چرا فیلم های ژانر ترسناک مثل گذشته تاثیر گذار نیستند
با چنین تعداد زیادی فیلم در رده ترسناک، می توان متوجه روندهایی شد که کار می کنند و آنهایی که نه. این ژانر در طول سال ها محبوب شده است و به زیر ژانرهایی مانند اسلشر، فراطبیعی و روانی منشعب می شود. یک فیلم ترسناک هر مسیری را طی کند، باید تماشاگران را منتظر نگه دارد و آنها را در هر صحنه حدس بزند. بخشی از آن شامل ترساندن هر چه بیشتر شرور و کمک به ایجاد تعلیق دائمی است. وقتی آنتاگونیست به دلیلی آنجاست، بینندگان باید بتوانند انگیزههای آنها را بخرند، که گاهی گفتن آن آسانتر از انجام دادن است.
فیلمهای ترسناکی که شامل هیولاها یا ارواح میشوند فشار زیادی برای باورپذیر ساختن آنها دارند. با چنین پیشرفتهای عمدهای در سینما و تلویزیون، تولیدات دائماً مرزها را برای ترسناک کردن ترسناک ترمیم کردهاند. بنابراین، مخاطبان میتوانند نسبت به غم و وحشت حساسیتزدایی کنند، زیرا بسیاری از آن را به روشهای مختلف منتقل کردهاند. اما شاید به این دلیل است که پروژههای مختلف تمام توان خود را از جلوههای ویژه و تکنیکهای دیگر به دست آوردهاند که زمان آن رسیده است که فیلمها و نمایشهای ترسناک همه چیز را از بین ببرند و مفاهیم اساسیتر را دوباره مرور کنند تا روایتها ترسناک باقی بماند. شاید سازندگان این موضوع را دست کم می گیرند که چگونه ذهن بینندگان می تواند جنبه های خاصی از یک فیلم را در کنار هم قرار دهد و نیازی به کمک قاشقی به هر عنصری نداشته باشد، یعنی هیولا یا روح یک فیلم چگونه به نظر می رسد.
فیلمهایی مانند پروژه جادوگر بلر ثابت میکنند که یک هیولا نیازی به حضور در پرده ندارد.
ممکن است در فیلمهای خاصی کار کرده باشد، اما لازم نیست که هیولاها روی صفحه در فیلمهای ترسناک دیده شوند. شواهد زیادی وجود دارد که نشان میدهد وقتی موجود شرور به تخیل بینندگان سپرده میشود، اغلب ترسناکتر هستند. پروژه جادوگر بلر که در سال 1999 اکران شد، از تکنیک فوتیج یافت شده برای افزودن لایه ای از رئالیسم به فیلم استفاده کرد. سه نفر از دانشجویان سینما این وظیفه را بر عهده میگیرند تا داستانهای جادوگر بلر را کشف کنند و برای ثبت هر یک از یافتههای خود به جنگل میروند. با گذشت زمان، آنها شروع به تجربه اتفاقات عجیب کردند، و همچنین نتوانستند راه خود را پیدا کنند. فیلم بسیار پرتنش و ترسناک است. هر چیزی که ترسناک باید داشته باشد را دارد، اما مخاطبان یک بار جادوگر بلر و هیچ هیولای دیگری را نمی بینند. در واقع، اتفاقات بسیار کمی در طول فیلم میافتد، اما به خاطر نویسندگی و بازیگری است که تماشاگران نمیتوانند وحشت زده نشوند – بازیگران مخاطب را به آنچه که باید احساس کنند هدایت میکنند. هر اونس ترس به تجربه تماشای آنها نفوذ میکند، و تضمین میکند لحظهای وجود ندارد که احساس آرامش کنند.
فیلمهایی که هیولا را پنهان میکنند، برای مدت طولانیتری ترسناک میمانند
آروارهها نمونهای کلیدی از فیلمهایی است که به دلیل عدم وجود جلوههای ویژه به خوبی سایرین پیر نشده است. نمی توان انکار کرد که این فیلم نمادین است و همچنان خواهد بود. با این حال، اگر مخاطبان امروزی به دنبال یک هیجان ترسناک باشند، ممکن است این اولین فیلمی نباشد که انتخاب میکنند. فیلم آرواره ها 49 سال پیش اکران شد و سینما در آن زمان به سرعت پیشرفت کرد. CGI بسیاری از جلوههای ویژه امروزی را در اختیار گرفته است و در مقایسه با نمونههایی مانند کلاسیک به رهبری کوسه، به راحتی قابل تشخیص است. این کوسه فقط 4 دقیقه از صفحه نمایش استفاده می کرد و تا 1 ساعت و 21 دقیقه ظاهر نشد. بخش اول فیلم ثابت کرد که اصلاً لازم نیست که کوسه نمایش داده شود، زیرا سازندگان کار فوقالعادهای در ایجاد تصویری از یک هیولای دریایی وحشتناک انجام دادهاند. در زمانی که این کوسه ساخته شد، کوسه قانع کننده بود و به طرز معروفی باعث شد مردم برای رفتن به دریا بیش از حد ترسیده باشند.
انسان ها به عنوان شرورهای ناپایدار ترسناک هستند زیرا واقع بین تر هستند
مسلماً، انسانها بهعنوان شرور از همه ترسناکتر هستند، صرفاً به این دلیل که وجود آنها در زندگی واقعی بسیار ممکنتر به نظر میرسد. هانیبال لکتر به عنوان یکی از بهترین نقش های آنتونی هاپکینز، یک تهدید روانی است که واقعا می تواند زیر پوست تماشاگران قرار گیرد. او آنقدر در یک طرز فکر مخرب و غیرانسانی است که هیچ بازگشتی از آن وجود ندارد و او همیشه دست بالا را دارد. جوکر یک شخصیت شرور شناخته شده دی سی است و اگرچه فیلم های بتمن بر اساس قهرمانان و شخصیت های شرور کتاب های مصور ساخته شده اند، اما در زیر گریم و لباس بنفش، جوکر هنوز یک انسان است. نسخههای مختلف او همگی چرخش متفاوتی به شخصیت میدهند، اما چیزی که ثابت میماند غیرقابل پیشبینی بودن او و توانایی ایجاد ویرانگری در میان صلح است. این نوع شرورها همچنین این تصور را مطرح میکنند که هر کسی یک جنبه شیطانی دارد، بنابراین چیزی قابل ربط وجود دارد. چیزی که بینندگان را از افرادی مانند جوکر جدا میکند این است که او فقط به بخش بیرحمانه و ناپایدار شخصیت خود دست مییابد، بدون اینکه در هیچ نقطهای پشیمان شود.
در پایان باید گفت :این بر عهده سازندگان است که بینندگان را به آنچه که می بینند یا نمی بینند اعتماد کنند. مفاهیم ساده یک روح یا هیولا کافی است تا بینندگان را به فکر کردن در مورد آنچه در آینده میآید وادار کند. آنها تحت تأثیر واکنش ها و احساسات شخصیت های انسانی قرار می گیرند و به این ترتیب ترس و وحشت را به بینندگان القا می کنند. با توجه به اینکه طرفداران ترسناک امروزی در معرض انواع بسیاری از هیولاهای غیرجذاب قرار می گیرند، ممکن است زمان آن فرا رسیده باشد که این ژانر روند دست کم گرفته شده پنهان نگه داشتن شخصیت های شرور را احیا کند و به تخیل مخاطب اجازه دهد بزرگترین هیولا باشد.





















نظرات کاربران