داستان بازی Resident Evil: Revelations

داستان بازی Resident Evil: Revelations

داستان بازی Resident Evil: Revelations

داستان بازی Resident Evil: Revelations

در شروع داستان بازی «جیل» و «پارکر» توسط رئیس BSAA یعنی «کلیو آر. اوبرایان» اعزام می‌شوند تا «کریس» و شریک جدیدش «جسیکا شراوات» که گفته شده در طول مأموریتی مفقود شده‌اند را پیدا کنند. در همین حین، کریس و جسیکا در یک منطقه‌ی کوهستانی حاضر هستند و به دنبال شواهدی مبنی بر فعالیت دوباره یک سازمان بیوتروریست به نام «ولترو» هستند، سازمانی که مسئول حمله و شیوع ویروس در شهر «تراگریژیا» بوده است. این شهر قبلا به دستور رئیس کمیسیون فدرال مبارزه با تروریسم (FBC) یعنی «مورگان لنسدل» به کلی نابود شده است.

جیل و پارکر با اطلاع از آخرین مختصات موجود از موقعیت کریس، راهی دریای مدیترانه شدند. آنها یک کشتی تفریحی متروکه را پیدا کردند که با نام «ملکه زنوبیا» شناخته می‌شد. آن دو روی این کشتی با جهش‌یافته‌های وحشتناکی به نام «اوزه» روبرو شدند که قربانیان ویروس جدیدی به نام T-Abyss بودند. جیل و پارکر قادر به یافتن کریس یا جسیکا نشدند. با این حال یک آدمک از کریس را پیدا کردند که به عنوان تله توسط یکی از مأموران ولترو استفاده شده بود، تله‌ای که آن‌ها در آن گرفتار و با گازی بیهوش شدند.

در همین زمان، کریس و جسیکا در کوهستان، یک پایگاه مربوط به عملیات‌های ولترو را پیدا کردند. این پایگاه یک باند فرودگاه بود. سپس آن‌ها خبری از اوبرایان دریافت کردند مبنی بر اینکه جیل و پارکر در مدیترانه مفقود شده‌اند و به این ترتیب آنها برای بررسی به محل اعزام شدند. در همین حین، «کیت لاملی» و «کوینت سچم» برای اطلاعات بیشتر در مورد اقدامات ولترو به باند فرودگاه اعزام شدند.

جیل در بازگشت به کشتی ملکه زنوبیا، در یکی از کابین‌ها به هوش آمد و با پارکر تماس گرفت، کسی که در سمت دیگر کشتی بیدار شده بود. آن دو دوباره روی پلی به هم پیوستند. کمی بعد این دو توسط یکی از مأموران FBC به نام «ریموند وستر» مورد حمله قرار گرفتند. از آنجایی که پارکر زمانی یک مأمور FBC بود، ریموند او را می‌شناخت.

در همین حال، کوینت و کیت در باند فرودگاه ویدیویی از یک موجودی نامرئی را مشاهده کردند که این موجود در حال کشتن یکی از عاملان ولترو بود. بعدا مشخص شد که این موجود فرم جدیدی از «هانتر» است که به ویروس T-Abyss آلوده شده و قابلیت نامرئی شدن پیدا کرده است. در همین زمان، کریس و جسیکا روی یک کشتی فرود آمدند و باور داشتند که این کشتی همان حامل جیل و پارکر است اما کمی بعد پی بردند که آنها در کشتی دوقلوی ملکه زنوبیا یعنی ملکه «سمیرامیس» فرود آمده‌اند. جیل و پارکر در زنوبیا با ناامیدی سعی در فرار از موتورخانه‌ی کشتی داشتند که غرق در آب شده بود. آن‌ها پس از فرار موفقیت‌آمیز خود به سمت برج «کوم» حرکت کردند تا در آنجا با اوبرایان تماس بگیرند و حوادث رخ داده را به او گزارش دهند. با این حال آن‌ها از خبر بدی اطلاع پیدا کردند، خبری مبنی بر این که ماهواره‌ی Regia Solis دوباره فعال شده است و کشتی ملکه زنوبیا را هدف قرار داده است. این ماهواره همان سلاحی بود که به کمک نیروی خورشید شهر تراگریجیا را نابود کرده بود. خوشبختانه، جیل و پارکر از طریق ارتباطی با کوینت و با راهنمایی او به سمت یک پهپاد روی کمان کشتی هدایت شدند. آن‌ها در زمان کوتاهی که داشتند خود را به کنترل‌های پهپاد رساندند و با به پرواز درآوردن آن هدف ماهواره را از کشتی دور کردند. با این حال، هنگامی که ماهواره Regia Solis پهپاد را مورد هدف قرار داد، موج این حمله به کشتی برخورد کرد و منجر به غرق شدن آن شد.

در نقطه‌ی دیگر داستان بازی، کوینت و کیت پی بردند که فعالیت دوباره سازمان ولترو توسط خود اوبرایان تدارک دیده شده است. با این حال، زمانی که یک حمله هوایی، باند فرودگاه Valkoinen Mki را از بین برد، تماس آن‌ها نیز با اوبرایان از دست رفت. کریس و جسیکا به کشتی ملکه زنوبیا رسیدند. در همین زمان، جیل و پارکر با عامل ولترو روبرو شدند، کسی که با مطرح کردن سوالاتی به توطئه‌ی بزرگی اشاره داشت. با این حال، قبل از اینکه این فرد بتواند چیز بیشتری را فاش کند، توسط جسیکا مورد شلیک قرار گرفت. پارکر با برداشتن ماسک او افشا کرد که این فرد ریموند بوده است. او ظاهرا پس از زمزمه کردن چیزی در گوش پارکر جان داد.

داستان بازی Resident Evil: Revelations

داستان بازی Resident Evil: Revelations

کریس و جیل راهی آزمایشگاه کشتی شدند تا ویروس آلوده کننده دریا را متوقف کنند. پارکر و جسیکا نیز به دنبال راهی برای جلوگیری از غرق شدن کشتی بودند. در حین این جستجو پارکر همان طور که ریموند در گوش او زمزمه کرده بود، سلاح خود را به طرف جسیکا نشانه گرفت و او را متهم به جاسوسی برای FBC کرد. در همین زمان، ریموند زنده وارد صحنه شد، او در واقع با پوشیدن یک جلیقه ضد گلوله زنده مانده بود و حالا با اوبرایان همکاری می‌کرد. جسیکا پارکر را مجروح کرد و اقدامات تخریبی خود را آغاز کرد که تائیدی بر جاسوس بودنش داشت.

کریس و جیل با یافتن آزمایشگاه، از طریق یک اتصال ویدیویی با لنسدل روبرو شدند و این موضوع فاش شد که او در شیوع تراگریجیا با ولترو همکاری داشته و تلاش کرده تا بودجه‌ی FBC و نفوذ بین‌المللی آن افزایش پیدا کند. یادداشت‌هایی که از اعضای پیشین خدمه کشتی به جای مانده بود، نشان می‌داد که وی یک تیم تحقیقاتی را برای ایجاد یک واکسن اعزام کرده است و پس به دست آوردن واکسن، با رهاسازی هیولاهای کشتی آنها را به قتل رسانده است. با وجود این که کشتی در حال تخریب بود اما آن دو موفق شدند ویروس را خنثی کنند. خلبان «کرک ماتیسون» با کریس و جیل تماس گرفت و به آنها اطلاع داد که برای کمک رسیده است. سپس آن‌ها به همراه پارکر که مجروح شده بود، سعی کردند خود را به هلیکوپتر برسانند اما در مقطعی زیر پای پارکر خالی شد و با وجود تلاش‌های کریس و جیل او در آتش سقوط کرد.

اوبرایان حقیقت پشت پرده‌ی این مأموریت را برای کریس و جیل افشا کرد. او این رویدادها را به منظور جمع‌آوری شواهدی از دخالت لنسدل در تراگریجیا هماهنگ کرده بود. او همچنین نتایج حاصل از تحلیل داده‌ها توسط کیت و کوینت را به اطلاع آن‌ها رساند. اطلاعاتی شامل وجود یک خواهر سوم از کشتی‌ها در زیر ویرانه‌های تراگریجیا که معروف به ملکه «دیدو» بود. این کشتی توسط لنسدل نابود شده بود تا شواهد مربوط به دخالت او از بین برود. در حین همین ارتباط لنسدل اقدام به دستگیر کردن اوبرایان کرد و متعاقبا ارتباط نیز قطع شد.

در این مقطع از داستان، جیل و کریس به جستجوی «جک نورمن» رهبر ولترو پرداختند، با این اطلاع که او شواهدی علیه لنسدل در دست دارد. با این حال، نورمن یک سال را با تزریق ویروس T-Abyss زنده مانده و برای گرفتن انتقام در برابر جهش یافتن مقاومت کرده بود. او که فکر می‌کرد کریس و جیل از ماموران اعزامی FBC هستند و قصد کشتن او را دارند. برای همین با تزریق یک نمونه قدرتمند از ویروس به یک تایرنت جهش‌یافته تحت عنوان «فرم نهایی Abyss» تبدیل و پس از یک نبرد طولانی، سرانجام کشته شد. کریس و جیل سپس از طریق PDA ویدیویی را بخش سراسری کردند که اقدامات لنسدل را افشا می‌کرد. با این اقدامات موثر اوبرایان بلافاصله آزاد شد و لنسدل هم دستگیر شد. حقیقت پشت پرده تراگریجیا به اطلاع عموم رسید و FBC منحل شد. پارکر که توسط ریموند از انفجار نجات یافته بود، در کنار ساحل «مالتا» پیدا شد و پس از یک ماه بهبود یافت و به سمتش به عنوان یک مامور BSAA بازگشت.

اوبرایان در پایان، تصمیم گرفت مسئولیت اقدامات خود در هماهنگ کردن این مأموریت را بر عهده بگیرد و از ریاست BSAA کناره‌گیری کند. این موضوع نیز مشخص شد که کوینت و کیت از حمله هوایی جان سالم به در برده‌اند.

در صحنه‌ای پس از به نمایش درآمدن اسامی عوامل بازی، ریموند در یک کافه با جسیکا دیدار کرد و نمونه‌ای از ویروس T-Abyss را به او داد. جسیکا از او پرسید که چرا پارکر را نجات داده است، و او در جواب گفت که دلایل خود را داشته است.

منبع : https://t.me/GameNewNews

برای مطالعه بیشتر داستان بازی ها در کنترل امجی حتما به صفحه دسته بندی آن مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *