لحظات ابتدایی انیمه Gachiakuta جهانی جذاب از ثروت و تجمل را معرفی میکند؛ جایی که حتی یک پارگی کوچک در یک سگ عروسکی نو به معنای دور انداختن کامل آن اسباببازی است. این شهر محصور، واقع در جزیرهای شناور به نام The Sphere، زیباست زیرا ساکنانش هر آنچه را که دیگر نمیخواهند، به راحتی دور میاندازند؛ ابتدا در محلهای جمعآوری بزرگ و تحت حفاظت شدید در زیر پایشان، و سپس به دنیای پایینتر. “پایین” واژهای کلیدی در Gachiakuta است: این انیمه پادآرمانشهری بر پایهی سلسله مراتبی از ثروتمندان و فقرا بنا شده که از شهر به محلههای فقیرنشین و سپس به دنیای سطحی (معروف به The Pit) که توسط مجرمان تبعیدی و هیولاهای ساخته شده از زبالههای طبقهی مرفه پر شده است، امتداد مییابد. این یک مشاهدهی قوی و به موقع دربارهی جامعهای ناعادلانه است که در آن، عدهای منتخب ثروت و آسایش را احتکار میکنند، در حالی که بقیه برای رسیدن به یک پله بالاتر تلاش میکنند. اما افسوس که دو قسمت اول نتوانستند پتانسیل کامل این فرضیه را محقق کنند.
روایت سریع و شخصیتپردازی سطحی
ساختار Gachiakuta با صحنهسازیهای فانتزی جالب است که با این حال، مکانها و مسائل واقعی را به ذهن میآورد. Rudo، شخصیت اصلی، مرتباً جان خود را به خطر میاندازد تا در میان زبالههای شهر به دنبال چیزی بگردد. او از رفاه برخوردار نیست: او یکی از “مردم قبایل” است که در خارج از دیوارهای شهر زندگی میکند. پدرش، قاتل ادعایی، به The Pit تبعید شده است (جالب است که The Sphere انسانها و اشیا را با همان سطح بیتفاوتی دور میاندازد)؛ خود Rudo نیز توسط اطرافیانش به عنوان یک قاتل بالقوه قلمداد میشود. متأسفانه، Gachiakuta در این مرحله آنقدر سرراست و بدون ظرافت است که به جای اینکه حس کنیم در حال نگاهی اجمالی به این جوامع هستیم، بیشتر شبیه یک راهنمای تور است که حقایقی دربارهی The Sphere و The Pit را با صدای بلند به ما میگوید. اغلب دیالوگهایی وجود دارد که سکوت میتوانست گویاتر باشد، و قسمت اول شامل صحنههای ناشیانهای است که در آن، توضیحهای ناپخته با مکالمات عادی اشتباه گرفته شدهاند.
در عین حال، این قسمتهای ابتدایی از فرصتهای داستانی جذاب که میتوانستند زمان بیشتری برای جا افتادن داشته باشند، به راحتی عبور میکنند. در پایان قسمت اول، Rudo به The Pit تبعید میشود، به این معنی که در عرض ۲۳ دقیقه، ما با The Sphere و تمام پیچیدگیهایش آشنا میشویم، فقط برای اینکه آن را برای آیندهای نامعلوم پشت سر بگذاریم. همانطور که Rudo سقوط میکند، سوگند انتقام از جامعهای را میخورد که او را رها کرده است. خشم او در این موقعیت موجه است، و اگرچه من آن را از نظر فکری درک کردم، اما نتوانستم آن را حس کنم زیرا همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد و زمان کافی برای پردازش آن بدون دیالوگ وجود نداشت.
این میتواند به این دلیل نیز باشد که در پایان قسمت ۲، Rudo هنوز یک شخصیت کامل نیست. او در ابتدا شبیه بسیاری از قهرمانان شونن دیگر، به ویژه Bakugo از My Hero Academia، به نظر میرسد. (استودیوی معتبر انیمهسازی Bones، تولیدکنندهی My Hero Academia، Gachiakuta را نیز تولید میکند.) این قسمتها تلاش میکنند تا از طریق مجموعهای از داستانهای کلیشهای: “پسر خشن که عاشق میشود”، “کودکی که شاهد مرگ یکی از والدینش است”، “پسری که قدرت جادویی خود را کشف میکند” و غیره، ما را به Rudo علاقهمند کنند. اما طرفداران انیمه این داستانها را قبلاً دیدهاند و دیدهاند که بسیار تاثیرگذارتر نیز روایت شدهاند.
آشنایی بیش از حد و مشکلات انیمیشن
در واقع، با وجود داشتن یک فرضیه به ظاهر جدید، آغاز Gachiakuta صرفاً مرا یاد انیمهها و بازیهای گذشته انداخت. رابطهی بین شهر زیبا و محلههای فقیرنشین، یادآور پادشاهی Goa در One Piece است. دیدگاه “انسانیت مزخرف است” آن، کاملاً شبیه Attack on Titan است. جزیرهی شناور بالای اعماق پر از هیولا، یادآور The Legend of Zelda: Skyward Sword است. این نوع افکار مدام به ذهن میآمدند. البته، هر اثر خلاقانهای را میتوان به مجموعهای از تأثیرات و الهاماتش تجزیه کرد. اما در ابتدا، شخصیتها و هستهی احساسی Gachiakuta برای اینکه بتوانند به تنهایی خود را بفروشند، بیش از حد سطحی به نظر میرسند.
شاید این وضعیت با پیشروی سریال تغییر کند. به نظر میرسد برای خو گرفتن با شخصیتی تلخ مانند Rudo، به بیش از دو قسمت نیاز داریم. پس از چند لحظهی امیدبخش از آسیبپذیری در قسمت اول، او در قسمت دوم تحتالشعاع خشم خود قرار میگیرد. Gachiakuta به سرعت حس فراگیر خشم خود را تثبیت میکند: این انیمه دنیایی ناعادلانه را به تصویر میکشد که مردم ساکن در آن، نفرت زیادی را تجربه میکنند. این یک نمایش مردمستیز است. این میتواند رهاییبخش باشد، اما در ترکیب با سنگینی و بیظرافتی، پذیرش آن دشوار است.
متأسفانه، انیمیشن نیز دارای ایراداتی است. مانند کارهای استودیوی Bones در My Hero Academia و Mob Psycho 100 (که دومی مسلماً یکی از بهترین انیمههای بصری تمام دوران است)، Gachiakuta نیز لحظاتی از هنرنمایی چشمگیر را به نمایش میگذارد. سبک انیمیشن گاهی اوقات به نماهای تخیلی تغییر میکند که وضعیت ذهنی Rudo را به طور مؤثر و جالب منتقل میکنند.
اما در حالی که اکثر انیمیشن ۲D است، هیولاهای زباله ۳D هستند. این قابل درک است: این شخصیتها دارای اجزای متحرک بسیاری هستند، منطقی است که CG باشند. اما ۲D و ۳D با هم ترکیب نمیشوند. هیولاها به گونهای به نظر میرسند که گویی از یک نمایش دیگر آمدهاند، و این از جهنمگونگی The Pit میکاهد. (و آنها مطمئناً به بدمنهای تکرارشونده تبدیل خواهند شد، که ناسازگاری آنها را بسیار آزاردهنده میکند.) با این حال، هنوز هم برخی از نماهای ۳D بسیار مؤثر در سریال وجود دارد (مانند سقوط Rudo به The Pit)، بنابراین امیدواریم با گذشت زمان، این مسئله حل شود.
ایدهای درخشان، اما فاقد عمق عاطفی
سیستم جادویی Gachiakuta در پایان قسمت دوم آشکار میشود، اگرچه در روایت ابتدایی نیز به آن اشاره شده است: یک شیء که به مدت طولانی از آن مراقبت شود، روحی پیدا میکند که میتواند توسط فردی که از آن مراقبت کرده است، به کار گرفته شود. در دنیایی که با مردم مانند زباله رفتار میشود، ایدهی نگهداری و مراقبت از چیزی، عملی رادیکال است. این ایدهی فوقالعادهای است، و این تضاد دلپذیر است. فقط باید به همان اندازه که بر ذهن تأثیر میگذارد، بر قلب نیز تأثیر بگذارد.
این ایده کل دو قسمت اول را خلاصه میکند. Gachiakuta با تمام خشم و انزجارش، میخواهد ما را متقاعد کند که متفاوت و عمیق است. اما شاید مشکل همینجاست. این انیمه برای تبدیل شدن به یک سریال عالی، جای رشد دارد. اما برای چیزی که اینقدر تاریک است، تأثیر بسیار کمی بر جای میگذارد.
نتیجهگیری
با فضای دیستوپیایی متمایز و انیمیشنی از استودیوی سازندهی My Hero Academia و Mob Psycho 100، به نظر میرسد Gachiakuta برای تبدیل شدن به انیمهی فانتزی تاریک بزرگ بعدی آماده شده است. شاید، روزی بتواند چنین شود. اما در دو قسمت اول، تازگی جامعهی شناور ثروتمندان و فقرا (و محصولات جانبی آن، هیولاهای ساخته شده از زباله) به طور مرتب توسط کلیشههای انیمهی شونن، سرعتبخشی بیش از حد، و جهانسازی ناشیانه تضعیف میشود. Gachiakuta نویدبخش است، اما اینکه آیا شخصیتهای آن میتوانند پایهی محکمی را فراهم کنند، هنوز نامشخص است.
























نظرات کاربران