بیلبو بزرگترین دروغگوی ارباب حلقه ها بود
ارباب حلقه ها و بقیه داستان های سرزمین میانه جی آر آر تالکین تاریخ انتشار پیچیده ای داشتند. مجموعه نوشته هایی که در نهایت تبدیل به سیلماریلیون شد، پروژه ای شخصی بود که تالکین بیشتر عمرش روی آن کار کرد. هابیت پیوندهایی با دیگر آثارش داشت، مانند وجود الفها، اورکها، و عقابهای بزرگ، اما بیشتر ارتباطی نداشت و داستان مستقل خودش را روایت میکرد. زمانی که ناشران تالکین درخواست ساخت دنبالهای برای هابیت کردند، او شروع به نوشتن ارباب حلقهها کرد، که در آن ایدههای بیشتری را از افسانههای گستردهتر خود گنجاند. در نتیجه، ارباب حلقه ها با نسخه قبلی خود بسیار متفاوت بود.
ارباب حلقه ها دامنه و لحن جدی تری نسبت به هابیت داشت که قبل از هر چیز یک داستان کودکانه بود. همچنین تفاوتهایی بین داستانهای این دو رمان وجود داشت که مهمترین آنها ماهیت حلقه واحد را احاطه میکرد. تالکین میتوانست به سادگی چنین ناسازگاریها را نادیده بگیرد و جنبههایی از هابیت را غیرقانونی بنویسد، اما کمالگرایی او این اجازه را نمیدهد. در عوض، او توضیحی درون جهان برای تغییرات عمدهای که ارباب حلقهها در فرهنگ خود ایجاد کرد، ابداع کرد. او این کار را با تبدیل بیلبو بگینز، قهرمان هابیت، به دروغگو انجام داد.
ارباب حلقه ها حلقه واحد را بسیار مهمتر کرد
در نسخه اول هابیت، حلقه یک چیزی بیش از یک زیورآلات جادویی نبود که به بیلبو قدرت نامرئی را می داد. هیچ نام رسمی نداشت و تالکین از آن به عنوان حلقه قدرت یاد نکرد. او در فصل “معماهای در تاریکی” نوشت: “گولوم یک حلقه داشت — یک انگشتر فوق العاده و زیبا، حلقه ای که برای هدیه تولد به او داده شده بود، سن و سال های قبل در زمان های قدیم که چنین بود. حلقه ها کمتر غیر معمول بودند.” گولوم آن را بهعنوان جایزهای به بیلبو برای برنده شدن در بازی معماهای آنها پیشنهاد داد، بدون اینکه بیلبو آن را قبلاً پیدا کرده و در جیب خود ذخیره کرده باشد. گولوم وقتی متوجه شد که حلقه یک را گم کرده ناراحت شد، اما عمدتاً به این دلیل که نتوانست آن را همانطور که قول داده بود به بیلبو بدهد. بیلبو به گولوم گفت که می تواند با نشان دادن راه خروج از غار، از دست دادن آن را جبران کند، و گولوم با آرامش متعهد شد.
جدای از کمک به بیلبو برای فرار از چند موقعیت چسبناک، حلقه تک برای بقیه داستان نسبتاً بی اهمیت بود. در ارباب حلقه ها، این نمی توانست دورتر از حقیقت باشد. تالکین فاش کرد که حلقه یک مصنوع با قدرت جادویی بسیار زیاد است، و کل طرح حول محور نابودی آن در آتشهای کوه عذاب پیش از بازگشت به ارباب تاریکی سائورون بود. حلقه یگانه ذهن کسانی را که صاحب آن بودند فاسد کرد و بزرگترین آرزوهای آنها را به اعمال شیطانی تبدیل کرد. در ارباب حلقه ها، گولوم با وسواس او به حلقه واحد تعریف می شود. این او را از یک هابیت به موجودی شنیع تبدیل کرد و تلاشهای او برای پس گرفتن آن از فرودو در نهایت منجر به عذاب او شد. این نسخه از گولوم هرگز حلقه واحد را که معمای اصلی بود که تالکین باید حل می کرد، از دست نمی داد.
حلقه بیلبو را در هابیت خراب کرد
در نسخههای بعدی هابیت، تالکین «معماهای در تاریکی» را بازنویسی کرد تا مطابق با افسانههای یک حلقه از ارباب حلقهها باشد. توصیف جدید از آن به عنوان حلقه قدرت یاد می کند و بر نادر بودن آن تأکید می کند. گولوم همچنان ادعا می کرد که این هدیه تولد است، اما روایت نشان می داد که او دروغ می گوید. گولوم یک حلقه را به عنوان جایزه پیشنهاد نکرد، در عوض از همان ابتدا موافقت کرد که اگر بیلبو در بازی معماها برنده شد، خروج را نشان دهد. گولوم وقتی حلقه ی یگانه را پیدا نکرد دیوانه و عصبانی شد و به بیلبو حمله کرد و درست حدس زد که او آن را دزدیده است. بیلبو برای فرار از گولوم باید نامرئی شود و یواشکی او را از غار بیرون میآورد. هابیت: یک سفر غیرمنتظره اثر پیتر جکسون بر اساس برخورد بیلبو با گولوم در این نسخه به روز شده داستان ساخته شده است.
همانطور که تالکین در مقدمه رمان ارباب حلقه ها نشان داد، هیچ یک از نسخه های هابیت غیرقانونی نبودند. روایت نسخه اول داستانی بود که بیلبو برای شرکت گندالف و تورین گفت. او بعداً آن را در کتاب سرخ Westmarch، منبع درونی هابیت و ارباب حلقهها، نوشت. نسخه اصلاح شده حقیقت بود، بر اساس یادداشت هایی که فرودو و سام پس از ماجراجویی خود نوشتند. دزدی و بی صداقتی بیلبو او را در یک نور منفی قرار داد، اما این کاملاً تقصیر او نبود. حلقه یگانه قبلاً راه خود را در ذهن او ایجاد کرده بود و او را وسوسه می کرد که حقیقت را پنهان کند. گفته میشود، دروغ برای بیلبو بیمعنی نبود. او اغلب در سرتاسر هابیت از فریبکاری استفاده می کرد، مثلاً در هنگام برخورد با ترول ها و اسماگ یا زمانی که از تورین پنهان می کرد که آرکن استون را گرفته است. نقش او در شرکت تورین نقش یک سارق بود که به سطحی از فریب نیاز داشت.
داستان سرایی خوب برای بیلبو در ارباب حلقه ها بیشترین اهمیت را داشت
غیر قابل اعتماد بودن بیلبو به عنوان یک راوی می تواند برخی از اختلافات کمتر مهم بین هابیت و ارباب حلقه ها را نیز توضیح دهد. اولی شامل موجوداتی بود که تالکین هرگز در افسانه خود از آنها یاد نکرد، مانند غول های سنگی که در کوه های مه آلود زندگی می کردند. علاوه بر این، ترول ها و اجنه در هابیت بسیار مسخره تر از همتایان خود در ارباب حلقه ها بودند. این رمان همچنین پایان خوش مشخصی داشت، مانند چیزی خارج از افسانه، بدون توجه به جنگ حلقه که کمتر از یک قرن بعد رخ می داد. تالکین مستقیماً بیان نکرد که اینها ساختگی هستند، اما اگر بیلبو مایل بود در مورد چیزی به مهمی حلقه یک دروغ بگوید، به راحتی می توانست حقیقت را در جاهای دیگر گسترش دهد تا داستان خود را شادتر یا هیجان انگیزتر کند.
بیلبو بسیاری از جنبه های ماجراجویی خود را حذف، اضافه کرد و اغراق کرد. «سفر غیرمنتظره جکسون» با نقل قولی که گندالف در ابتدای فیلم به بیلبو گفت: «خب، همه داستانهای خوب شایسته تزیین هستند» به این موضوع اشاره کرد. بیلبو نیز مانند تالکین، ظاهراً قصد داشت کتابش را کودکان بخوانند. «ارباب حلقهها: یاران حلقه» جکسون حتی به او نشان داد که در جشن تولدش داستان ترولها را برای چند هابیت جوان بازگو میکند. طرفداران ارباب حلقه ها می توانند جنبه های عجیب و غریب و احمقانه هابیت را به بیلبو نسبت دهند که برخی از آزادی های هنری را به خاطر خوانندگان خود می گیرد. تجدید نظر در نسخه های بعدی هابیت بسیار جذاب بود زیرا نشان داد که مفهوم تالکین از سرزمین میانه همواره در حال تغییر است. حتی کلماتی که او روی صفحه گذاشت، سنگ تمام نشد.





















نظرات کاربران