داستان بازی Devil May Cry 5
داستان بازی Devil May Cry 5
داستان بازی از جایی شروع شد که مردی ناشناس، دست راست Nero که نماد شیطانی او بود (یعنی Devil Bringer) را قطع کرد. به دنبال این ماجرا Nero همراه با شریک جدیدش یعنی Nico که یک زن متخصص در ساخت و ساز سلاح بود، به تعقیب این مرد پرداخت. Nico یک بازوی جدید به نام Devil Breaker را جایگزین بازوی قبلی Nero کرد. هنگامی که این دو به Red Grave City رسیدند، متوجه شدند که یک درخت شیطانی به شهر هجوم آورده و از خون ساکنان شهر تغذیه میکند. Nero باور داشت که Yamato (سلاحی شیطانی) منجر به این اتفاق شده است، چون که این شمشیر نیز به همراه Devil Bringer ربوده شده بود.
پس Nero با کمک فردی مرموز به نام V از درخت مذکور بالا رفت و در آنجا Dante و Trish و Lady را دید که در حال مبارزه کردن با یک شاه شیطانی جدید به نام Urizen هستند. این سه به واسطهی قدرت بیکران شاه شیطانی شکست خوردند و Nero هم با کمک V از محل گریخت.
مدتی بعد مشخص شد که V فرد استخدامکنندهی دانته بوده است و از این شکارچی خواسته تا Urizen را شکست دهد. با این حال او بعد از شکست خوردن دانته تصمیم گرفت تا به دنبال یافتن شمشیر شیطانی Sparda برود. زمانی که V این شمشیر را به دست آورد، دانته ظاهرا در وضعیت اغما قرار داشت و V با ضربهای او را به هوش آورد.
پس از آن، دانته عازم Qliphoth یا همان درخت شیطانی شد. این بار اندازه درخت به شکل قابل توجهی بزرگ شده بود و تمام خونهای مصرف شده توسط آن منجر به تولید میوهای شده بود که حامل قدرتهای ماورائی و شیطانی بود. Trish اشاره کرد که حتی Mundas (پادشاه تاریکی) نیز برای تبدیل شدن به پادشاه دنیای زیرین از این میوه استفاده کرده است.
زمانی که دانته به سطوح پایینی درخت رسید، به Lady و Trish و Nico پیوست و کمی بعد V و Nero نیز در آنجا حاضر شدند. در این مقطع Nico برای دانته افشا کرد که او در واقع نوهی نل گلدستاین، سازندهی سلاحهای Ebony & Ivory (نام تفنگ های سفارشی دانته) است.
دانته و V و Nero از هم جدا شدند و مسیر خود را سمت درخت شیطانی پیش گرفتند. دانته به عنوان اولین نفر به درونیترین اتاق رسید و این درحالی بود که Nero در حال کمک کردن به V بود و فردی که به دلایلی بدنش به تدریج در حال ضعیفتر شدن بود. در این نقطه V به Nero گفت که شیطانی تحت عنوان Urizen در واقع وجود ندارد و فرد پشت این مصیبتها برادر دانته است. این موضوع باعث شوکه شدن Nero شد. V در ادامهی توضیحاتش گفت که نام واقعی این مرد Vergil است و او حاضر است هر چیزی را فدای رسیدن به قدرت کند.
در همین حین دانته در حال مبارزه کردن با Urizen در یک مکان خیالی بود، جایی که ظاهرا این دو برادر، دوران کودکی خود را در آنجا سپری کردهاند. با وجود این که دانته سعی داشت با اشاره به فداکاری مادرشان برای حفظ جان آنها، Urizen را مورد استدلال قرار دهد اما Urizen دانته را نادیده گرفته و برای دستیابی به میوهی شیطانی و قدرت بیشتر سرمست بود. حتی با وجود خوردن میوه شیطانی، سرانجام دانته موفق به شکست دادن او شد. زمانی که Urizen در وضعیتی تضعیف شده قرار داشت Nero و V به محل رسیدند. V با دیدن این صحنه که Urizen نفسهای آخر خود را میکشد، به بالای سر او رفت و خنجری را به سینهی او فرو کرد. این اتفاق باعث شد تا V دوباره به «جنبهی شیطانی» خودش بپیوندد. در واقع او «جنبهیانسانی» Vergil بود و با پیوند دو جنبهی انسانی (V) و شیطانی (Urizen) دوباره Vergil احیا شد و روبروی دانته و Nero قرار گرفت.
پس از این اتفاق، توهمات درون درخت Qliphoth نیز از بین رفت. Vergil با گفتن این جمله که دانته نیاز به استراحت دارد و آنها بعدا با هم مبارزه خواهند کرد، اقدام به باز کردن یک دروازه کرد و آنجا را به مقصد بالای درخت ترک کرد. دانته راه خود را به بالای درخت در پیش گرفت و از Nero خواست که از این ماجرا دور بماند و او گفت که این موضوع به او مرتبط نیست. با این حال Nero درخواست دانته را رد و برای کمک در شکست دادن Vergil به او اصرار کرد. پس از این اصرارها دانته به طور مستقیم به Nero اعلام کرد که Vergil در واقع پدر اوست. شنیدن این موضوع Nero را گیج کرد و او نمیتوانست چنین چیزی را باور کند. دانته به واکنش Yamato نسبت به او اشاره کرد که تائیدی بر این موضوع بود و به Nero گفت که نمیتواند اجازه دهد او پدر خودش را بکشد.
داستان بازی Devil May Cry 5
در ادامهی داستان، دانته در مسیر خود به سمت بلندترین نقطهی Qliphoth با حیوانات وابسته به V برخورد کرد. آنها حالا علیه دانته خصومت داشتند و در نهایت توسط این شکارچی، کشته شدند. سرانجام دانته خود را به بالای درخت رساند، جایی که Vergil روی یک ریشه کوچک نشسته بود. دو برادر باری دیگر با هم مبارزهای را آغاز کردند.
حالا Nero که مسیر خود را برای رسیدن به بالای درخت در پیش گرفته بود، در میان راه یک باجه تلفن شکسته را پیدا کرد. او برای گرفتن کمک با Kyrie (معشوقه Nero) تماس گرفت. Kyrie در مورد تصمیم Nero به او اطمینان داد و او را برای روبرو شدن با پدرش شورانید. در هنگام رسیدن Nero به بالای درخت، بازوی از دست رفتهی او ورم کرد و Devil Breaker او منهدم شد و جای آن یک بازوی جدید انسانی رشد کرد. این موضوع باعث شد تا قدرت نهفتهی Devil Trigger در Nero بیدار شود و او برای متوقف کردن جنگ دو برادر اقدام کند.
اکنون Nero اعلام میکند که هیچ کدام از آنها کشته نخواهند شد و این انتقامگیری برای همیشه به پایان خواهد رسید. وقتی دانته سعی داشت تا به Nero بگوید که نبرد آنها ربطی به او ندارد، با ضربهای ناگهانی از سمت Nero مواجه شد و تحت تاثیر قدرت شگفتانگیز او قرار گرفت. پس از آن Nero و Vergil نبرد خودشان را شروع کردند. در نهایت Vergil و Dante به واسطهی تلاشهای Nero و وضعیت درخت Qliphoth آتشبس اعلام کردند. آنها اشاره کردند که برای از بین بردن درخت، نیاز است که به دنیای زیرین بروند. با وجود مخالفت Nero به خاطر احتمال حبس شدن همیشگی، اما آنها به هر طریق به زیر زمین رفتند.
در انتهای داستان بازی، ان دو برادر بعد از یافتن ریشهی اصلی Qliphoth شروع به بریدن آن کردند. بعد از انجام این کار آنها دوباره نبرد میان خود را شروع کردند، نبردی که این بار جنبهی سرگرمی داشت. با ورود تعدادی شیطان مزاحم، دو برادر در کنار هم با شیاطین به مبارزه پرداختند.
منبع : https://t.me/GameNewNews
برای مطالعه بیشتر داستان بازی ها در کنترل امجی حتما به صفحه دسته بندی آن مراجعه کنید.





















نظرات کاربران