ائورل نخستین پادشاه روهان در سرزمین میانه
ائورل نخستین پادشاه روهان در سرزمین میانه
ائورل جوان نام ارباب ائوتئود و نخستین فرمانروای روهان بود و خاندان ائورل که بر روهان حکومت میکردند از نوادگان وی بودند ،ائورل مردی خردمند ، دلیر و خوشنام در بین مردم بود ، او دارای پوستی سرخ و مو هایی طلایی بود که در طول زندگیش هیچگاه تغییر رنگ نداد،ائورل در سال 2485 دوران سوم به دنیا آمد ،پدرش لئو رهبر قبیله ائوتئود بود؛ خاندان آنها در شمال سرزمین میانه و نزدیک به سرچشمه رود آندوین زندگی میکردند؛ در هنگام 16 سالگی ائورل پدرش را بخاطر یک اسب وحشی از دست داد ، او به سراغ اسب میرود ولی به جای سلاخی به آن یک فرصت میدهد فاسب تسلیم او میشود و نام اسب را فلاروف مینامد .
فلاروف پدر میاراس بود که اسب های فرزندان ائورل از نسل او بودند ؛ ائورل پس از پدر خود رهبری قبلیه خود را به دست میگیرد. قبه دلیل افزایش جمعیت و اسب های این قوم آنها تصمیم گرفتند تا سرزمینی بزرگتر پیدا کنند اما جایی برای زندگی نبوذد ،در سال 2510 دوران سوم زمانی که 25 سالش شد ،مردانی از رون به گاندور حمله کردند ، سیریون کاگذار گاندور پیکی را برای درخواست کمک به سوی ائورل فرستاد ، ائورل که میدانست اگر گاندور سقوط کند مقصد بعدی مردم رون قو او هست و سرزمین میانه به طور کامل تصرف خواهد شد به در خواست کمک پاسخ مثبت داد و به کمک سیریون رفت .
ائورل همراه 7 هزار سوار و صد ها کماندار برای یاری گاندور به سمت جنوب حرکت کرد و تعداد کمی از سواران را برای محافظت از زنان و بچه ها و سرزمینش نگهداشت؛ارتش ائورل هنگام گذر از میرکوود تاریکی پلیدی را از سمت دژ دول گلدور که سائورون به صورت نهان در آن زندگی میکرد حس کردند او از ندیک شدن به آنجا خوداری کرد ف پس از مدتی یک مه سفید جنگل میرکوود و لورین را فراگرفت و ارتش ائورل در میان مه پنهان شده و به راه خود ادامه دادند؛ائورل 15 آوریل به سلبرانت رسید ، جایی که ارتش گاندور در دو جبهه با اورک های کوهستان مه آلود و مردم سرزمین رون در حال نبرد بودند ارتش ائورل از پشت به دشمن حمله کردند و تعداد زیادی از آنها کشته شدند و در نهایت سرزمین های تصرف شده بار دیگر به دست مردمان آزاد افتاد.
ائورل نخستین پادشاه روهان
پس از پایان نبرد سیریون و ائورل از هم جدا شدند اما در هنگام خداحافظی سیریون از ائورل خواست تا 3 ماه دیگر همدیگر را ملاقات کنند ،پس از از گذشت سه ماه آن دو همدیگر را ملاقات کردند و سیریون ائورل را به هالیفیرین و آمون آنور برد مکانی که مقبره الندیل که کمتر کسی از آن خبر داشت و این نشان از اعتماد بالای سیریون به ائورل بود ؛ در آنجا سیریون به پاس قدردانی از کمک های ائورل و مردمانش سرزمین به نام کالناردهون را به عنوان یک سرزمین جدید به وی پیشنهاد داد و ائورل نیز پیشنهاد را پذیرفت و سوگند خورد که هر زمان گاندور به کمک نیاز داشت به یاری آنها خواهد رفت و در مقابل سیریون همچین سوگندی را یاد کرد ، ائورل نیمی از افراد خود را برای مراقبت از شرزمین جدید گذاشت و با سایر افراد خود برا ی جمع آوری اموال و آماده سازی مردم برای مهاجرت به شمال بازگشت.
ائورل پس از مهاجرت ادوراس را به عنوان پایتخت جدید خود انتخاب نمود اما تکمیل شدن این شهر را به چشم خود ندید ؛ کشور تازه تاسیس شد روهان نامیده شد .در سال 2545 دوران سوم گروهی از ایسترلینگ ها به مردم روهان حمله کردند گرچه آنها کاری از پیش نبردند اماائورل در این جنگ کشته شد و حکومت روهان به دست پسرش برگو افتاد ؛ پس از مرگ ائورل پیکر او را خارج از ادوراس و بر روی تپه ای همراه با اسبش فلاروف به خاک سپردند.
بعد از ائورل سلطنت روهان همچنان در خاندان او باقی ماند و مردم روهان خود را فرزندان ائورل میخواندند ؛ در هنگام جنگ حلقه تئودن پادشاه وقت روهان همچنان به سوگند ائورل وفادار بود و برای کمک به مردم گاندور در جنگ شرکت کرد و در همین جنگ نیز کشته شد.





















نظرات کاربران