سریال «بازی تاج و تخت» شبکه HBO پس از غیبتی تقریبا دو قرنی، بازگشت اژدهاها به وستروس را به تصویر کشید. سریال پیش درآمد آن، «خانه اژدها»، که بر اساس تاریخچهی صعود و سقوط خاندان تارگریان با عنوان «آتش و خون» نوشتهی جورج آر. آر. مارتین ساخته شده، به دورانی بازمیگردد که اژدها بر آسمان وستروس تسلط داشتند تا اینکه یک جنگ داخلی آنها را به لبهی انقراض کشاند.
جنگ موسوم به «رقص اژدهاها» با یک تراژدی مرتبط با اژدها در قسمت پایانی فصل اول «خانه اژدها» آغاز میشود. فصل دوم «خانه اژدها» کمپینی خونینتر برای جانشینی بین سیاهها و سبزها برای تصاحب تخت آهنین را به تصویر میکشد – جنگی داخلی که برای همه، انسان و اژدها، فاجعهبار بوده است.
در ادامه، تمام اژدهایی که تاکنون در «خانه اژدها» ظاهر شدهاند و برخی از اژدهایی که احتمالا در قسمتهای آینده خواهیم دید را معرفی میکنیم.
بیایید با معروفترین اژدهای تارگریان از همه آنها شروع کنیم…
بالریون وحشت سیاه (سوارکاران قبلی: ایگون فاتح و ویسریس تارگریان)
ما هرگز «وحشت سیاه» بدنام را نه در «بازی تاج و تخت» و نه در «خانه اژدها» ندیدهایم که به آسمان پرواز کند، زیرا این هیولای غولپیکر پیش از آغاز سریال پیش درآمد به دلیل کهولت سن مرده است. با این حال، وقتی ویسریس پیشگویی “آهنگ یخ و آتش” را با دختر و وارث خود، رینیرا تارگریان، در میان میگذارد، جمجمه عظیم او را در درون قلعه سرخ میبینیم. بالریون که بزرگترین و پیرترین اژدهای تارگریان پوشش داده شده در نمایش است، توسط ایگون فاتح سوار شده و سلاحی حیاتی در طول فتح وستروس توسط او بود. پس از مرگ ایگون اول، بالریون توسط مایگر ظالم و شاهزاده آئریا سوار شد و قبل از مرگش در نهایت اسب پادشاه ویسریس اول شد.
وهاگار (سوارکار فعلی: ايموند تارگریان)
وهاگار، دومین اژدهای بزرگ تارگریانها، یک اژدهای ماده باستانی و آخرین موجود زندهای است که در دوران نابودی والیریا زنده مانده است. وهاگار در زمان فتح ایگون سوارکاری ملکه ویسینیا تارگریان، خواهر/همسر ایگون، بود. آنها با هم ناوگان آریان را در آبهای گالتاون سوزاندند. در طول سریال «خانه اژدها»، وهاگار توسط لیدی لائنا ولاریون و سپس بلافاصله پس از مرگ لائنا توسط ايموند تارگریان سوار شد. از آن زمان، وهاگار و سوارکارش ايموند به مرگبارترین سلاح در کل وستروس تبدیل شدهاند و ترکیب این هیولای غولپیکر و جنگجوی بیرحم به بزرگترین تهدید برای سیاهها و ادعای رینیرا تبدیل شده است.
ايموند و وهاگار مسئول مرگ شاهزاده لوسیریس ولاریون و اژدهای او، آراکس، در پایان فصل اول «خانه اژدها» بودند و مسیر خونین خود را در فصل دوم با شکست دادن شاهزاده رینیس و اژدهای او، ملئیس، در نبرد استراحت کلاغ ادامه دادند.
سیراکس (سوارکار فعلی: رینیرا تارگریان)
سیراکس زرد رنگ، اسب بزرگ و سرسخت ملکه رینیرا تارگریان است و به طور منظم در طول فصلهای اول و دوم «خانه اژدها» دیده شده است. ما برای اولین بار سیراکس را در قسمت اول «خانه اژدها» دیدیم، زمانی که رینیرا در آسمان کینگز لندینگ پرواز کرد. سیراکس اخیراً در قسمت اول فصل دوم در حال سوگواری برای مرگ لوسیریس، پسر رینیرا، دیده شد.
کاراکس (سوارکار فعلی: دیمون تارگریان)
این هیولای بزرگ، قرمز و شاخدار که به نام کرم خون شناخته میشود، اسب شاهزاده دیمون تارگریان (مت اسمیت) است و به اندازه سوارکارش وحشی و بیرحم است. فصل دوم «خانه اژدها» برای اولین بار قدرت کاراکس را در جنگ دیمون علیه خرچنگخوار در استپ استونز به ما نشان داد. کاراکس در ابتدا اسب ايمون تارگریان (پسر فقید پادشاه جیهریس) بود و دیمون تنها نفر دوم است که توانسته او را رام کند. تا اواسط فصل دوم، آنها از دراگون استون به هارنهال پرواز کرده بودند و کاراکس اخیراً به عنوان تهدیدی برای بلکوودها در ریورلندز دیده شده است.
سانفایر (سوارکار فعلی: ایگون تارگریان)
با فلسهای طلایی و شعلههایش، جای تعجب نیست که این اژدهای نر بزرگ و سرسخت «سانفایر طلایی» لقب گرفته است. او اسب پادشاه ایگون دوم تارگریان (بازی شده توسط تام گلین کارنی) است که اولین سوارکار اژدهایی است که این هیولای نسبتاً جوان را رام کرده است. سانفایر اغلب به عنوان زیباترین اژدها شناخته میشود و ظاهر طلایی آن الهامبخش نشان طلایی ایگون بوده است.
قسمت چهارم فصل دوم «خانه اژدها» برای اولین بار سانفایر را در حال مبارزه با ملئیس رینیس نشان داد که در تیراندازی متقاطع وهاگار ايموند گرفتار شد و در نتیجه سانفایر به شدت زخمی شد، اما هنوز به سختی زنده از آسمان سقوط کرد. تا آنجا که ما میدانیم، سانفایر هنوز زنده است، اما بسیار غیرفعال است.
ورمیتور (سوارکار قبلی: پادشاه جیهریس اول)
«خشم برنزی»، سومین اژدهای بزرگ، در «جهان یخ و آتش» (کتاب همراه با یخ و آتش) به عنوان «پیر و خاکستری» توصیف شده است. این اژدهای نر زمانی اسب پادشاه جیهریس اول تارگریان، معروف به پادشاه پیر، بود و این پیوند را برای سلطنت 55 ساله جیهریس حفظ کرد. دیمون تارگریان در قسمت پایانی فصل اول «خانه اژدها» از او بازدید میکند، اما از آن زمان تاکنون ورمیتور بدون سوارکار مانده و منتظر کسی است که به اندازه کافی جسور باشد تا آن را ادعا کند.
در «آتش و خون»، ورمیتور در نهایت توسط هیو همر، یک اژدهازاد (فرزند نامشروع تارگریان یا ولاریون)، که قبلاً در فصل دوم «خانه اژدها» معرفی شده، ادعا میشود.
سیلورویینگ (سوارکار قبلی: آلیسانه تارگریان)
این اژدهای ماده که زمانی توسط ملکه آلیسانه تارگریان (همسر/خواهر مادام العمر پادشاه جیهریس) سوار شده بود، مانند ورمیتور، در حال حاضر بدون سوارکار است و هنوز در «خانه اژدها» دیده نشده است. طبق «آتش و خون»، سیلورویینگ بعداً اسب اولف سفید، شخصیت دیگری از اژدهازاد که به طور خلاصه در فصل دوم «خانه اژدها» معرفی شد و به سادگی اولف نامیده میشود، خواهد شد.
ملئیس (سوارکار قبلی: رینیس تارگریان)
«ملکه سرخ» اسب ملکهای است که هرگز نبود، شاهزاده رینیس تارگریان (بازی شده توسط ایو بست در «خانه اژدها»). ملئیس در «جهان یخ و آتش» به عنوان «پیر و حیلهگر، تنبل اما ترسناک وقتی بیدار میشود» توصیف شده است. رینیس و ملئیس در قسمت قبل از آخر فصل اول «خانه اژدها» با انفجار از گودال اژدها در هنگام تاجگذاری پادشاه ایگون دوم، سروصدای زیادی ایجاد کردند.
در قسمت چهارم فصل دوم، ملئیس در نبرد استراحت کلاغ با وهاگار و سانفایر جنگید. ملئیس و سوارکارش رینیس در نهایت توسط وهاگار شکست خوردند و پس از جراحات شدید به مرگ افتادند. در قسمت پنجم فصل دوم، سر بریده ملئیس را در کینگز لندینگ به عنوان «اژدهای خائن» به نمایش میگذارند.
موندانسر (سوارکار فعلی: بائلا تارگریان)
موندانسر که توسط «جهان یخ و آتش» به عنوان یک اژدهای ماده «باریک و زیبا» توصیف شده است، اسب کوچک اما سریع لیدی بائلا تارگریان، دختر دیمون تارگریان و لائنا ولاریون است. موندانسر به طور قابل توجهی کوچکتر از برخی از اژدهای دیگر است که باعث میشود سریع و چابک باشد.
ما بائلا را در قسمت سوم فصل دوم در حال سوارکاری روی موندانسر میبینیم که پس از گشتزنی در منطقه، کریستون کول و مردانش را تا خط درختان دنبال میکند.
سیسموک (سوارکار قبلی: لائِنور ولاریون)
این اژدهای خاکستری و سفید در دوران سریال «خانه اژدها» هنوز نسبتاً جوان است و در این دوران با سر لائِنور ولاریون (بازی شده توسط جان مکمیلان به عنوان یک فرد بالغ) پیوند میخورد. سیسموک در نبرد سرنوشتساز علیه خرچنگخوار در قسمت سوم فصل اول ظاهر میشود.
پس از مرگ ظاهری لائِنور، سیسموک بدون سوارکار مانده است. اگرچه در «خانه اژدها» مشخص است که مرگ لائِنور ساختگی بوده و ظاهراً هنوز در اسوس زنده است، اما هنوز مشخص نشده که آیا سیسموک همچنان این پیوند را با صاحب اصلی خود حفظ خواهد کرد یا خیر.
در «آتش و خون»، لائِنور قطعاً مرده است (تا جایی که نویسندگان درون دنیای داستان میدانند) و سیسموک در نهایت توسط ادم از هال، شخصیتی که به همراه برادرش آلین در فصل دوم «خانه اژدها» معرفی شد، سوار میشود. ادم یک اژدهازاد و پسر نامشروع کورلیس ولاریون است که پدر لائِنور، سوارکار اصلی او نیز بود.
دریمفایر (سوارکار فعلی: هلینا تارگریان)
این اژدهای ماده نقرهای و آبی اسب هر دو شاهزاده خانم رینا تارگریان (دختر انیس اول) و ملکه هلینا تارگریان بوده است. هلینا به ندرت سوار دریمفایر میشود و ترجیح میدهد وقت خود را صرف مادری برای فرزندانش کند. این اژدها در فصل اول «خانه اژدها» به طور خلاصه دیده میشود که از فرزندان خود مراقبت میکند و از تخمهای اژدها محافظت میکند، زمانی که ايموند جوان تلاش میکند یکی از آنها را بردارد.
تسریون (سوارکار فعلی: دیرون تارگریان)
«ملکه آبی» اسب شاهزاده دیرون تارگریان است، شخصیتی که هنوز با او آشنا نشدهایم اما در فصل دوم «خانه اژدها» به طور خلاصه به او اشاره شده است. دیرون، برادر کوچکتر پادشاه ایگون، در حال حاضر با خانواده بزرگ مادرش، آلیسنت هایتاور، در اولد تاون زندگی میکند.
این اژدهای ماده که شعله آبی میدمد، گفته میشود جوانتر از دریمفایر، سانفایر و وهاگار است و حالا که دیرون رسماً در سریال ذکر شده، میتوانیم امیدوار باشیم که آتش آبی او را بعداً در سریال ببینیم.
استورمکلاد (بدون سوارکار فعلی)
این اژدهای نر جوان برای ورود به سریال «خانه اژدها» خیلی جوان است و در ادامه سریال، اسب ایگون جوانتر، پسر نوپای رینیرا و دیمون تارگریان خواهد شد.
با این حال، استورمکلاد در حال حاضر با رینا و کودکان تحت حمایت رینیرا در ایری است و همراه با تیراکس، بخشی از وعده به لیدی جین آریان برای فرستادن اژدها برای محافظت از ویل است.
ورماکس (سوارکار فعلی: جیسریس ولاریون)
ورماکس، اژدهای نر جوان، اسب شاهزاده جیسریس ولاریون (پسر رینیرا تارگریان و لائِنور ولاریون – اگرچه مشخص است که او در واقع فرزند نامشروع هاروین استرانگ است) است. این اژدهای سبز در طول فصل اول به طور خلاصه ظاهر میشود و جیسریس را به ایری و سپس وینترفِل میبرد تا از خانهها برای حمایت از رینیرا، ملکه، پشتیبانی کند.
ورماکس اخیراً در دوقلوها دیده شد، جایی که جیسریس برای مذاکره با فریها برای مادرش، رینیرا، سوار بر آن شده بود.
آراکس (سوارکار قبلی: لوسیریس ولاریون)
این اژدهای نر جوان که گفته میشود پنج برابر کوچکتر از وهاگار است، اسب شاهزاده لوسیریس ولاریون است. لوسیریس مانند برادر بزرگترش، جیسریس، پسر مورد اختلاف رینیرا تارگریان و لائِنور ولاریون است. آراکس و لوسیریس نقش مهمی در قسمت پایانی فصل اول «خانه اژدها» دارند، زیرا لوک، همانطور که او را صدا میزنند، با عمو و رقیب دوران کودکی خود، ايموند تارگریان، درگیر میشود. ايموند در حالی که سوار بر وهاگار است، نه تنها آراکس را میکشد، بلکه لوسیریس را نیز میکشد.
تیراکس (سوارکار فعلی: جفری ولاریون)
تیراکس اسب شاهزاده جفری ولاریون (فرزند سوم رینیرا و لائِنور – که دوباره مورد اختلاف است) است. در فصل دوم «خانه اژدها»، از تیراکس به عنوان ابزاری برای چانهزنی برای کسب وفاداری خاندان آریان استفاده میشود که درخواست یک اژدها برای محافظت از ایری کرده بودند.
مورغول (بدون سوارکار فعلی)
در کتاب «آتش و خون»، این اژدهای جوان به شاهزاده جیهارا تارگریان، دختر پادشاه ایگون دوم و بازمانده حادثه خون و پنیر، تعلق دارد. با این حال، به دلیل سن جیهارا در سریال، احتمالاً مورغول هنوز متولد نشده و در حال حاضر در تخم زیر تخت جیهارا استراحت میکند.
شریکوس (بدون سوارکار فعلی)
مانند مورغول، شریکوس نیز هنوز از تخم بیرون نیامده است. این اژدها متعلق به برادر دوقلوی جیهارا، جیهریس، بود. با این حال، حادثه خون و پنیر پسر را بدون سر کرد، بنابراین بعید است که ما هرگز شریکوس را در سریال ببینیم.
مورنینگ (بدون سوارکار فعلی)
اژدهای ماده مورنینگ، فرزند سیراکس، بعداً در کتاب «آتش و خون» از تخم بیرون میآید. مورنینگ دارای فلسهای صورتی و شاخهای سیاه است و اسب لیدی رینا تارگریان است که در حال حاضر در سریال بدون اژدها است. مشکوک است که مورنینگ یکی از چهار تخم اژدهایی باشد که رینا و کودکان تارگریان برای محافظت به ویل بردهاند.
شیپاستیلر (بدون سوارکار فعلی)
ما هنوز شیپاستیلر را در سریال ندیدهایم، اما این یک اژدهای وحشی پیر است که هنوز ادعا نشده است و همانطور که از نامش پیداست، به طور مرتب در حال جشن گرفتن با موجودات پشمالو در چراگاهها دیده میشود.
در کتاب «آتش و خون»، شیپاستیلر یک اژدهای وحشی «قهوهای و ساده» است که در نهایت توسط دختری «ساده، نامولد و بدنام» به نام نتلز رام میشود، که به اژدها گوشت گوسفند میدهد تا آن را رام کند. نتلز هنوز در «خانه اژدها» معرفی نشده است.
کنبایال (بدون سوارکار فعلی)
این هیولای دیگر هنوز در «خانه اژدها» معرفی نشده است، این اژدهای وحشی در کتاب «آتش و خون» به دلیل اینکه هرگز سوار نشده و حتی رام نشده است، و به دلیل خوردن اژدهای دیگر، به همین دلیل نامگذاری شده است. افسانهها میگویند که از قبل از ورود تارگریانها در دراگون استون کمین کرده است.
گری گوست (بدون سوارکار فعلی)
مانند کنبایال، این اژدهای وحشی دیگر نیز هرگز رام یا سوار نشده و باید در «خانه اژدها» ظاهر شود. گفته میشود که به جای مردم از ماهی تغذیه میکرده است.



































نظرات کاربران