۵ انیمه تاریک که از ده دقیقه اول میشد فهمید شاهکار خواهند شد
در دنیای انیمه، اکثر داستانها به زمان نیاز دارند تا جایگاه خود را پیدا کنند. ابتدا شخصیتها معرفی میشوند، محیط توضیح داده میشود و آرامآرام داستان اصلی شکل میگیرد. اما بعضی سریالها از همان ابتدا بیننده را وارد دنیایی میکنند که عمیق، تاریک و گیراست و نشان میدهد با اثر ویژهای روبهرو هستیم.
برای انیمههای تاریک، این کار حتی دشوارتر است. کوچکترین اشتباه در ریتم یا لحن، داستان را به جای ترسناک بودن، شعاری و کلیشهای میکند. اما انیمههایی مانند Attack on Titan و Death Parade نه تنها از این دام دور میشوند، بلکه از همان ابتدا عظمت خود را نشان میدهند. این موفقیت میتواند با انیمیشن نفسگیر، پیچشهای شوکهکننده داستان یا حس غیرقابل توصیف تهدید ایجاد شود. به هر حال، قسمتهای ابتدایی آنها باعث میشود بیننده مطمئن شود با یک کلاسیک آیندهدار روبهرو است.
۵. Neon Genesis Evangelion: ایجاد نومیدی وجودی قبل از اولین نبرد مکانی
Neon Genesis Evangelion از همان ابتدا تلاش نمیکند هیجان مبارزات غولآسا با هیولاها را به بیننده بفروشد. سریال در توکیو-۳ ویران شده آغاز میشود، جایی که نیروهای نظامی با دشمنی شکستناپذیر به نام «فرشته» دست و پنجه نرم میکنند. از همان ابتدا مشخص است که انسانها در حال باخت هستند. تنش از طریق دیالوگ رادیویی، حرکات دوربین لرزان و انفجارهای ناگهانی ساخته میشود و حس مستند جنگی ایجاد میکند.
وقتی شینجی ایکاری با میساتو کاتسورگی مواجه میشود، نه به عنوان قهرمان، بلکه در جریان یک تخلیه نظامی است. سردرگمی و ترس شینجی فوراً آشکار میشود. او قهرمانی مقدر نیست؛ نوجوانی است ترسان که آرزو دارد جای دیگری باشد. این آسیبپذیری، بیننده را جذب میکند و سؤال ایجاد میکند که آیا او میتواند زنده بماند؟ تاریکی سریال در تمام جنبهها دیده میشود: از فرشتگان و ویرانی شهر تا حس شکست قبلی.
۴. Attack on Titan: صبح آخرین آرامش بشر
ده دقیقه ابتدایی Attack on Titan با مهارت تمام، با آرامش شروع میشود؛ کودکان در شهر شیکانشینا بازی میکنند و فروشندگان مشغول معاملهاند. تنها نشانه تهدید، دیوار عظیم شهر است که حس تهدید ایجاد میکند. به مرور، حس خطر افزایش مییابد و با ورود کولوسال تایتان، آرامش شهر به طور کامل فرو میریزد. این دقایق ابتدایی نشان میدهند جهان داخل دیوارها هرگز امن نبوده و داستان هیچگاه اجازه نخواهد داد بیننده احساس امنیت کند.
۳. Made in Abyss: زیباییای که بعداً درد ایجاد میکند
شروع Made in Abyss فریبنده و دلنشین است. نور خورشید روی جنگل میتابد و دو کودک وارد Abyss میشوند. در ابتدا دنیای داستان رنگارنگ و جادویی است. اما به مرور خطر ظاهر میشود: موجودات عظیم و مرگبار و شرایط سخت نشان میدهند این جهان بیرحم است. حتی نجات شخصیتها نیز حس هشدار ایجاد میکند و بیننده متوجه میشود هر قدم در این دنیا با قیمت خون همراه است.
۲. Death Parade: ترس خاموش
ده دقیقه ابتدایی Death Parade حس ناراحتی ایجاد میکند. زوجی وارد بار Quindecim میشوند، جایی که دیزاین جذاب و در عین حال سرد است. بارتندر، دسم، با لبخندی که حقیقت را پنهان میکند، قوانین بازی مرگبار را اعلام میکند. درد و وحشت بازی با فضای آرام بار تضاد ایجاد میکند و بیننده متوجه میشود هر لبخند و هر سؤال، بخشی از قضاوتی است که هیچ راه بازگشتی ندارد.
۱. Ergo Proxy: حس اشتباه از همان ابتدا
Ergo Proxy بدون مقدمه وارد دنیای تاریک و پرتنش خود میشود. آزمایشگاه با اضطراب و وحشت کارکنان شروع میشود؛ موجودی نه انسان، نه ماشین، اما زنده و خطرناک. وقتی انفجار کنترل اتفاق میافتد، هنوز اثر کامل آن دیده نمیشود، اما تهدید حس میشود. سریال سپس به شهر رومدو منتقل میشود؛ تضاد بین نظم ظاهری و آشوب اولیه نشان میدهد جامعه در امنیتی خیالی زندگی میکند و تهدید اولیه اجتنابناپذیر است.


























نظرات کاربران