داستان ترسناک همسایه
0

داستان ترسناک همسایه مرموز

داستان ترسناک همسایه مرموز

داستان ترسناک همسایه

داستان ترسناک همسایه  : چند روزی میشه که وارد خونه ی جدیدم شدم. همراه دختر کوچولوم. از وقتی مادرش رو از دست داده فضای اون خونه براش سنگین بود و تصمیم گرفتیم باهم به ی خونه جدید بیایم. اما این خونه یه ایراد خیلی بزرگ داره و اونم همسایه کنار ماست!

 تقریبا هرشب سر یک ساعت و گاها صبح، مثل زدن پاشنه ی کفش زنانه به دیوار، یک صدارو با یک قانون خاص ایجاد میکنه. هرشب این صدا و این ضربه های تیز بدون تغییر از اون طرف دیوار یعنی از خونه همسایه به خونه ما زده میشه. یادم نمیاد لحظه ای این صدا تغییر کنه و یا حتی یک ضربه بهش اضافه تر بشه.

 مدتی گذشت، شاید ۴ روز و ۴ شب گذشت و من اصلا نمیتونستم حدس بزنم این ضربه های متوالی با نظم خاص چه معنی میتونن داشته باشن تا شبی که همه چیز رو متوجه شدم.. اون شب دخترم با شوق و ذوق اومد پیشم و گفت پدر ما تو مدرسه کد مورس رو یاد گرفتیم. ازش کمی از کد مورس پرسیدم و بهم چند نوع از این کد مورس رو معرفی کرد، یکی از روش های ایجاد و منتقل کردن کد مورس ضربه زدن و ایجاد یک صدای قانون مند با یک الفبای خاص بود.

 وقتی اینو شنیدم یاد ضربه های روی دیوار افتادم. اون شب منتظر شدیم که همسایه کناریمون باز ضربه بزنه ولی نزد، من تصمیم گرفتم از چیزی که حفظ کردم برای دخترم اون صدارو اولید کنم تا معنیش رو بفهمه‌!
وقتی ضربه هایی که همسایمون میزد رو دقیقا برای دخترم اجرا کردم، دخترم گفت پدر اینکه خیلی سادست، معنیش میشه: “به من کمک کنید، منو اینجا زندانی کردن و دهنم بستس

برچسب‌ها:

اشتراک گذاری

دنبال کنید نوشته شده توسط:

عرفان سعید زنوزی

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *