پس از یک بخش اول پراکنده، قسمت دوم از سریال سهقسمتی افتتاحیه فصل سوم Invincible (با عنوان “A Deal with the Devil”) به یک افزودنی فوقالعاده ساده به داستان سریال تبدیل میشود. این قسمت، کارتها را برای فصل سوم سریال به روشهای غافلگیرکنندهای میچیند، به عنوان یک قسمت نادر پر از فلشبک که لایهها و ابعاد جدیدی به سیسیل استدمن، رهبر GDA، اضافه میکند. و این کار را به گونهای انجام میدهد که در نهایت عملکرد محدود والتون گاگینز را قابل توجه میکند.
پس از اینکه یک سیسیل جوان و تازه کار با یک جفت از اعضای فرقه آخرالزمانی شرور روبرو میشود، متوقف کردن آنها برای نجات جهان او را زخمی، هم از نظر احساسی و هم از نظر استعاری، رها میکند. معلوم میشود که جای زخم روی گونه راستش در واقع آخرین بقایای گوشت واقعی اوست. یک ماده شیمیایی سمی (که بدون دخالت او هزاران نفر را میکشت) عملاً او را زنده زنده پوست کنده بود. در بازتابی از موضوعاتی که در این نقطه از فصل ۳ هنوز در حال ظهور هستند، GDA سیسیل را دوباره سرهم کرد، همانطور که در نهایت این کار را برای دیگران انجام میداد.
این نسخه ایدهآلیستی از شخصیت، بیشباهت به مارک/شکستناپذیر در امتناعش از همکاری با قاتلان شرور نیست. اما پس از مدتی در زندان، توسط رئیسش متقاعد میشود، کسی که در او پتانسیل درست کردن اوضاع را میبیند. به او گفته میشود: “ما میتوانیم آدمهای خوب باشیم، یا میتوانیم کسانی باشیم که دنیا را نجات میدهند. نمیتوانیم هر دو باشیم.” – نصیحتی که به شعار او تبدیل میشود و دیدگاه جهانی افراطیاش را روشن میکند.
در زمان حال، قسمت از جایی که قسمت قبلی رها شده بود، ادامه مییابد، جایی که سیسیل و سایبورگهایش، ریمن، پس از آشکار شدن استخدام دارکوینگ و سینکلر قاتل توسط GDA، با مارک روبرو میشوند. مارک، استفاده مجدد از شرورها و سلاحها را تحمل نخواهد کرد، دیدگاهی که فقط یک قسمت قبل کاملاً منطقی و قابل قبول به نظر میرسید. اما “معامله با شیطان” اوضاع را پیچیده میکند.
یک مبارزه رخ میدهد و مارک برای کمک به سایر نگهبانان میرود و فاش میکند که سیسیل – علاوه بر زنده کردن سربازان مرده به عنوان اندروید – یک فرستنده صوتی ناتوانکننده نیز در مارک کاشته است. باز هم، با توجه به پرخاشگری که مارکِ بیش از حد قدرتمند با سیسیل روبرو میشود، آیا میتوان او را سرزنش کرد؟ دشوار است که هنگام بحث در مورد این قسمت (یا حداقل، یک مدافع مگالومانیا) مانند یک مگالومانیاک به نظر نرسید، اما تغییر دیدگاه آن چیزی جز مؤثر نیست. در واقع، حتی اشارات ظریفی به فصلهای قبلی دارد که به این امر کمک میکند. مارک روی ریمنها دیوانه میشود و آنها را چپ و راست سلاخی میکند، در صحنهای یادآور پدرش، نولان/اومنی-من، که وحشیانه نگهبانان اصلی کره زمین را به قتل رساند. دشوار است که حداقل کمی از آنچه ممکن است انجام دهد، نترسیم.
نولان و جنگ ویلترومیت هنوز راه زیادی در پیش دارند (در خط داستانی و از نظر نجومی)، اما این قسمت چالش آینده را با جدا کردن نگهبانان در امتداد خطوط ایدئولوژیک، سنگینی چشمگیری میبخشد. کسانی هستند که طرف مارک را میگیرند و معتقدند که سیسیل زیادهروی کرده است، و کسانی هستند که مکانیسمهای GDA و اقدامات شیطانی (یا ناقص) آن را برای خیر بزرگتر میبخشند. بازیگران مکمل (یعنی اتم ایو و خانواده مارک) فقط در چند صحنه حضور دارند، اما آنها به همین بحث مداوم مربوط میشوند و این سوال که مارک چگونه باید پیش برود.
همکاری مداوم با سیسیل، همانطور که عنوان قسمت نشان میدهد، معاملهای با شیطان است، و این معاملهای است که تعدادی از نگهبانان انجام میدهند. اما فاش میشود که عنوان معنای عمیقتر و حتی غمانگیزتری دارد: فلشبک نهایی قسمت، ملاقات محوری بین سیسیل و نولان را به تصویر میکشد، زمانی که نولان به زمین میرسد و ادعا میکند که محافظ جدید نوعدوست آن است. حقیقت نیت فاشیستی او برای دههها مشخص نخواهد شد، اما معلوم میشود که سیسیل در واقع آن را خیلی زود فهمیده بود، و همچنان به نولان اجازه داد به GDA کمک کند. به نظر میرسد ساختار فلشبک قسمت حاکی از آن است که فروش روحش به این شیوه دلیل این است که چرا سیسیل (و تصویر گاگینز از او) لحن بیروح خود را حفظ میکند. او پوسته فردی است که قبلاً بود، پس از آنکه آموخت که برای انجام کار، از نظر احساسی، جسمی و اخلاقی، چه چیزی لازم است.
این قسمت ممکن است ذهنیتی تکبعدی داشته باشد (سوال عاشقانه مارک و ایو به یک صحنه پس از تیتراژ میانی واگذار شده است)، اما این یکی از مؤثرترین بخشهای درام در کل سریال شکستناپذیر است. ممکن است مدتی طول کشیده باشد، اما سیسیل به طور ناگهانی به یکی از پیچیدهترین شخصیتها در کل نمایش تبدیل شده است و وعده فصل ۳ را هیجانانگیزتر میکند.
سخن نهایی
فصل سوم شکستناپذیر با قسمت دوم سادهای که به شدت به فلشبکها میپردازد، بیشتر زمینهسازی میکند. داستانگویی اقتصادی آن، سیسیلِ تکبعدی و تصویر محدود والتون گاگینز از او را به یک ضدقهرمان با اخلاقی جذاب و لایهلایه تبدیل میکند که از معضلات سخت به وجود آمده است. جنگ آینده هرگز برای قهرمانان ما آسان نخواهد بود، اما اکنون بسیار پیچیدهتر شده است.























نظرات کاربران