در یکی از قسمتهای فصل پنجم سریال Stranger Things با عنوان «قسمت ششم: فرار از کامازوتز»، داستین (با بازی گیتن ماتارازو) بالاخره برای گروه هاوکینز (و البته بینندگان) توضیح میدهد که دقیقاً چه اتفاقی در دنیای «Upside Down» در حال رخ دادن است. بر اساس یادداشتهای دکتر برنر، تمام این آشوبها به یک کرمچاله برمیگردد که مانند پلی میان شهر هاوکینز و نقشههای وکنا عمل میکند.
اگر بینندهی دقیقی باشید، سرنخهای زیادی از قبل برای این افشاگری وجود داشته است؛ از جمله در اوایل فصل پنجم که آقای کلارک (رندی هیونز) در کلاس علوم دربارهی کرمچالهها تدریس میکرد. مت و راس دافر، خالقان سریال، در گفتوگویی با IGN توضیح دادند که این ایده را از همان فصل اول در ذهن داشتهاند؛ زمانی که نتفلیکس از آنها خواسته بود پایان کلی داستان را از ابتدا مشخص کنند.
برادران دافر سالهاست میدانند Stranger Things چگونه به پایان میرسد
برادران دافر پیشتر گفته بودند که حدود «شش یا هفت سال» است صحنهی پایانی سریال را دقیقاً میدانند. حالا مشخص شده که بسیاری از عناصر کلیدی فصل پایانی حتی قدمتی بیشتر از این دارند.
راس دافر میگوید:
«نتفلیکس خیلی زود و در زمان نگارش فصل اول از ما خواست که دربارهی اسطورهشناسی داستان توضیح بدهیم. ما گفتیم نمیخواهیم همه چیز را از همان فصل اول لو بدهیم. داستان از دید شخصیتها روایت میشود و ما میخواستیم رمزآلود باقی بماند. آنها گفتند: عالیه، اما برای ما همهاش را بنویسید.»
راس توضیح میدهد که آنها به همراه تیم نویسندگان، همان زمان ایدهی اصلی کرمچاله را طراحی کردند:
«آن موقع اسمش Abyss نبود، اما ایده این بود که یک بُعد دیگر وجود دارد که تمام شرارتها، دموگورگونها و هیولاها از آنجا میآیند. این ایده مدتهاست وجود دارد و بالاخره حالا زمان افشایش رسیده.»
مت دافر اعتراف میکند که پیچیدگی مفاهیم علمی مربوط به Upside Down و Abyss گاهی واقعاً گیجکننده میشود:
«راستش بعضی وقتها واقعاً مغز آدم درد میگیرد.»
او در عین حال از نویسندهی باسابقهی سریال، پل دیچر، تمجید میکند:
«پل یک ابرقدرت دارد؛ او تمام کتابهای علمی-تخیلی جدی دنیا را خوانده! ما اینطور نیستیم. وقتی ما یا نویسندهها گیج میشویم، پل همه چیز را مرتب میکند.»
همکاری ویژه برای پایان Stranger Things
شان لوی، تهیهکننده اجرایی و کارگردان باسابقهی سریال، از همان ابتدا یکی از مهرههای کلیدی بوده و در پایان سریال نیز نقش مهمی ایفا کرده است. برای اولین بار در تاریخ سریال، او و برادران دافر بهصورت مشترک یک قسمت را کارگردانی کردند:
«فصل هفتم: پل»
مت دافر توضیح میدهد:
«قرار بود این فقط یک قسمت از برادران دافر باشد، اما فهمیدیم بهتنهایی از پسش برنمیآییم و همزمان هم باید فیلمنامهی قسمت پایانی را مینوشتیم. نمیشد ریسک کنیم.»
با آزاد شدن بخشی از برنامهی کاری شان لوی (بهدلیل پروژه Deadpool & Wolverine)، این همکاری ممکن شد. راس دافر میگوید سبک کارگردانی آنها آنقدر شبیه است که بیننده احتمالاً متوجه تفاوت نخواهد شد.
رابطه ویل و وکنا در فصل پنجم
در گفتوگویی جداگانه، جیمی کمپبل باور (بازیگر وکنا) و نوآ اشنپ (بازیگر ویل بایرز) دربارهی رابطهی عمیق شخصیتهایشان صحبت کردند؛ رابطهای که در قسمت «فصل پنجم: Shock Jock» شفافتر میشود. ویل برای اولین بار متوجه میشود که میتواند قدرت وکنا را جذب کند و در پایان قسمت، از همین توانایی برای آسیب زدن به پای وکنا استفاده میکند.
کمپبل باور میگوید:
«کلافگی وکنا بدتر و بدتر میشود.»
او توضیح میدهد که ابتدا فکر میکرد ویل فقط یک ابزار بوده، اما تأثیر این اتفاق روی وکنا بسیار عمیقتر از آن است:
«او دوست ندارد قبول کند که ضربه خورده، اما قطعاً این اتفاق برایش یک شکست و ضربهی جدی است.»
نوآ اشنپ هم میگوید فیلمنامهی پایانی سریال تا لحظهی آخر مخفی نگه داشته شده بود:
«همهمان برای اولین بار دور یک میز آن را خواندیم. ترسناک بود ورق زدنش. آخرش همه گریه میکردند. اگر خواندنش اینقدر احساسی بود، دیدنش حتماً خیلی شدیدتر خواهد بود.»
























نظرات کاربران