داستان بازی Shadow of The Colossus
داستان بازی Shadow of The Colossus
داستان بازی از نقطهای آغاز میشود که در یک شب ابری یک شاهین در حال پرواز است و ناگهان شما یک فرد سوار بر اسب را مشاهده میکنید که یک پارچه را بر روی اسب خود قرار داده است. نام این فرد «واندر» و نام اسبش «آگرو» است. آنها مسیرهای طولانی را گذر کرده تا به سرزمین ممنوعه برسند، جایی که ورودی آن یک دروازه بلند و باریکه سنگی است و برای ورود، لازم است تا از پل سنگی و طولانی عبور کنند. بالاخره واندر و آگرو وارد منطقه ممنوعه شده و خود را به مکانی باستانی و مرموز که شبیه معبد است، میرسانند.
با ورود به معبد متوجه میشویم که در این معبد باستانی، مجسمههای بزرگ و عجیبی قرار دارد که تعداد دقیق آنها ۱۶ عدد میباشد. سپس واندر سعی میکند تا به مرکز این معبد که یک محراب سنگی قدیمی است، برود.
زمانی که واندر به محراب میرسد، پارچهای که همراه خود به این سرزمین آورده را در وسط محراب گذاشته و وقتی پارچه را برمیدارد، میبینیم که جنازه یک دختر بر روی آن قرار دارد. در واقع، واندر و آگرو تمام مسیر را برای رساندن جنازه این دختر به معبد قدیمی طی کردهاند.اسم دختر «مونو» بوده و در واقع عشق قدیمی واندر محسوب میشود. واندر برای زنده کردن او، تمام مسیرهای سخت را گذشته تا به این سرزمین ممنوعه برسد و بتواند عشق قدیمی خود را دوباره زنده کند.
پس از قرار دادن مونو بر روی محراب قدیمی، ناگهان شاهد هستیم که موجودات عجیب و سیاهرنگی در پشت واندر و آگرو ظاهر میشوند. ناگهان واندر شمشیر عجیب خود را از غلاف درآورده و به سمت موجودات نشانه میگیرد. در این حین، انرژی و نور بسیار زیادی از این شمشیر ساطع شده و تمامی موجودات را از بین میبرد. در واقع شمشیری که در دست واندر است، یک شمشیر باستانی بوده که قدرت بسیار زیادی دارد.
بعد از این اتفاق، شاهد یک صدای عجیب هستیم که در معبد شنیده میشود و شروع به صحبت کردن با واندر میکند. این صدای «دورمین» است. دورمین در گذشته خدای باستانی مردم یک قبیلهای بوده که واندر از آن جا میآید و سالهای طولانی، مردم این قبیله دورمین را به عنوان خدا مورد پرستش قرار میدادند. بعد از گذشت سالها یکی از جادوگران قبیله به نام «اِمون» متوجه میشود که دورمین دارای قدرتهای شیطانی بوده و ممکن است اتفاقات بدی را برای مردم قبیله رقم بزند. به همین خاطر او را زندانی میکند.
واندر پس از شنیدن صدای دورمین، از او خواهش میکند تا مونو را به زندگی برگرداند، چون شنیده است که دورمین این قدرت را دارد تا ارواح را به زندگی برگردانده و آنها را زنده کند. دورمین با واندر معاملهای میکند و از او میخواهد تا در بهای زنده کردن مونو، برای او کار مهمی را انجام دهد.
او به واندر میگوید که اگر بتواند ۱۶ مجسمهای که در معبد وجود دارد را از بین ببرد، مونو را دوباره به زندگی باز میگرداند اما نکته بسیار مهم، این است که این مجسمهها در واقع کالبد ۱۶ غول یا «کلوسوس» هستند که در سرزمین ممنوعه زندگی میکنند و واندر برای از بین بردنشان باید با آنها مبارزه کرده و با شمشیر باستانی خود آنها را نابود کند. پس از نابودی هر کلوسوس، مجسمه مخصوص آن در معبد فرو ریخته و از بین میرود و پس از نابودی هر شانزده کلوسوس، دورمین مونو را به زندگی برمیگرداند.
کلوسوسها در واقع موجودات سنگی غول پیکری هستند که در هر بخش از سرزمین ممنوعه وجود دارند و برای نابودی آنها واندر باید در مرحله اول، محل زندگی این موجودات را پیدا کرده، سپس نقطه ضعف آن کلوسوس را کشف کند و از شمشیر باستانی برای از بین بردن آنها استفاده کند. دورمین به واندر میگوید که از بین بردن کلوسوسها بهای سنگینی دارد اما واندر جواب میدهد که اهمیتی برای او ندارد و تنها نجات دادن مونو برای او مهم است.
دورمین برای پیدا کردن کلوسوسها به واندر میگوید که او باید شمشیر خود را در نور بلند کرده و مسیر محل زندگی هر غول را از روی نور ساطع شده از شمشیر پیدا کند. هرچه به محل زندگی غول نزدیکتر شود، نور شمشیر پررنگتر خواهد شد.
پس از اتمام صحبتهای بین واندر و دورمین، محل زندگی اولین کلوسوس توسط دورمین، مشخص شده و واندر به سمت آن حرکت میکند. کلوسوسها موجودات عجیبی هستند که تا زمانی که به آنها حمله نکنید، با شما هیچ کاری ندارند اما شما باید برای نجات دادن مونو، این کلوسوسها را از بین ببرید. به همین خاطر پس از رسیدن به محل زندگی هر یک از آنها باید سعی کنید تا نقاط ضعف آنها را پیدا کرده و با شمشیر باستانی به این نقاط ضربه بزنید.
داستان بازی Shadow of The Colossus
پس از کشتن هر کلوسوس، این موجود غول پیکر بر روی زمین افتاده و جنازهاش سیاه میشود. این سیاهیها به بدن واندر وارد شده و او بیهوش میشود. سپس واندر دوباره در معبد و روبروی محراب ظاهر میشود و در کنار او یک موجود سیاهرنگ قرار میگیرد که در واقع هر یک از این سایههای سیاه رنگ، کلوسوسهایی هستند که توسط واندر کشته شدند. پس از کشتن هر کلوسوس، مجسمهاش در معبد فرو میریزد و با از بین رفتن مجسمه، دورمین محل زندگی کلوسوس بعدی را به شکل معما به واندر میگویند و واندر برای کشتن غول بعدی حرکت میکند.
با کشتن هر غول شاهد آن هستیم که واندر تغییر کرده و در حال عوض شدن است. در واقع هر غولی که توسط واندر کشته میشود، باعث رخ دادن اتفاقی در بدن او میشود. به عنوان مثال پوست او سیاه شده و یا لکههای سیاه رنگی بر بدن و لباس واندر ظاهر میشود اما از سوی دیگر، قدرت و استقامت واندر با کشتن هر غول افزایش پیدا میکند.
واندر برای آن که به وعده خود با دورمین عمل کند، یک به یک غولها را از بین میبرد و زمانی که تنها چهار کلوسوس باقی ماندهاند، مشاهده میکنیم که افراد قبیله واندر به رهبری اِمون، او را از قبل تعقیب کرده و حالا به دنبال پیدا کردن واندر هستند.
افرادی که واندر را تعقیب میکردند، در واقع اِمون و یاران او بودند که حالا به ورودی سرزمین ممنوعه رسیده و قصد ورود به این منطقه را دارند. پس از آن که واندر پانزدهمین کلوسوس را از بین میبرد، دورمین به او میگوید که باید برای از بین بردن آخرین کلوسوس عجله کند زیرا عدهای به دنبال او هستند تا جلوی رسیدن او به این هدف را بگیرند. واندر به سرعت حرکت کرده و با آگرو به دنبال آخرین کلوسوس میگردند.
برای رسیدن به آخرین کلوسوس، واندر و آگرو باید از روی یک پل قدیمی عبور کرده و به آن سمت پل بروند اما زمانی که واندر با اسب خود از روی پل عبور میکند، ناگهان پل شروع به ریختن میکند. آگرو در آخرین لحظه با یک حرکت، واندر را به آن سمت پرتاب میکند و او را نجات میدهد اما خودش از روی پل به پایین پرت میشود.
در همین زمان هوای سرزمین ممنوعه بارانی میشود و واندر مجبور است تا برای رسیدن به آخرین کلوسوس مسیر را پیاده طی کند. در همین هوای بارانی، واندر به آخرین کلوسوس میرسد. آخرین کلوسوس از سایر کلوسوسهای قبلی قویتر و بلندتر است. ویژگی بسیار مهم این کلوسوس، دستهای آتشین اوست که به سمت واندر گلولههای آتشین پرتاب میکند. با هر زحمتی شده واندر بالاخره با آخرین کلوسوس نیز مبارزه کرده و او را از پای در میآورد.
بعد از کشتن آخرین کلوسوس، شاهد اِمون و یاران او هستیم که با سرعت بسیار زیادی به سمت معبد قدیمی سرزمین ممنوعه در حال حرکت بوده و از روی پل ورودی سرزمین نیز عبور کردهاند. اِمون و یارانش به سرعت وارد معبد میشوند اما در همان لحظه، آخرین مجسمه نیز فرو میریزد. با این حال، مونو هنوز زنده نشده و همچنان بر روی محراب قرار دارد. اِمون به سمت محراب رفته و برای مونو دعا میخواند. در همین زمان واندر و شمشیرش به داخل معبد میافتند و مشاهده میکنیم که واندر کاملاً تغییر کرده و پوست او سیاه شده و حالا دو شاخ نیز بر روی سرش قرار دارد.
اکنون میفهمیم که واندر بدون اجازه شمشیر باستانی را دزدیده و برای نجات مونو وارد سرزمین ممنوعه شده و به دورمین کمک کرده تا دوباره به زندگی بازگردد. همچنین مشخص میشود این اِمون بوده که دورمین را به ۱۶ بخش تقسیم کرده و هر یک از کلوسوسها را به عنوان نگهبان بخشی از دورمین انتخاب کرده است اما حالا با از بین رفتن این کلوسوسها، دورمین آزاد شده است. اِمون میگوید حالا که دورمین آزاد شده، بدن واندر را نیز تسخیر کرده است و در همین هنگام به یکی از یاران خود دستور میدهد تا با تیر کمان به پای واندر شلیک کند.
یاران اِمون به سمت واندر میروند و با شمشیر به بدن او میزنند اما واندر ناگهان از روی زمین بلند شده و شمشیر را از بدن خود بیرون میکشد و آرام آرام تبدیل به یک سایه سیاه رنگ میشود. سپس نقشه دورمین جواب داده و با استفاده از بدن واندر به زندگی بازمیگردد.
البته هنوز دورمین نتوانسته به قدرت کامل خود دست پیدا کند، چون برای تبدیل شدن به همان خدای قدرتمند و شیطانی لازم است تا مدت زمانی طی شود اما دورمین این قدرت را دارد تا به اِمون و یارانش حمله کند. در این هنگام اِمون و یارانش سعی به فرار میکنند و در لحظه آخر، اِمون دعایی را بر روی شمشیر باستانی خوانده و شمشیر را در داخل آب معبد میاندازد. نوری از داخل آب حوض ساطع شده و دورمین را به سمت خود میکشد.
داستان بازی Shadow of The Colossus
اِمون و یارانش، مونو را داخل معبد تنها گذاشته و به سمت خارج از سرزمین ممنوعه فرار میکنند. با عبور آنها از پل ورودی، پل شروع به ریزش میکند و مونو تنها در داخل معبد باقی میماند. سپس میبینیم که دورمین به وعده خود عمل کرده و مونو را به زندگی برمیگرداند. مونو چشمان خود را باز کرده و از روی محراب بلند میشود. در همین زمان، اسب واندر یعنی آگرو به صورت لنگلنگان به سمت مونو حرکت میکند. در واقع زمانی که پل قدیمی فرو ریخته و آگرو توانسته واندر را نجات دهد، خودش به پایین دره سقوط میکند اما به طرز معجزه آسایی زنده مانده و فقط پایش میشکند.
اِمون و افرادش به سرعت به خارج از سرزمین ممنوعه میروند و اِمون با نگاه کردن به معبد قدیمی میگوید:
«حالا دیگر هیچ کس نمیتواند به سرزمین ممنوعه بازگردد. اگر واندر زنده مانده باشد، باید یک روز برای این کار مجازات شود.»
در نهایت، مونو میتواند واندر را که اکنون به یک کودک با دو شاخ روی سرش تبدیل شده، در داخل معبد پیدا کند و به همراه آگرو به بیرون معبد حرکت کرده و وارد منطقه سرسبز میشوند که پر از گیاهان و حیوانات مختلف است. در این زمان آهویی به مونو نزدیک میشود و همان شاهینی که در ابتدای بازی همراه واندر و آگرو بود، دوباره نشان داده میشود که در حال پرواز بر روی سرزمین ممنوعه است.
منبع : https://t.me/GameNewNews
برای مطالعه بیشتر داستان بازی ها در کنترل امجی حتما به صفحه دسته بندی آن مراجعه کنید.





















نظرات کاربران