هشدار: این مطلب حاوی اسپویل کامل قسمت هفتم فصل دوم سریال «House of the Dragon» است.
از زمانی که دنیریس تارگرین (املیا کلارک) و برادرش ویسریس (هری لوید) را در «بازی تاج و تخت» ملاقات کردیم، یک چیز ثابت بود: مدتها پیش، تارگرینها اربابان اژدها بودند و خون سلطنتی و اغلب ناخالص آنها بود که به آنها – و در نهایت دنیریس – اجازه میداد با اژدها پیوند برقرار کنند و وستروس را حکومت کنند. «خانه اژدها» بینشی عمیقتر به دورهای داده است که تارگرینها با اژدهایان خود حکومت میکردند، اما در قسمت هفتم، ساعت پایانی فصل دوم، ما یک راز تکاندهنده را آموختیم که احتمالاً نقش مهمی در سقوط آنها خواهد داشت: مردم عادی – مردم کوچک – و بچههای نامشروع نیز میتوانند سوار بر اژدها شوند.
این قسمت با رویارویی رینیرا (اما دارسی) با ادم از هال (کلینتون لیبرتی)، سوارکار جدید اژدها، در پسزمینه دراماتیک یک ساحل بایر آغاز میشود. این لحظه بزرگی برای هر دو شخصیت است، زیرا برای رینیرا به این معنی است که برنامه او برای یافتن سوارکاران اژدها برای ورمیتور و سیلورویینگ جواب داده است و برای ادم، این یک بلیت فرار از تجارت کشتیسازی و ورود مستقیم به بازی سلطنتی است – چه برسد به نتیجه سرنوشتساز و قطعا خشونتآمیز آن. ما میدانیم که ادم پسر نامشروع کورلیس (استیو توسنت) است، به این معنی که خون اژدها در رگهای او جریان دارد. رینیرا این را نمیداند، که او را تشویق میکند تا از مردم کوچکی که معتقدند خون اژدها دارند، درخواست کمک کند. در اینجا دو سوارکار اژدهای دیگر یا بذرهای اژدها – همانطور که سواران نامشروع در سریال نامیده میشوند – وارد میشوند.
ما سفرهای اولف سفید (تام بنت) و هیو چکش (کیاران بیو) را در طول فصل دوم دنبال کردهایم و همه چیز به اینجا ختم شده است. هر دو در نهایت با اژدها، سیلورویینگ و ورمیتور، پیوند برقرار میکنند، که به همراه آدام روی سیسموک به این معنی است که تارگرینها اکنون هفت اژدها در کنار خود دارند. این بدان معناست که قسمت پایانی فصل هفته آینده احتمالاً بر رینیرا و ارتش جدید سوارکاران اژدهای او متمرکز خواهد بود که برای گرفتن قدرت در کینگز لندینگ به جنگ با ایموند و واگار میروند – در حالی که هلینا با دریمفایر پیوند برقرار کرد، اما ما هرگز او را بهعنوان یک بزرگسال سوار بر آن ندیدهایم. اما در حالی که این برای حال حاضر مثبت است، همانطور که جیس (هری کولت) اشاره کرد، از نظر بلندمدت این میتواند یک مشکل بزرگ برای خانواده و حق حکومت آنها باشد.
“اژدهایان مانند تارگرینها، نه به خدایان و نه به انسانها پاسخگو هستند.”
حق حکومت تارگرینها اساساً بر این تصور استوار است که آنها میتوانند اژدها را کنترل و رام کنند. در نتیجه، ترسی که آنها در خانوادههای بزرگ دیگر و همچنین مردم کوچک ایجاد میکنند بسیار زیاد است، اما این فصل از «خانه اژدها» به آرامی شاهد از بین رفتن این ترس بوده است. کریستون کول (فابیان فرانکل) اشتباه بزرگی کرد که سر یک اژدهای مرده را در خیابانهای خارج از رد کیپ به نمایش گذاشت، که بخشی از رمز و راز و قدرت این حیوانات را از بین برد و به مردم کوچک یادآوری کرد که در واقع میتوانند آنها را بکشند. سپس این واقعیت وجود دارد که فرزندان نامشروع رینیرا – که همه میدانند او با هاروین استرانگ رابطه داشته – قبلاً ادعای مالکیت اژدها کردهاند. اکنون که او درهای خود را به سوی بذرهای اژدها باز کرده است، حق حکومت تارگرینها بسیار رقیق به نظر میرسد و همانطور که جیس اشاره میکند، میتواند به راحتی منجر به از دست دادن ادعای او بر تخت شود. اگر افراد دیگری اژدها داشته باشند، چه چیزی مانع آنها از تلاش برای گرفتن تخت از او میشود؟
جالب اینجاست که شخصیتی که معمولاً نماینده این جنبه از افسانهها است، دیده نمیشود. نتلز یک شخصیت محبوب طرفداران جورج آر. آر. مارتین است که در کتابها یک زن یتیم جوان است که موفق میشود یک اژدها به نام شیپ استیلر را رام کند، و در حالی که یک خوانش از «آتش و خون» وجود دارد که او ممکن است فرزند نامشروع دیمون تارگرین (مت اسمیت) باشد، به طور کلی پذیرفته شده است که نتلز یک سوارکار منحصر به فرد بود زیرا خون تارگرین نداشت.
ما در قسمت ۷ یک سرنخ دیگر دریافت کردیم که رهاینا (فیبی کمبل) کسی خواهد بود که شیپ استیلر را رام میکند، زیرا او جسدهای سوخته گوسفند را در دره دنبال کرده است، جایی که میدانیم مدتی است که شایعاتی درباره یک اژدهای وحشی وجود داشته است. به نظر میرسد این تأیید میکند که نتلز آنطور که ما میشناسیم احتمالاً در نمایش ظاهر نخواهد شد، اما با توجه به اینکه این سریال تاریخ را بازنویسی میکند، ممکن است کسانی که آن را در «آتش و خون» نوشتهاند ندانسته باشند که رهاینا نتلز است. شاید این یک شخصیت فرعی باشد که او میپذیرد، زیرا ادعای مالکیت اژدها بدون رضایت رینیرا میتواند به نظر برسد که او نافرمانی کرده است. این برخی از تأثیر شخصیت نتلز را از بین میبرد، زیرا جذابیت او این بود که خون سلطنتی نداشت، اما آنها همیشه میتوانستند این موضوع را از طریق هیو یا اولف بررسی کنند اگر مشخص شود که یکی از آنها خون اژدها ندارد اما هنوز هم توانسته است با موجودات عظیم پیوند برقرار کند.
تقریباً همه اینها بخشی از افسانههای «آتش و خون» است، بنابراین خوانندگان کتاب ممکن است خیلی تعجب نکنند، اما برای کسانی از ما که فقط سریال را تماشا کردهایم، این یک تغییر بزرگ از ایده کلی است که فقط تارگرینهای واقعی میتوانند سوار بر اژدها شوند. و این احتمالاً نقش بزرگی در فصل ۳ خواهد داشت زیرا بخش بیشتری از جهان و مردم کوچک متوجه میشوند که آنها نیز ممکن است بتوانند با موجودات جادویی پیوند برقرار کنند، و وقتی این کار را کردند ممکن است شروع به فکر کنند که دیگر نیازی به زندگی تحت چکمه تارگرینها ندارند. اما باید منتظر قسمت پایانی و فصل ۳ بمانیم تا ببینیم چه اتفاقی میافتد.





















نظرات کاربران