تاریک ‌ترین بخش داستان ارباب حلقه ‌ها
0

تاریک ‌ترین بخش داستان ارباب حلقه ‌ها از آنچه طرفداران تصور می‌کنند مهم‌تر است

تاریک ‌ترین بخش داستان ارباب حلقه ‌ها از آنچه طرفداران تصور می‌کنند مهم‌تر است

برخلاف بسیاری از ژانرهای فانتزی مدرن، ارباب حلقه‌ها داستانی خوش‌بینانه درباره پیروزی خیر بر شر است، اما این بدان معنا نیست که فاقد موضوعات تاریک است. یکی از مضامین تاریکی که هم در رمان جی. آر. آر. تالکین و هم در سه‌گانه‌ی اقتباس‌های سینمایی پیتر جکسون وجود دارد، مرگ یا به طور دقیق‌تر، اجتناب از مرگ است. گذشته از الف‌های جاودانه و ارواح الهی مانند مایار، حتی طولانی‌ترین نژادهای سرزمین میانه نیز محکوم به مرگ بودند. در داستان تالکین، مفهوم مرگ در ابتدا قرار نبود ترسناک باشد. او در سیلماریلیون توضیح داد که مرگ امتیازی است که به انسان‌های فانی اعطا شده است. در حالی که الف‌ها برای همیشه به دنیای فیزیکی وابسته بودند، روح انسان‌ها در نهایت می‌توانست از دنیای فانی فرار کند.


اگرچه سرنوشت نهایی ارواح فانی حتی برای خردمندترین موجودات سرزمین میانه ناشناخته بود، گمان می‌رفت که آنها دوباره به ارو ایلوواتار، خدای قدرتمند دوران تالکین، پیوسته‌اند. مرگ حتی در چندین نقطه از سیلماریلیون به عنوان “هدیه ایلوواتار” نامیده شده است. این هدیه توسط ارباب سائورون، ارباب تاریکی، مورگوت، که باعث شد انسان‌ها علیه طبیعت خود شورش کنند و از فانی بودن خود بترسند، خراب شد. افسانه‌های ارباب حلقه‌ها پر از انسان‌های فانی بود که سعی در فرار از سرنوشت خود داشتند، اما در این فرآیند ناگزیر رنج بیشتری را برای خود به ارمغان آوردند.

تاریک ‌ترین بخش داستان ارباب حلقه ‌ها

فانی‌هایی که در ارباب حلقه‌ها طول عمر خود را افزایش دادند، پشیمان شدند

روشن‌ترین نمونه از تلاش فانی‌ها برای جاودانه شدن، حمله نومه‌نوری‌ها به سرزمین‌های نامیرا در عصر دوم بود. اگرچه نومه‌نوری‌ها از عمر طولانی‌تری نسبت به اکثر انسان‌ها برخوردار بودند، اما به جاودانگی الف‌ها حسادت کردند و سائورون آنها را متقاعد کرد که می‌توانند با فتح سرزمین‌های نامیرا به زندگی ابدی دست یابند. این کار عملی نبود، زیرا سرزمین‌های نامیرا به کسانی که به آنجا می‌رفتند، جاودانگی نمی‌بخشید، اما نومه‌نوری‌ها هرگز فرصتی برای فهمیدن این موضوع نداشتند. برای جلوگیری از هرگونه خونریزی در سرزمین‌های نامیرا، ایلوواتار ناوگان نومه‌نوری‌ها را نابود کرد و نومه‌نور را به قعر دریا فرو برد، که منعکس کننده افسانه آتلانتیس است. نومه‌نوری‌ها اگر مرگ خود را پذیرفته بودند، زندگی طولانی‌تر و پربارتری داشتند.

برخی از فانیان موفق شدند از مرگ خود جلوگیری کنند، اما سرنوشت آنها بهتر از سرنوشت نومه‌نوری‌ها نبود. به عنوان مثال، نه مردی که حلقه‌های قدرت را از سائورون پذیرفتند، به نزگول‌های هیولایی تبدیل شدند. اگرچه نزگول‌ها قادر به مردن نبودند، اما واقعاً زنده هم نبودند؛ آنها پوسته‌هایی از خود سابق خود بودند که از تمام انسانیت تهی شده و مجبور به خدمت به ارباب تاریکی برای ابدیت بودند. ارتش مردگان، یا مردان مرده دون‌هارو، همانطور که در رمان نامیده می‌شدند، زندگی شکنجه‌آور مشابهی داشتند. قبل از جنگ آخرین اتحاد، مردان دون‌هارو به پادشاه ایسیلدور سوگند یاد کرده بودند که در مبارزه با سائورون به او کمک کنند، اما وقتی زمان وفا به عهدشان فرا رسید، آنقدر بزدل بودند که به عهد خود وفا نکردند. به عنوان مجازات شکستن سوگندشان، ارواح آنها هزاران سال در مسیرهای مردگان به دام افتادند، جایی که نمی‌توانستند کاری جز تفکر در مورد اشتباهات خود انجام دهند.

وقایع ارباب حلقه‌ها، نزگول و مردگان دون‌هارو را از بدبختی‌شان رهایی بخشید. آراگورن، به عنوان وارث ایسیلدور، توانست به مردگان دون‌هارو فرصت دوباره‌ای برای انجام نذر باستانی‌شان بدهد. با کمک به او در جنگ حلقه، نفرین آنها شکسته شد و روحشان سرانجام توانست آرامش پیدا کند. به همین ترتیب، هنگامی که حلقه یگانه در آتش کوه هلاکت نابود شد، جادویی که نزگول را حفظ می‌کرد، از بین رفت و مرگ سرانجام آنها را فرا گرفت. حتی بیلبو بگینز و گالوم نیز به موضوع گریز از مرگ گره خورده بودند. حلقه یگانه طول عمر آنها را بسیار فراتر از هابیت‌های معمولی افزایش داد، اما آنها به سختی می‌توانستند از سال‌های اضافی خود در سرزمین میانه لذت ببرند. در فصل “مهمانی طولانی مدت” از یاران حلقه، بیلبو به گندالف گفت که احساس می‌کند لاغر شده است، “مانند کره‌ای که روی نان زیادی مالیده شده باشد”. روح‌های فانی برای تحمل چنین دوره‌های طولانی در نظر گرفته نشده‌اند، بنابراین خسته و بدبخت شدند.

قهرمانان ارباب حلقه‌ها در مواجهه با مرگ شجاع بودند

قهرمانان ارباب حلقه‌ها مطمئناً آرزوی مرگ نداشتند، اما حاضر بودند جان خود را برای آنچه به آن اعتقاد داشتند، فدا کنند. نقل قول‌های زیادی در این مورد در فیلم‌های جکسون وجود دارد. در ارباب حلقه‌ها: دو برج، ائووین به آراگورن گفت که او «نه از درد و نه از مرگ» می‌ترسد، و در ارباب حلقه‌ها: بازگشت پادشاه، روهیریم کلمه «مرگ» را به عنوان شعار نبرد خود فریاد زدند. بعداً در همان فیلم، وقتی آراگورن پیشنهاد حمله به دروازه سیاه را داد، گیملی با لحنی جدی به شوخی گفت: «قطعیت مرگ، احتمال کم موفقیت. منتظر چه هستیم؟» اگر ترس از مرگ همه مردمان آزاد سرزمین میانه را مانند مردان دون‌هارو فلج کرده بود، سائورون در جنگ حلقه پیروز می‌شد.

بزرگترین نمونه پذیرش مرگ در ارباب حلقه‌ها هیچ ارتباطی با جنگ نداشت. آرون یک الف بود و اگر می‌خواست می‌توانست تا ابد زنده بماند، اما جاودانگی خود را فدا کرد تا بتواند با عشق واقعی‌اش، آراگورن، باشد. در یک لحظه عاشقانه از کتاب «ارباب حلقه‌ها: یاران حلقه» نوشته جکسون، آرون به آراگورن گفت: «ترجیح می‌دهم یک عمر را با تو بگذرانم تا اینکه به تنهایی با تمام اعصار این دنیا روبرو شوم.» برخلاف نومه‌نوری‌ها، نازگول‌ها و مردان دون‌هارو، آرون برای یک زندگی پربار ارزش بیشتری نسبت به یک زندگی طولانی قائل بود. تالکین به عنوان یک جانباز جنگ جهانی اول، تجربه بیشتری با مرگ نسبت به اکثر افراد داشت و می‌خواست خوانندگانش از زمان خود بر روی زمین نهایت استفاده را ببرند.

اشتراک گذاری

دنبال کنید نوشته شده توسط:

عرفان سعید زنوزی

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *