زندگینامه حماسی پادشاه زیر کوهستان تورین سپربلوط

تورین سپربلوط

تورین دوم در سال ۲۷۴۶ از دوران سوم در اره بور بدنیا آمد، وی پسر تراین دوم، پسر ترور شاه مردم دورین بود. تورین برادری به نام فریرین و خواهری به نام دیس داشت که فیلی و کیلی را زایید. تورین هرگز ازدواج نکرد. او از فاصله ای دور ویرانی اسماگ آن هنگام که این اژدها به شهر دیل و اره بور یورش برد را دید و همراه خانواده اش از معرکه گریخت ( در سال ۲۷۷۰) در سال ۲۷۹۹، در اثنای نبرد آزانول بیزار (دیمریل دیل) علیه اورک ها – نبردی برای آنکه انتقام مرگ وحشیانه پدر بزرگش ترور را بگیرد – سپر تورین درهم شکست. او در آن نزدیکی، کنده بلوط ستبری یافت که هم بعنوان سپر و هم گرز از آن بهره برد و در هنگامه نبرد عقب ننشست. در آن روز تورین دلیرانه تعداد بسیاری ارک را به هلاکت رساند و زان پس سپربلوط نام گرفت. برادرش فریرین در این زمان کشته شد. پس از این نبرد، تورین، پدرش تراین و تعدادی از دورف های باقی مانده سرگردان و بی هدف به سمت دونلند و اریادور شتافتند. آنان به سان مردمان تبعیدی دورف، نهایتا در شرق کوهساران ارد لوئین (کوهساران آبی) ساکن شدند ( سال ۲۸۰۲) تورین سپربلوط پس از آنکه در سال ۲۸۴۵، پدرش ناپدید شد، شاه مردم دورین شد و در طول نود و شش سال بعد، بیشتر و بیشتر در باب ثروت به یغما رفته خویشانش و اژدهایی که خانه اش را حرمت شکست، به تعمق نشست.

اینکه در مارس ۲۹۴۱ گندالف را در بری ملاقات کرد اقبالی بود که آینده تورین و اخلافش را تغییر داد و دورف ها را همراه هابیتی به نام بیلبو، به جست و جوی اره بور، تنها کوه کشاند.تورین دلاور، بهادر و به دوستان نزدیک و خانواده اش وفادار بود. او توانایی های رهبری فوق العاده داشت و مشتاقانه مسئولیت پذیرفت. این صفات تحسین برانگیز در کتاب هابیت هویدا هستند. هرچند، او تشنه انتقام بود و این احساس خود را در عزم جزم او برای بازگرداندن ثروت خاندانش – خوابیده در اعماق اره بور- از دست اسماگ اژدها، نشان داد. لجاجت، غرور و طمع بخش دیگری از سیرت ثورین بود. این سه خصیصه به طور برجسته خود را در دروازه تنها کوه نشان دادند، جایی که ثورین لجوجانه پیشنهاد مذاکره با مردان دریاچه و الف ها را رد کرد. او همچنین در باره اینکه به مردان اسگاروث، سهمی از گنجینه که حقشان بود را ندهند، مصر بود.تورین گنج گم گشته خاندانش را ارج می نهاد و می پنداشت که دیگران در طمع آن هستند. بلیبو بگینز، که در یاری رساندن به دورف ها در جست وجوی اره بور، سودمند بود، با ثورین قرارداد مکتوبی بسا که درصد مشخصی از گنج را دریافت کند. ثورین می پنداشت که سهم نهایی از گنج تنها دلیلی بوده که هابیت با سفر دورف ها موافقت کرده اما آن طور که می دانیم، این گونه نبود. به رغم آنکه ثورین رفتار و گفتار خشمگینی با بیلبو داشت که چرا مخیانه جواهر آرکن استون را به بارد و شاه الف ها بعنوان ابزار چانه زنی صلح داده است، ثورین خود را از بند این تعلقات البته تنها در بستر مرگ رها ساخت. در آخرین دقایق زندگانیش در سرزمین میانه، در حالی که از زخم های مهلک فرو افتاده بود، بیلبو را فرا خواند و بابت گفتار و رفتارش در دروازه عذر خواست، چرا که متوجه بود در حال سفر به مکانی است که گنج ارزشی ندارد.

او در واپسین وداعش با بلیبو – که مانند آمرزش بود – با مهربانی به او گفت که در او نیکی ای بیش از آنچه می پنداشت وجود دارد – نظری به طور نامعمول مثبت که از زبان این دورف مغرور برآمد کسی که در آخرین پرده زندگانیش در سرزمین میانه، در صدد برآمد کفاره کردار گذشته اش را بدهد.تورین سپربلوط، شاه زیر کوه، در پایان زندگانی دمدمی و کامیابش، از بلیبوی هابیت در حالی جدا شد که دوستی شان تازه ترمیمی شده بود (در سال ۲۹۴۱) – پایانی تلخ بر رابطه ای پرآشوب. در چکامه ای حماسی به نام فولوشپا (Völuspá) که در ادای منظوم (Eldar Edda) یافت شده و مورد تحسین تالکین بود، دورف ها در زمین زاده شدند و مانند کرم هایی در گوشت بودند. خدایان شورایی برپا داشتند و تصمیم گرفتند تا به آنان ظاهر و هوش انسان را بدهند گرچه در دل زمین و صخره ها می زیستند. نیبلونگن، چکامه حماسی ژرمنی قرون میانه متاخر، به طور مشابه دورف ها را به عنوان موجودات زیر زمینی توصیف می کند که در تاریکی می زیند، خصومت و طمع در طبع شان است و از کرم ها بدنیا آمده اند. تالکین مدعی است گرچه او موکدا از نمونه اسکاندیناویایی یا ژرمانیک دورف ها پیروی نکرده، در برخی صفات اساسی اشتراکاتی دارند خصوصا با افسانه های ژرمنی. دورف های تالکین، ذاتا اهرمن یا دشمن نژادهای دیگر نیستند بلکه از خود صفات انسانی طمعکاری و حسادت را به نمایش می گذارند. تالکین نام ها تورین سپربلوط و دیگر دورف های سرزمین میانه را کلمه به کلمه از فولوشپا گرفته است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *