کار سادهای نبود و همه این را میدانستند. این سریال نزدیک به یک دهه جایگاه ویژهای در فرهنگ عامه، تلویزیون و زندگی مخاطبان پیدا کرد؛ فراتر از یک سریال موفق نتفلیکس و تبدیلشده به نمادی از نوستالژی، شخصیتهای دوستداشتنی و ترس قابلدسترس برای طیف گستردهای از مخاطبان.
اما مشکل اصلی همیشه قسمت پایانی است؛ جایی که انتظارات به اوج میرسد و هر تصمیم خلاقانهای ممکن است یا بیش از حد اغراقآمیز به نظر برسد یا بیشازاندازه محتاطانه. با این حال، قسمت آخر Stranger Things نشان داد که برادران دافر بیشتر از نمایشهای پرزرقوبرق و دیالوگهای شعاری، به جمعبندی منطقی و معنادار داستان علاقه دارند؛ جمعبندیای که هم به شخصیتها نگاه میکند و هم به مسیر خلاقانه خود سریال.
کسانی که از فصل اول همراه Stranger Things بودهاند میدانند این سریال همیشه لایهلایه ساخته شده است؛ از داستان اصلی گرفته تا زیرمتنهای احساسی و جزئیاتی که ارزش واقعیشان فقط در گذر زمان مشخص میشود. فینال سریال نیز همین رویکرد را دنبال میکند. بهجای یک پیچش داستانی شوکهکننده یا خداحافظی کلیشهای، قسمت آخر روی لحظات کوچک اما پرمعنا تمرکز دارد. درست در همینجاست که اشاره به Montauk اهمیت پیدا میکند؛ جزئیاتی که شاید از نگاه بسیاری از مخاطبان پنهان مانده باشد، اما برای آشنایان با تاریخچه سریال، معنای عمیقی دارد.
اشاره Stranger Things به ایده اولیهاش در قسمت پایانی
در اپیلوگ قسمت پایانی، هاپر (با بازی دیوید هاربر) و جویس (وینونا رایدر) در رستوران Enzo قرار ملاقات دارند و درباره آینده صحبت میکنند. بحثهایی درباره زندگی، نامزدی و ادامه مسیر پس از تمام اتفاقات هاکینز مطرح میشود. در همین گفتوگو، هاپر اشاره میکند که پیشنهادی برای رئیس پلیس شدن در Montauk نیویورک دارد؛ شغلی با حقوق بهتر و فرصتی واقعی برای شروع دوباره، دور از هاکینز.
در نگاه اول، این دیالوگ ممکن است ساده و گذرا به نظر برسد، اما انتخاب Montauk کاملاً حسابشده است. پیش از آنکه شهر هاکینز بهعنوان لوکیشن Stranger Things شکل بگیرد، نام اولیه سریال Montauk بود و قرار بود داستان در همانجا روایت شود؛ الهامگرفته از تئوریهای توطئه واقعی درباره آزمایشهای محرمانه دولت آمریکا.
حضور دوباره نام Montauk در قسمت پایانی، ادای احترامی ظریف به ریشههای سریال است؛ بدون نیاز به توضیح مستقیم. این یک ایستر اگ هوشمندانه برای طرفداران قدیمی است و در عین حال بهطور طبیعی در دل داستان جا میگیرد. Montauk نهتنها نماد شروعی تازه برای هاپر است، بلکه یادآور مسیری است که Stranger Things میتوانست در ابتدا طی کند، اما نرفت.
این انتخاب همچنین نشان میدهد Stranger Things چطور از نوستالژی استفاده میکند بدون آنکه اسیر آن شود. بهجای تکرار ارجاعات دهه ۸۰، فینال به درون خودش نگاه میکند و به روند شکلگیری پروژه اشاره دارد؛ نوعی نوستالژی درونی که حتی اگر مخاطب متوجه آن نشود، لطمهای به روایت نمیزند، اما اگر متوجه شود، پاداش میگیرد.
این اشاره زمانی مؤثرتر میشود که به مسیر شخصیتی هاپر توجه کنیم؛ شخصیتی که از فصل اول با فقدان و ایست عاطفی تعریف شده و همیشه در تصور آیندهای متفاوت مشکل داشته است. پایان دادن سریال با ایده تغییر و شروع دوباره برای او، آن هم در مکانی معنادار برای سازندگان، پیوندی هوشمندانه میان رشد شخصیت و لایه متاتکست داستان ایجاد میکند.
آیا این اشاره، سرنخی از اسپینآف Stranger Things است؟
با توجه به صحبتهای قبلی برادران دافر درباره ادامه دنیای Stranger Things در قالب اسپینآف، بسیاری از طرفداران معتقدند این اشاره کوچک ممکن است یک سرنخ پنهان باشد.
راس دافر در گفتوگویی با The National گفته بود:
«یک صحنه کوچک در قسمت پایانی وجود دارد که به پروژه بعدی ما اشاره میکند. باید دید آیا مردم متوجه آن میشوند یا نه.»
مت دافر نیز در مصاحبهای با Screen Rant توضیح داد که اسپینآف داستان، لوکیشن و شخصیتهای کاملاً متفاوتی خواهد داشت. با توجه به این توضیحات و دیالوگ هاپر، بعید است او در اسپینآف حضور داشته باشد، اما ممکن است Montauk بهعنوان بستری برای روایت داستانی تازه، در زمانی متفاوت، مورد استفاده قرار گیرد.
اسپینآفی در Montauk نهتنها از نظر تاریخی با Stranger Things همخوانی دارد، بلکه به سازندگان اجازه میدهد دوباره به همان ترس علمی-توطئهمحوری بازگردند که الهامبخش ایده اولیه سریال بود؛ بدون کش دادن مصنوعی داستان هاکینز.
در نهایت، Stranger Things بدون بستن تمام مسیرهای ممکن، خداحافظی میکند، اما بهروشنی نشان میدهد که میداند از کجا آمده و به کجا میتواند برود. این پایان، نه تلاش برای بهرهکشی از موفقیت، بلکه یادآوری این حقیقت است که بعضی ایدهها نمیمیرند؛ فقط منتظر زمان مناسب میمانند.
























نظرات کاربران