سولو لولینگ : آیا برو به جین وو خیانت خواهد کرد؟
در پایان فصل دوم «سولو لولینگ»، برو قویترین عضو ارتش سایههای سونگ جینوو است. این قدرت، توانایی صحبت کردن برای خودش و ظاهراً حس هویت قویتری را به همراه دارد. حتی سایههایی که قبل از مرگشان قادر به صحبت بودند، این توانایی را نشان ندادهاند و همین امر باعث شده برو هم به خاطر این مهارت منحصر به فرد و هم به خاطر تواناییهای متنوع دیگرش که او را بسیار همهکاره میکند، برجسته باشد. منطقی است که برخی از طرفداران نگران باشند که برو در آینده بخواهد به جینوو خیانت کند. با این حال، هیچ راهی وجود ندارد که این اتفاق بیفتد. بین باورهای شخصی برو و کنترلی که جینوو بر ارتش نشان داده است، جینوو همیشه میتواند به ارتش اعتماد کند تا برای او کار کند.
خیانت و اعتماد، مضامین رایج در سراسر «سطحبندی انفرادی» هستند. در واقع، میتوان هر آرک را از دریچه این مضامین دید تا به یک مضمون بزرگتر کمک کند، حتی زمانی که خود آرک به هیچ وجه خیانت را نشان نمیدهد. مسلماً، توسعه شخصیت شخصی جینوو بیش از هر چیز دیگری حول این ایدهها متمرکز است. اگرچه سفر جینوو تماماً در مورد قویتر شدن است، اما این موضوع شخصیت او را به همان شکل به چالش نمیکشد. دلایل او برای قویتر شدن به خیانتهایی که متحمل شده است، گره میخورد. اگر بگوییم که اینها تنها ایدههایی هستند که رشد جینوو حول آنها میچرخد، سادهلوحانه است. انگیزههای او از مراقبت از خانوادهاش ناشی میشود و او در حالی که در معرض این واقعیت قرار دارد که زندگی به عنوان یک فرد قوی چگونه است، با از دست دادن انسانیت خود دست و پنجه نرم میکند. با این حال، خیانتهایی که جینوو متحمل شده است، به وضوح جهانبینی او را تحت تأثیر قرار داده است.
برو هرگز نمیخواهد به جینوو خیانت کند
برو وقتی جینوو او را احضار کرد، جینوو را پادشاه خود اعلام کرد. اگرچه او در ابتدا دشمن جینوو بود، اما آرمانهای شخصی برو هرگز با پیروی از کسی که از او قویتر است، در تضاد نبود. او آرمانهای شخصی زیادی ندارد، یا حداقل هیچکدام از آنها در طول دوران تصدیاش به عنوان پادشاه مورچهها به طور کامل بررسی نشدهاند. با این حال، واضح است که برو همیشه برای قدرت ارزش قائل بوده و به دنبال به چالش کشیدن هر کسی بوده که به اندازه کافی قوی باشد تا خود را پادشاه بنامد. منطقی است که او این منطق را به این معنی گسترش دهد که هر کسی که ثابت کرده از او قویتر است، ارزش پیروی کردن را دارد.
از نظر برو، جینوو مانع از مرگ واقعی برو شده است. او ممکن است یک سایه باشد، اما برو اصلاً خود را مرده نمیداند. بنابراین، او هیچ دلیلی برای کینه ورزیدن از مردی که او را کشته است، ندارد زیرا او نمرده است. بین جینوو که قدرت خود را به برو ثابت کرده و مسئول ادامه حیات برو است، برو طرفدار پروپاقرص شکارچی است. هیچ دلیل واقعی برای مخالفت برو با جینوو وجود ندارد.
برو پس از تبدیل شدن به سایه، بلافاصله خود را برای جینوو مفید میکند. برو هیچ مشکلی با از بین بردن مورچههای باقیمانده جزیره ججو ندارد. این مخالفت او با وفاداری قبلیاش به یک مورچه جدید نبود. برو واقعاً هیچ وفاداری به مورچههای دیگر به جز ملکه مورچهها نداشت و این همیشه در درجه اول عملی بود. مورچههای دیگر قرار بود به او خدمت کنند و ملکه مورچهها برای ایجاد مورچههای جدید مورد نیاز بود. با این حال، برو در مقابله با مورچههای اضافی بسیار مفید است. به علاوه، در مانهوا، او به سرعت توضیح میدهد که چرا ملکه مورچهها سایه خوبی نیست و نشان میدهد که چگونه برو مایل است دانش خود را به جینوو نیز بدهد.





















نظرات کاربران