فکت و داستان ترسناک
مقالات جالب و کمیاب از فکت و داستان های ترسناک فیلم ها ، بازی های کامپیوتری و اتفاقات مختلف ترسناک جهان
مقالات جالب و کمیاب از فکت و داستان های ترسناک فیلم ها ، بازی های کامپیوتری و اتفاقات مختلف ترسناک جهان
ماجرای ترسناک وبکم :پرونده حل نشده ماجرای ترسناک وبکم :پرونده حل نشده تو عروسی برادرم باهاش اشنا شدم…یه دختر خیلی زیبا که اسمش لین بود…خیلی عاشقش شدم وقتی دیدمش یه حسه عجیبیو تو من زنده ادامه مطلب
دروازه جهنم از واقعیت تا افسانه دروازه جهنم از واقعیت تا افسانه در دهه ۸۰ قرن ۲۰ میلادى دانشمندان روسى در سیبرى دسته اى از آزمایشات حفارى را به سرپرستى دکتر پرفسور آزاکوف اجرا می ادامه مطلب
ماجرای ترسناک ساکنان عجیب یک غار ماجرای ترسناک ساکنان عجیب یک غار این عکس در سال ۱۸۹۵ توسط oren Jeffries گرفته شده است؛ یعنی بیش از صد سال پیش. او عکاس بیابانها بود. اُرن در ادامه مطلب
داستان ترسناک وحشت پدر داستان ترسناک وحشت پدر پدرم ترسناک ترین مردی است که من تا به حال می شناسم و وقتی با یک بطری مشروب مست میکند رفتارش مثل یک کابوس ترسناک میشود …فقط ادامه مطلب
داستان ترسناک پیرمرد پیشگو من در اوزاکای ژاپن زندگی می کنم و اغلب صبح ها برای رفتن به محل کار از مترو استفاده می کنم. یک روز که منتظر قطار بودم، متوجه مرد بی خانمانی ادامه مطلب
داستان ترسناک کلبه ممنوعه داستان ترسناک کلبه ممنوعه من یه برادر داشتم؛ یادم میاد صمیمی ترین دوست من برادرم بود اما اونو از دست دادم.ماجرای از دست دادن برادرم این بود که ما وقتی بچه ادامه مطلب
داستان ترسناک دخترک گمشده داستان ترسناک دخترک گمشده یه شب حدود 11 شب به شدت بارون گرفتمن قصد داشتم که بخوابم که ناگهان در خونه کوبیده شد. شوکه شدم، چرا که خونه من بالای کوهه ادامه مطلب
داستان ترسناک همراه ابدی داستان ترسناک همراه ابدی من همیشه حسش میکرد، همه جا حتی توی خوابم..در اصل فقط تو خواب میتونستم باهاش ارتباط بیشتری برقرار کنم صحبت میکردیم و اون به من چیزایه عجیبی ادامه مطلب
داستان ترسناک هیولای فلت وود داستان ترسناک هیولای فلت وود در 12 سپتامبر 1952 اتفاقی عجیب و باورنکردنی، مردم دهکده برکستون در ویرجینیای غربی را شگفتزده کرد. ساعت 7:15 دقیقه بعدازظهر بود و پسران مدرسه ادامه مطلب
داستان ترسناک غذای مجانی داستان ترسناک غذای مجانی بعد از اینکه یک مسیر طولانی رو طی کردم و حسابی تشنه شده بودم لحظه ای توقف کردم، هرچه قدر اطرافم رو نگاه می کردم هیچ مغازه ادامه مطلب