بهترین فرنچایزهای ژانر JRPG تمام دوران
ژانر JRPG برخی از بهترین فرنچایزهای تاریخ بازیهای ویدیویی را تولید کرده است، که شامل عناوینی هستند که صنعت را تعریف میکنند و چشمانداز چندرسانهای را آنطور که ما میشناسیم شکل میدهند. نبردهای نوبتی بین جادوگران دیجیتال و اژدهایان رنگارنگ به شکلگیری بازی کمک کردهاند و طرفداران در دوران مدرن همچنان به این بازیهای کلاسیک بازمیگردند.
بازیهای JRPG به شکلگیری ستون فقرات صنعت کمک کردهاند، حتی اگر برخی از بازیهای کلاسیک برای دههها مخاطبی در خارج از ژاپن پیدا نکردند. مهم این است که مردم اکنون میتوانند از آنها لذت ببرند، زیرا بالاخره طرفدارانی را که شایسته آن هستند، پیدا کردهاند.
10_سری Pokémon یکی از بزرگترین فرنچایزهای JRPG تاریخ است
پوکمون به دلیل نقشش در محبوب کردن رسانههای ژاپنی در بین عموم مردم، شایستهی حضور در این لیست بود. این مجموعه بازیهای فوقالعادهای تولید کرده است، که مهمترین آنها کاشیهای نسل دوم و بازسازیهای آنها هستند، اما در چند نسل گذشته، محبوبیت آنها کاهش یافته و با گذشت زمان، افت کیفیت قابل توجهی داشته است. با این حال، فرمول پوکمون هنوز پابرجاست و به همین دلیل است که مردم دوباره به سراغ آن میروند.
در حالی که پوکمون ممکن است در این لیست در رتبهی پایینی قرار گرفته باشد، این نشان دهندهی رکود این مجموعه است و هیچ ارتباطی با موفقیت آن ندارد. پوکمون هنوز میلیونها نسخه از بازیهای خود، حتی بازیهای بد، را میفروشد، در حالی که عناوین موبایل همچنان به چاپ پول ادامه میدهند. عناوین نسل نهم ممکن است ناامیدکننده و پر از اشکالات باشند، اما به نظر نمیرسد میلیونها نفری که آن را خریداری کردهاند متوجه این موضوع شده باشند.
9_سری Fire Emblem بالاخره مخاطبان خود را روی 3DS پیدا کرد
مدتی طول کشید تا سری Fire Emblem جایگاه خود را پیدا کند، تا جایی که تقریباً متوقف شد. خوشبختانه، Fire Emblem Awakening روی Nintendo 3DS یک موفقیت بزرگ از نظر انتقادی و تجاری بود که باعث ناراحتی طرفداران Super Smash Bros. در همه جا شد و منجر به تبدیل شدن آن به یکی از برترین فرنچایزهای RPG نینتندو شد.
گیمپلی نوبتی و جنبههای ساخت گروه/کلاس Fire Emblem بر اساس حلقههای گیمپلی کلاسیک است، اما بیایید صادق باشیم: مردم آن را به خاطر عاشقانهاش دوست دارند. یکی از جنبههای اصلی بازیهای مدرن Fire Emblem، توانایی ایجاد روابط با اعضای گروه است که به ویژه مفاهیم محبوبی در بین مخاطبان JRPG هستند.
8_سری بازی Xenoblade هنوز هم جز بهترین ها است
چهار بازی Xenoblade ترکیبی از ویژگیهای مختلف هستند، اما عناوین شگفتانگیزی را خلق کردهاند و حتی بازیهای نه چندان جذاب هم نکات مثبتی دارند. Xenoblade Chronicles یک بازی کلاسیک است که ارزش بازی کردن روی نینتندو سوییچ از طریق نسخه بازسازیشدهاش را دارد. دلیلی وجود دارد که Shulk and the Monado sword به سری Super Smash Bros. راه پیدا کرد.
Xenoblade Chronicles 2 سیستم مبارزه فوقالعادهای دارد، اما پر از کلیشههای انیمهای است، در حالی که Xenoblade Chronicles 3 داستان و شخصیتهای فوقالعادهای دارد، اما سیستم مبارزه آن برای یک بازی تکنفره بیش از حد به یک MMO نزدیک است. هر دو عنوان ارزش بازی کردن دارند، اما ماجراجویی Shulk در طول سالها بیشترین قدرت ماندگاری را داشته است.
7_سری EarthBound/Mother فوقالعاده تأثیرگذار بوده است
بخش سخت امتیازدهی بالای بازیهای EarthBound/Mother در خارج از ژاپن به دلیل در دسترس بودن بازیهای آن است. EarthBound یک بازی کلاسیک است، بازیای که الهامبخش هر RPG مستقل عجیب و غریبی برای دهههای آینده بود، اما نسخه قبلی آن، که در خارج از ژاپن با نام EarthBound Zero شناخته میشود، بیشتر محصول زمان خود است و گیمپلی فوقالعاده خستهکنندهای دارد.
در همین حال، Mother 3 یکی دیگر از RPGهای کلاسیک است، اما هرگز به طور رسمی بومیسازی نشده و فقط از طریق ترجمه طرفداران انگلیسی قابل بازی است. به نظر میرسد احتمال انتشار این بازی کلاسیک توسط نینتندو کم است، بنابراین تنها راهی که مردم میتوانند آن را تجربه کنند از طریق روشهای غیرقانونی است.
6_سری Shin Megami Tensei از دهه ۸۰ میلادی وجود داشته است
هر کسی که از کلیشههای فانتزی استاندارد در بازیهای نقشآفرینی ژاپنی (JRPG) خسته شده است، باید سری شین مگامی تنسی را بپذیرد. این بازیهای جمعآوری شیطان، تمام قوانین روایت را زیر پا میگذارند و از بازیکن انتظار دارند که بر سیستمهای گیمپلی آنها مسلط شود، زیرا هیچ مشتی زده نمیشود و صفحه Game Over همراه همیشگی اوست.
بازیهای شین مگامی تنسی به شکلی هیجانانگیز عجیب و تحریکآمیز هستند، با داستانهایی که به سوالات الهیاتی میپردازند. خب، آنها معمولاً با مشت زدن شخصیت اصلی به صورت خدا به نوعی پایان مییابند، اما روند داستان معمولاً هر بار متفاوت است. همچنین، خدای پایان بازی معمولاً شایسته آن است.
5_سری Kingdom Hearts فاینال فانتزی را با دیزنی ترکیب کرد
این مجموعه که به عنوان نوعی بازی کراساوور افسانهای دیزنی در فاینال فانتزی آغاز شد، از حضور افتخاری Cloud Strife بسیار فراتر رفته و به یک موجودیت مستقل تبدیل شده است. Kingdom Hearts یکی از بهترین مجموعههای اکشن نقشآفرینی تمام دوران است که حضور بسیاری از دنیاها و شخصیتهای انیمیشن کلاسیک دیزنی به آن کمک میکند.
تنها مشکل Kingdom Hearts این است که دنبال کردن داستان آن، حتی با کمک ویدیوهای توضیحی چند ساعته یوتیوب، میتواند بسیار دشوار باشد. خوشبختانه، میتوان با فشردن دکمه «رد کردن کاتسین» از بازیها لذت برد، زیرا احتمالاً سورا در بخش بعدی گیمپلی با شمشیر کلید خود به کسی ضربه خواهد زد.
4_سری Chrono غیرفعال است، اما هنوز هم فوقالعاده است
میتوان به طور قاطع گفت که Chrono Trigger بهترین بازی ویدیویی تمام دوران است. این بازی شاید سی ساله باشد، اما اکنون به همان اندازه که در دهه ۹۰ میلادی فوقالعاده بود، شگفتانگیز است. هر طرفدار بازیهای نقشآفرینی ژاپنی (JRPG) باید قبل از مرگش این بازی را انجام دهد، زیرا این بازی اوج این ژانر است.
متأسفانه، این لیست در مورد فرنچایزها است و نه بازیهای تکی، و اینجاست که اوضاع مبهمتر میشود. Chrono Cross یک بازی خوب است، اما یک دنباله وحشتناک است، پر از انتخابهایی که بسیاری از طرفداران Chrono Trigger را ناراحت میکند. Radical Dreamers یک تجربه رمان تصویری عجیب و منحصر به فرد است، اما به نظر نمیرسد که با سایر بازیها همخوانی داشته باشد. در این مورد، Chrono Trigger بار فرنچایز را به دوش میکشد.
3_سری Persona به گیمرها آموخت که عاشق برنامهریزی باشند
سه بازی اول پرسونا (با توجه به اینکه پرسونا ۲ یک بازی دونفره است) اساساً فقط بازیهای Shin Megami Tensei هستند. تا زمان انتشار پرسونا ۳، این مجموعه هویت خود را پیدا نکرد، جایی که بازیکن نقش دانشآموزی را بر عهده میگیرد که باید بین زندگی مدرسه و اجتماعی خود و گشت و گذار در سیاهچالها تعادل برقرار کند، که هر دو مکمل یکدیگر هستند و همه با یک برنامه روزانه که داستان را در حال حرکت نگه میدارد، پیش میروند.
پرسونا ۳، پرسونا ۴ و پرسونا ۵ ممکن است بزرگترین مجموعه بازیهای JRPG باشند که تاکنون ساخته شدهاند، با سه عنوان کلاسیک که این ژانر را به جاهایی بردند که هیچکس انتظارش را نداشت، در حالی که هر چیزی را که مردم در مورد آن دوست دارند اصلاح کردند و در عین حال چیزهایی را که مردم دوست نداشتند از بین بردند و منجر به بازیهای سریع و پر زرق و برقی شدند که قلبها را به تپش میاندازند. واقعاً هیچ چیز مانند بازیهای پرسونا وجود ندارد و حتی افرادی که به JRPG اهمیت نمیدهند باید به آنها فرصتی بدهند.
2_ سری Dragon Quest به دلیلی پدر این ژانر محسوب می شود
جای تاسف است که Dragon Quest اینقدر طول کشید تا طرفدارانی خارج از ژاپن پیدا کند، در حالی که مجموعهای از بهترین بازیهای نقشآفرینی ژاپنی (JRPG) تاریخ را تولید کرده است. دو نسخه اول این فرنچایز بازیهای بسیار ابتدایی هستند و میتوان از آنها صرف نظر کرد، اما با شروع Dragon Quest III، این مجموعه بازیهای فوقالعادهای را روانه بازار کرد.
تعیین بهترین بازی Dragon Quest دشوار است، زیرا مدعیان زیادی برای این جایگاه وجود دارند. نسخههای پنجم، هشتم و یازدهم احتمالاً بهترین هستند، هر کدام به دلایل بسیار متفاوت. این به این معنی نیست که باید از بازیهای دیگر صرف نظر کرد، زیرا آنها ارزش بازی کردن را دارند، با داستانها و شخصیتهای فوقالعادهای که منتظر تجربه شدن هستند.
1_سری Final Fantasy فانتزی به محبوبیت بازیهای نقشآفرینی ژاپنی در جهان کمک کرد
فاینال فانتزی به تنهایی به خاطر فاینال فانتزی VII شایستهی جایگاهی در این لیست است، زیرا این بازی بود که به ورود بازیهای نقشآفرینی ژاپنی (JRPG) به جریان اصلی کمک کرد. بازی Cloud Strife نسلی از طرفداران بازیهای نقشآفرینی ژاپنی (JRPG) را خلق کرد و راه را برای فرنچایزهای بعدی هموار کرد. اگر فاینال فانتزی VII نبود، صنعت و چشمانداز رسانهای که ما میشناسیم میتوانست بسیار متفاوت به نظر برسد.
این به آن معنا نیست که فاینال فانتزی VII تنها چیزی است که اهمیت دارد. فاینال فانتزی XIV موفقترین نسخه از این مجموعه است، در حالی که طرفداران با شور و شوق از سایر بازیهای فاینال فانتزی PS1، از جمله Tactics، به عنوان بازیهای بهتر یاد میکنند. این مجموعه بازیهای ناموفقی مانند فاینال فانتزی XIII داشته است، اما این موارد هرگز نمیتوانند تأثیر تاریخی این فرنچایز بر جهان را کاهش دهند.





















نظرات کاربران