دستهای نامرئی یک داستان ترسناک واقعی درباره یک جاده در دارتمور، انگلستان است که رانندگان ادعا میکنند یک جفت دست بیبدن دندههای فرمان را گرفتهاند.
در یک جاده در دارتمور، انگلستان، تقریباً یک قرن است که گزارشهای زیادی از یک جفت دست مویی بیبدن وجود دارد که ناگهان ظاهر میشوند، دندههای فرمان یک ماشین در حال حرکت را میگیرند و سپس آن را از جاده خارج میکنند.
تصور کنید که در حال رانندگی در جاده باریک مه آلود و ماهتاب دار هستید. هوا تاریک و سرد است. ناگهان، دندههای فرمان یا فرمان توسط یک جفت دست زشت، مویی و پینه بسته گرفته میشود که قدرت غیرانسانی دارند و تمام تلاش خود را میکنند تا با شما برای کنترل ماشین مبارزه کنند.
این داستانی است که از زمان اولین حادثه در سال 1921، زمانی که یک نگهبان زندان دارتمور در اثر خارج شدن موتورسیکلتش از کنترل و تصادف جان خود را از دست داد، بارها تکرار شده است. این داستان توسط فرزندانش که در صندلی جانبی سوار بودند، نقل شده است. آنها فقط شنیدند که پدرشان به آنها فریاد میزند که از موتورسیکلت پیاده شوند و ظاهراً با فرمان کشتی میگیرد. آنها پریدند و جان سالم به در بردند. پدرشان اینطور نبود.
این اتفاق دوباره زمانی رخ داد که یک موتورسوار دیگر و یک مسافر از جاده خارج شدند. این بار مسافر دید که یک دست بزرگ مویی دندههای فرمان را گرفته و موتورسیکلت را به زور تصادف میکند.
در سال 1924، یک زوج جوان در یک کاروان در این منطقه اردو زده بودند و زن در نیمه شب توسط یک دست بزرگ بیبدن، پوشیده از مو، که در حال خزیدن در بیرون پنجره کاروان بود، بیدار شد. زن در وحشت خود علامت صلیب را زد و به نظر میرسید که دست ناپدید میشود.
این داستان بارها و بارها شنیده شده است و این منطقه به دلیل تصادفات بدنام شده است، بسیاری از بازماندگان داستان احساس یا دیدن دستهای بزرگ خشن، پوشیده از مو را که به آنها چنگ میزدند و سعی میکردند وسیله نقلیه آنها را تصادف کنند، نقل میکنند. شایعات حاکی از آن است که این دستها روح یک پیرمردی است که توسط یک ماشین مورد اصابت قرار گرفت و در آن جاده کشته شد، روح یک زندانی مرده زندان دارتمور یا نوعی روح شیطانی که در باتلاقها پرسه میزند. هر چه که هستند، قطعاً اگر خود را در حال رانندگی در جادههای خلوت کشور انگلیس بیابید، باید مراقب باشید.





















نظرات کاربران