بررسی انیمیشن The Witcher: Sirens of the Deep 2025
0

بررسی انیمیشن The Witcher: Sirens of the Deep 2025

بزرگترین جاذبه‌ی The Witcher: Sirens of the Deep، اجرای نقش اصلی آن است: داگ کاکل، صداپیشه‌ی بازی گرالت، از یک نسخه از حماسه‌ی فانتزی در حال نگارش آندری ساپکوفسکی به نسخه‌ای دیگر می‌رود تا اجرایی خش‌دار و طعنه‌آمیز از قصاب معروف بلاویکن در این فیلم نتفلیکس ارائه دهد. متاسفانه، بزرگترین جاذبه‌ی اینجا، تنها جاذبه‌ی آن نیز هست. The Witcher: Sirens of the Deep، که دنباله‌ای بر کابوس گرگ محصول ۲۰۲۱ است، بی‌نوا و از نظر دراماتیکی عقیم است. رویکرد انیمه‌ای بی‌روح و پاستلی آن، گرالت اهل ریویا را به خوبی به یک اکشن فیگور چرخان تبدیل می‌کند، به قیمت از دست دادن کنجکاوی هنری که دنیای ویچر ساپکوفسکی را به چنین دنیای جذاب و گم‌شدنی تبدیل می‌کند.

صدای متمایز کاکل، حضور تثبیت‌کننده‌ای در آژیرهای اعماق است و کیفیتی اندوهگین به آن می‌بخشد که به راحتی یادآور اوج بازی‌های نقش‌آفرینی ویچر از CDPR است. اجرای او دارای غنای زیرکانه‌ای است که متاسفانه در اقتباس‌های دیگر وجود ندارد. در حالی که فیلم اطراف او به کلیشه‌های فانتزی قابل پیش‌بینی و ویرانی اجباری شمشیرزنی می‌رود، گرالتِ گذشته و آینده ثابت می‌ماند و منتظر داستانی هوشمندانه‌تر است که هرگز محقق نمی‌شود.

بررسی انیمیشن The Witcher: Sirens of the Deep 2025

یکی دیگر از نقاط روشن، کری‌خوانی او با جوئی بیتی است که بار دیگر عود یا ساز لوت جاسکیِر، چهره‌ی موفق ویچر در دنیای واقعی را برمی‌دارد. این پیوند بین فرنچایزی، تناسب مناسبی ایجاد می‌کند و زمانی که گرالت و جاسکیِر آزادند که با هم باشند، The Witcher: Sirens of the Deep تا حدی لذت‌بخش می‌شود. اعتماد بازیگران به نقش‌هایشان به راحتی جذاب‌ترین جنبه‌ی فیلم است و آنها بسیار بیشتر از گروهی از لهجه‌های وحشتناک “بریتیش” اطرافشان، لذت‌بخش هستند.

و ای کاش، برخی از بازیگران واقعاً در ایفای نقش شخصیت‌های جدید شکست نمی‌خوردند. به‌ویژه قدردانی از اِسی (کریستینا ورن) و شاهزاده آگلووال (کامروس جانسون) دشوار است، نه تنها به دلیل بازی نا متقاعدکننده و گاه فاجعه‌بار ورن و جانسون، بلکه به دلیل نحوه نگارش منفعلانه‌ی آنها. از دیدگاه داستان‌گویی، اِسی به ویژه چیز قابل توجهی نیست: شخصیتی پرشور و آگاه به دریا از گذشته‌ی جاسکیِر که به طور طبیعی محبت گرالت را جلب می‌کند، او بیشتر یک علاقه‌ی عشقی کلیشه‌ای برای قهرمان ماست تا یک رقیب عاشقانه مناسب. آگلووال نیز به همان اندازه تک‌بعدی است، شاهزاده‌ای عبوس که در یک ملودرام سیاسی پر تنش بین پادشاهی‌های مردم دریا و انسان‌ها گرفتار شده است. شیفتگی او به پری دریایی شیناز (امیلی کری) به عنوان مقدمه‌ای برای جنگ عمل می‌کند، اما اگر هیچ علاقه‌ای ارزش به خطر انداختن یک پادشاهی را بین این دو شخصیت داشته باشد، از فیلمنامه حذف شده است.

گرالت و جاسکیِر خود را در قلمرو ساحلی برِمِروورد می‌یابند که از شکم‌های خالی و به لطف ینیفر ونگربرگ بنفش چشم (آنیا چالوترا، در گذشته‌ها)، احساسات جریحه‌دار شده‌ای رنج می‌برند که تعیین می‌کند ویچر قراردادهای خود را کجا می‌گیرد و اینکه آیا او برای به دست آوردن مقداری سکه، هیولایی را می‌کشد یا خیر. (او اصرار دارد که یک “قانون اخلاقی” دارد – اگرچه این اصرار تنها مدرک آژیرهای اعماق برای وجود این قانون است.) ناامیدی آنها، آنها را به درگیری بین برِمِروورد و پادشاهی مردمان دریا از یس می‌کشاند و علیرغم رزرو شرط ضعیفش، گرالت نمی‌تواند درگیر نشود، به ویژه هنگامی که قرارداد مشکوک برای حذف یک نژاد کامل هیولا از پادشاه ثروتمند اوسولدت (سایمون تمپلمن) می‌رسد – همانطور که جاسکیِر گرسنه می‌گوید: “قوانین برای هیچ کس، سکه برای همه.” دیری نمی‌گذرد که گردنبند گرالت شروع به لرزیدن و تکان خوردن می‌کند.

بررسی انیمیشن The Witcher: Sirens of the Deep 2025

طرح داستان، حتی با استانداردهای ویچر، کلیشه‌ای است. اوسولدت از گرالت می‌خواهد که دسته‌ای از وودنیک‌ها – مردمان ماهی که به یس خدمت می‌کنند – را که غواصان مروارید را در سواحل برِمِروورد آزار می‌دهند، نابود کند، اما طبیعتاً، چیزهای بیشتری از یک اختلاف ساده بر سر قلمرو آبی در میان است. با پیشرفت فیلم، دسیسه‌های درباری در خشکی و دریا، تصویری کسل‌کننده از انگیزه‌های نژادپرستانه از سوی معدودی قدرت‌طلب ترسیم می‌کنند که دوست دارند پادشاهی‌هایشان صرفاً از روی کینه (و شاید کمی سود) به جنگ بروند. و جنگ اجتناب‌ناپذیر است مگر اینکه گرالت، جاسکیِر و اِسی به ته این توطئه برسند، داستانی که مانند یک بازگویی مزخرف از پری دریایی کوچولو (موازی که در یک سکانس موسیقیایی مزخرف بر آن تاکید می‌شود) آشکار می‌شود و اغلب شبیه به نسخه‌ای بی‌الهام‌تر از دنیای فیلم‌های انیمیشنی DC، تخت پادشاهی آتلانتیس به نظر می‌رسد.

صحنه‌های اکشن ابتدایی هستند و اخلاق مبهم ساپکوفسکی برخی از ظرافت‌های خود را در جملاتی مانند “انسان‌ها استعداد خاصی در جستجوی سودهای کوتاه‌مدت دارند و داستان را دوباره تعریف می‌کنند تا تقصیر آنها نباشد” از دست می‌دهد. این فیلم به عنوان یک ماجراجویی مسحورکننده در زیر دریا که می‌خواهد تفسیر اجتماعی نیز باشد، از عمق خود خارج شده است.

این فیلم احیای مجددی برای فرنچایزی نیست که پس از جدایی هنری کاویل از سریال شاخص آن، در تلاش برای یافتن جای پای خود است. اگر آژیرهای اعماق بهترین چیزی است که نتفلیکس در چنین شرایطی ارائه می‌دهد، شاید وقت آن رسیده باشد که این استریمر سرمایه‌گذاری خود را در دنیای ویچر تجدید نظر کند. شاید بالاخره وقت آن رسیده که گرالت به سواحل دوستانه‌تر سفر کند.

نتیجه گیری

بازگشت داگ کاکل به عنوان گرالت اهل ریویا، یک کودتای بازیگری است که ارزش جشن گرفتن را دارد. حیف که فیلمی که او در آن بازی می‌کند، بسیار کلیشه‌ای است. سریال The Witcher: Sirens of the Deep، نشان دیگری از شکست برای فرنچایز فانتزی تاریک تحت فشار نتفلیکس است که توسط اجراهای ناهموار از شخصیت‌های جدیدش و سکانس‌های اکشن آبی کسل‌کننده که آشنا به نظر می‌رسند، خراب شده است زیرا آنها را در جاهای دیگر هیجان‌انگیزتر دیده‌ایم. در حالی که پیوند گرالت کاکل و جاسکیِر جوئی بیتی جذابیت‌هایی دارد، فقط diehardها جذابیت این کراس‌اوور ویچر را درک خواهند کرد. به همه کس دیگر توصیه می‌شود که به جای دیگری بروند.

اشتراک گذاری

دنبال کنید نوشته شده توسط:

بامداد نوروزیان

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *