داستان بازی Age of Mythology (Retold)
دریاسالار آتلانتیس به همراه Arkantos، قهرمان جنگی برای دیدن پسرش Kastor به آتلانتیس بازمیگردد و با این حال، Krios مشاور آتلانتیس به او دستور میدهد تا برای کمک به Agamemnon به شهر تروآ برود. درست در آن زمان، جزیره توسط کراکنها و Black Sails، گروهی از دزدان دریایی به رهبری Kamos که یک مینوتور و دشمن سرسخت Arkantos میباشد، مورد حمله قرار گرفته است. Arkantos پس از دزدیده شدن نیزه مجسمه Poseidon به محل سکونت دزدان دریایی به جزیرهای در همان نزدیکی حمله کرده و در آنجا نیزه را پس میگیرد اما Kamos با یک مار اهریمنی دریایی به نام Leviathan فرار کرده و سوگند میخورد روزی انتقام خواهد گرفت. Arkantos نیزه را به آتلانتیس فرستاده و پس از رها کردن Kastor برای کمک به Agamemnon به تروآ میرود.
پس از یک سری درگیریها علیه تروآ، Ajax و Odysseus نقشهای طراحی میکنند که به ماجرای «اسب تروآ» ختم میشود و بدین ترتیب در جنگ پیروز خواهند شد. سپس Ajax به Arkantos توصیه میکند برای تعمیر کشتیها و بازگشت به آتلانتیس، به سمت Ioklos حرکت کند. هنگامی که آنها به بندر میرسند، شاهد حمله راهزنانی هستند که Chiron را زندانی کردهاند و Chiron پس از آزادی، فاش میکند که رهبر راهزنان مردی به نام Kemsyt میباشد و آنها را به شمال میبرد تا زندانیان دیگر را بیابند.
آنها توسط Gargarensis، یک فرمانده جنگجوی Cyclop مجبور میشوند یک ورودی به دنیای زیرین را حفر نموده و پس از تخریب پایگاه Gargarensis، با او مقابله میکنند اما او به دنیای زیرین Erebus فرار خواهد کرد. قهرمانان Gargarensis را تا Erebus تعقیب کرده و او را همراه با یک قوچ عظیمالجثه در حال تلاش برای باز کردن دربی بزرگ مییابند، بنابراین با احتیاط از انگیزههای او، قوچ را نابود کرده و سپس به تقابل با خود Gargarensis میپردازند. این درگیریها باعث میشود غار دچار ریزش شود و قهرمانان را مجبور به یافتن راه دیگری برای خروج مینماید. با کمک مردگان، آنها به سه معبد اختصاصیافته به خدایان یونانی Poseidon و Zeus و Hades میرسند. Arkantos از حامی آتلانتیس یعنی Poseidon درخواست کمک میکند اما خبری از کمک نیست اما هنگامی از Zeus کمک میخواهد، پلکانی به سطح زمین ایجاد خواهد شد.
با رسیدن به سطح، آنها خود را در مصر مییابند، جایی که به یک رهبر مزدور به نام Amanra در مبارزه با Kemsyt کمک میکنند، زیرا Kemyst آنجاست تا یک اثری را که افراد Amanra در حال حفاری آن هستند سرقت کند. او فاش میکند که Osiris، خدای مصری کشته شده و اعضای بدنش توسط Set، دستیار Gargarensis در سراسر صحرا پراکنده شده است. Amanra قصد دارد اعضای بدن Osiris را دوباره متحد کرده و او را بازگرداند. در این مدت Arkantos به خواب رفته و در عالم رویا، توسط Athena از انگیزههای Gargarensis مطلع میشود:
قرنها پیش، زمین توسط تایتانها تحت فرمان Kronos اداره میشد اما Zeus او را متوقف کرد و در عمیقترین نقطه دنیای مردگان یعنی Tartarus زندانی نمود. با این حال Poseidon که به قدرت Zeus حسادت میکند، در تلاش است تا Kronos و تایتانها را آزاد کند تا بتواند Zeus را نابود کرده و تاجوتخت را صاحب شود. اکنون Gargarensis به او دست کمک رسانیده، زیرا Poseidon و Kronos به عنوان پاداش به او قول جاودانگی دادهاند. Athena از Arkantos میخواهد به هر قیمتی که شده Gargarensis را متوقف کند، زیرا خود Zeus نمیتواند در این موضوع دخالتی داشته باشد.
برای متوقف کردن او، Arkantos با Ajax سفر میکند، در حالی که Amanra و Chiron مسیرهای جداگانهای را برای یافتن قطعات Osiris طی میکنند. Amanra به شمال رفته و در آنجا قلعه Kemsyt را در جزیرهای مییابد. او با کمک روستاییان همان حوالی، قطعهای را که Kemsyt دزدیده بود، پس میگیرد اما Kemsyt فرار خواهد کرد. Chiron قطعه دیگری را که در زیر یک درخت غولپیکر پنهان شده، خواهد یافت و افراد اسکاندیناوی که به دنبال Gargarensis هستند تا او را از ایجاد Ragnarok باز دارند، به او کمک خواهند کرد. در همین حین، Arkantos و Ajax آخرین قطعه را در قلعه اصلی Kamos پیدا میکنند که Arkantos با حمله به قلعه، قطعه را مییابد و Kamos را با نیزه خواهد کشت.
داستان بازی Age of Mythology (Retold)
قهرمانان تمام قطعات را بیرون از هرم Osiris جمعآوری میکنند که از دروازه دیگر Tartarus محافظت نمایند. سپس Osiris زنده میشود و ارتش Gargarensis را شکست میدهد اما Gargarensis فرار کرده و به سرزمین اسکاندیناویها، محل دروازه دیگر Tartarus خواهد رفت.
در ادامه Arkantos و Ajax به دنبال Gargarensis میتوانند کشتی شکسته Odysseus را در ساحل پیدا کنند ولی پس از نزدیک شدن به آنجا، هر دو توسط Circe جادوگر، تبدیل به گراز میشوند. آنها برای نجات Odysseus و افراد نفرین شدهاش، اقدام میکنند که این موضوع، نفرین را از آنها برداشته و قادر خواهند بود تا قلعه Circe را ویران سازند. Odysseus مسیر خود را ادامه میدهد، در حالی که Arkantos و Ajax به سمت شمال خواهند رفت. هنگامی که آنها به سرزمینهای منجمد اسکاندیناوی میرسند، برادران کوتوله Brokk و Eitri در ازای دفع غولها از مزرعه خود، مسیرهایی را به دنیای مردگان نشان میدهند.
مدتی بعد مردی مسن به نام Skult به آنها پرچمی میدهد تا قبیلههای نورس را با یکدیگر متحد کنند اما مردم نورس در عوض خشمگین میشوند و قهرمانان مجبورند در نبرد، سردسته قبایل را شکست دهند. اکنون Valkyries از راه رسیده و توضیح میدهند که این پرچم، در واقع پرچم غول شیطانی Folstag است و Skult در واقع، یکی دیگر از همدستان Gargarensis یعنی Loki در لباس مبدل بوده است.
قهرمانان با کمک Reginleif که اسکاندیناویها را به مصر میفرستد، میتوانند Gargarensis و دروازه Tartarus را پیدا کنند. در داخل دنیای مردگان اسکاندیناوی یعنی Niflheim غولهای آتشین، آنها را تعقیب میکنند تا اینکه Chiron با قربانی کردن خود، دوستانش را نجات میدهد. در حالی که Gargarensis قصد ویران کردن دروازه را دارد، Brokk و Eitri قادر خواهند بود تا پتک Thor (که توسط Loki شکسته شده) را بازسازی نموده و بدین ترتیب، دروازه را مهر و موم نمایند. آنها روی سطح زمین با Gargarensis روبرو میشوند و Ajax در نهایت سر او را خواهد برید.
داستان بازی Age of Mythology (Retold)
در نهایت Arkantos به آتلانتیس بازمیگردد و هنگامی که سر Gargarensis را بیرون میآورد تا آن را برای پیروزی به دکل ببندد، متوجه میشود که این سر در واقع، سر Kemsyt است. (حیله دیگری از Loki). این بدان معناست که Gargarensis هنوز زنده است و قصد دارد آخرین دروازه نگهدارنده Kronos را بشکند که در مرکز آتلانتیس قرار دارد. Gargarensis اکنون آتلانتیس را تصرف کرده و خود Poseidon مجسمهای در مرکز شهر را برای محافظت از او در اختیار گرفته است. Arkantos یک شگفتی برای زئوس خواهد ساخت و Zeus به او قدرتی خداگونه میدهد تا بتواند با Gargarensis و مجسمه زنده در معبد Poseidon مقابله کند. Arkantos با قدرتهای جدید خود، مجسمه را شکست میدهد و Gargarensis در نهایت نابود خواهد شد. با نابودی Gargarensis، تمام آتلانتیس همراه با Arkantos در اقیانوس غرق میشود. در حالی که قهرمانان باقیمانده با شهروندان آتلانتیس نجات مییابند، Athena سر رسیده و پس از احیا کردن Arkantos او را به یک خدا تبدیل خواهد کرد.
کمپین The Golden Gift ماجراهای Brokk و Eitri، کوتولههایی که در کمپین اصلی ظاهر شدند را دنبال میکند. داستان با هر دو کوتوله در حال برنامهریزی برای خلق یک گراز طلایی غولپیکر به عنوان پیشکش به Freyr، یکی از خدایان نورس آشکار میشود. Skult به سراغ Brokk رفته و به او هشدار میدهد که Eitri قصد دارد بدون کمک او، گراز را خلق نماید. او همین هشدار را به Eitri میدهد. بدین ترتیب هر دو برادر برای خلق گراز به تقابل میپردازند. سرانجام Skult قطعه نهایی را دزدیده و در قلعه Loki حمله میکند. برادران کوتوله در نهایت به پایگاه حمله کرده و پس از بازیابی گراز، آن را به Freyr پیشکش خواهند کرد.
منبع : https://t.me/GameNewNews
برای مطالعه بیشتر داستان بازی ها در کنترل امجی حتما به صفحه دسته بندی آن مراجعه کنید.





















نظرات کاربران