بهترین انیمه با تاریک ترین طنز
به عنوان یک ژانر، کمدی به سختی چیزی است که بتوان آن را با معیارهای عینی تعریف کرد. چیزی که ممکن است بهطور باورنکردنی سرگرمکننده باشد، دیگران آن را آزاردهنده و توهینآمیز میدانند. با این حال، ماهیت ذهنی کمدی همان چیزی است که باعث شد این ژانر در تمام رسانه ها، از جمله انیمه، بسیار گسترده و چندوجهی شود. در انیمه معمولاً از طنز برای کم کردن حال و یا برجسته کردن پوچ بودن موقعیت های خاص استفاده می شود. به این ترتیب، زیرژانرهایی مانند اسلپ استیک و کمدی گگ بر این ژانر غالب هستند. با این حال، همه به نمایش های کمدی روی نمی آورند تا سختی های زندگی را فراموش کنند و اوقات خوشی را سپری کنند.
کمدی تاریک بهترین انتخاب برای کسانی است که به دنبال این هستند که با تمسخر این موضوعات تلخ، احساس بهتری نسبت به بی عدالتی و ظلم وجود داشته باشند. ترکیبی خاص از مضامین بیمارگونه و طنز تند، علیرغم ماهیت بحث برانگیز و اغلب ناراحت کننده آن، برخی از خنده دارترین سریال ها را در این ژانر تولید می کند. از طنز توهینآمیز خام و مبتذل گرفته تا کمدیهای اگزیستانسیال تکاندهنده، انیمههایی که از طنز تاریک لذت میبرند، در ساختن سوژههای عجیب و غریب باورنکردنی هستند.
Gintama
در حالی که گینتاما به خاطر طنز و طنزهای خندهدار بیشماری معروف است، اما وقتی صحبت از کمدی به میان میآید، از همه حرفهها لذت میبرد. این شامل مسخره کردن چیزهای فوق العاده بیمارگونه است. سامورایی بیحال گینتوکی، همراه با بازیگران عظیم شخصیتهای عجیب و غریب سریال، اغلب خود را در موقعیتهای بیطرفانهای میبینند که هرگز در تبدیل آن به یک مسخره خندهدار کوتاهی نمیکنند.
قهرمانان گینتاما، از فشار دادن مداوم یک فرد بیکار و بیکار و خودکشی گرفته تا چرخاندن مراسم تشییع جنازه یکی از دوستانشان به رقابتی هیستریک، فراتر از درگیر شدن در سناریوهای خامی نیستند که هرگز طبق نقشه پیش نمی روند یا در میانه یک فاجعه جوک های دلخراش. با این حال، این توانایی درخشان در به نمایش گذاشتن کمدی هر موقعیتی چیزی است که سریال را بسیار نمادین می کند.
Life Lessons with Uramichi-Oniisan
برای بسیاری از طرفداران، انیمه به عنوان یک فانتزی فرار کامل عمل می کند که به فرد اجازه می دهد برای لحظه ای مشکلات زندگی روزمره را فراموش کند. با این حال، کمدی تاریک مرتبط «درسهای زندگی» با اورامیچی-ونیسان برعکس این است که بینندگان را از خشنترین حقایق زندگی بزرگسالان پناه میدهد و آنها را در ذهنیت افسردهکننده قهرمان عنوان خود غوطهور میکند.
اورامیچی که مجری یک برنامه تلویزیونی تعاملی کودکانه است، باید برای طرفداران جوانش نمای شادی بسازد. با این حال، شکافهای شخصیت تلویزیونی شاد او دائماً فردی تلخ و سرخورده را که در زیر آن پنهان شده است نشان میدهد. در حالی که ممکن است نارضایتی های اورامیچی برای برخی بسیار نزدیک به خانه باشد، این سریال کار باورنکردنی ای را برای ترویج خنده به عنوان راهی برای مقابله با دردهای دنیوی وجود انجام می دهد.
Watamote
از نظر اجتماعی بی دست و پا، به طرز آزاردهنده ای از کاستی های خود غافل است، قضاوت کننده و تنبل است – این ویژگی های منفی که قهرمان Watamote، توموکو کوروکی را مشخص می کند، به سختی یک قهرمان دوست داشتنی را تشکیل می دهد. با این حال، طنز تاریک و خودآگاه سریال به بهره برداری از عیوب توموکو برای سرگرمی مخاطبان متکی است. توموکو، نوجوانی که وسواس زیادی به بازی های سیم کارت دارد، فرصتی طلایی برای تغییر زندگی خود و محبوب شدن پس از ورود به دبیرستان می بیند.
با این وجود، مهم نیست که چه تلاشهای سطحی و غیر قابل لمسی برای رسیدن به هدفش انجام میدهد، فقدان لطف اجتماعی و ناتوانی گیجکنندهاش در درس گرفتن از اشتباهاتش او را از پیشرفت باز میدارد. حتی اگر خجالت دست دوم از تماشای توموکو در حال حرکت کردن، گاهی اوقات بیش از حد قابل تحمل باشد، نمایش در هجو بیرحمانه کاستیهای قهرمانش برتری مییابد.
Dorohedoro
در نگاه اول، دنیای بیرحم و ترسناک Dorohedoro به خوبی با کمدی ترکیب نمیشود – فضای پسا آخرالزمانی آن مملو از خشونت است، و طرح سریع اکشن و ترسناک سریال به سختی فرصتی برای خندههای شادیبخش میدهد. با این حال، Dorohedoro به طرز ماهرانه ای تیره بودن داستان خود را با طنز تاریک سورئال و فوق العاده متعادل می کند، که از آن برای خنثی کردن ظلم وحشتناک اکشن و پیشرفت داستانی خود استفاده می کند.
احمقانه تعاملات کیمن و نیکایدو، همراه با بدجنسی های عجیب و غریب هر شخصیت به یاد ماندنی که نمایش معرفی می کند، در کنار هم قرار گرفتن در برابر خشونت شکوهمند و بیش از حد، فضایی منحصر به فرد ایجاد می کند. مهمتر از همه، طنز نشان میدهد که Dorohedoro خودش را خیلی جدی نمیگیرد و به بینندگان یادآوری میکند که با داستان خاص خود سرگرم شوند.
Humanity Has Declined
دنیای دوست داشتنی Humanity Has Declined، که پری های کوچک با ظاهری شایان ستایش در آن زندگی می کنند، دنیایی است که در آن تمدن بشری در آستانه انقراض قرار دارد. قهرمان بی نام، واتاشی، به عنوان میانجی بین پری هایی که به سرعت در حال تولید مثل هستند و بقایای بشریت عمل می کند. با وجود همه جذابیتهایشان، پریها موجودات قدرتمندی هستند با عدم آگاهی کامل از خود یا توجه به ایمنی، اقدامات بیدقت آنها دائماً واتاشی را در سورئالترین موقعیتها فرو میبرد. Humanity Has Declined که داستانی غیرمتعارف و خلاقانه بی پایان با سناریوهای اپیزودیک خود دارد، یک طنز اجتماعی هوشمندانه است که به عنوان یک ماجراجویی فانتزی جلوه می کند. تلخ و طعنه آمیز در نتیجه مشاهده نوع بشر در بدترین حالت خود، واتاشی با بصیرت سورئال و اغلب غیرمنتظره بدبختی های ناگوار پری ها را به گونه ای تفسیر می کند که به طور طعنه آمیزی منعکس کننده زندگی واقعی و نقص های ذاتی بشریت است.
Sayonara, Zetsubou-Sensei
وقتی نوبت به تمسخر هوشمندانه تابوترین موضوعات و مضامین ناراحتکننده میرسد، Sayonara، Zetsubou-Sensei هر انیمه کمدی تاریک دیگری را دارند. قهرمان آن، نوزومو ایتوشیکی، یک معلم دبیرستان است که دیدگاهش نسبت به زندگی با ناامیدی تعریف شده است – تقریباً همه چیز او را به یک مارپیچ افسرده میفرستد و باعث میشود که تلاشی برای زندگیاش انجام دهد.
دانشآموزان او گرچه مستعد خودکشی نیستند، اما به همان اندازه غیرمتعارف هستند و هر کدام بازگویی افراطی از کهن الگوی شخصیتی موجود در فرهنگ یا جامعه ژاپنی است. سایونارا، زتسوبو-سنسی از طریق لنز کمدی پوچ خود، بخشهای ناخوشایند زندگی و مسائل اجتماعی را منعکس میکند که بیشتر نمایشها ترجیح میدهند زیر قالیچه جارو بزنند، در حالی که پوچ بودن خندهدار دنیای غمانگیزش را برجسته میکند.





















نظرات کاربران