معرفی فیلم Dead Mail
0

معرفی فیلم Dead Mail: نامه‌های گمشده، کابوسی نوستالژیک در دهه 80

اول از همه که هر کسی حتی با یک نگاه گذرا به فیلم مستقل ترسناک-نوآر Dead Mail متوجه می‌شود، این است که چقدر قانع‌کننده شبیه یک نوار ویدئویی است که از گنجینه چند دهه‌ای یک کلکسیونر منزوی کشف شده است. با یک صدای سینث لرزان در پس زمینه موسیقی آغاز می‌شود که به طور یکپارچه با رنگ‌های خفه و دانه‌دانه تصاویر روی صفحه نمایش ترکیب می‌شود. اما Dead Mail، به دور از کلیشه‌ای بودن، از زیبایی‌شناسی آنالوگ و زوایای کج دوربین خود برای جذابیت و ترساندن استفاده می‌کند و به ما دلیلی می‌دهد تا وسواس مداوم خود را نسبت به دهه 1980 زیر سوال ببریم.

داستان با نامه‌ای آغاز می‌شود که در بخش “Dead Mail” یک اداره پست محلی پیدا می‌شود. کارمند پست، جاسپر (توماس بویکین)، یک “نابغه” که می‌تواند “هر چیزی را ردیابی کند”، با استفاده از کوچک‌ترین سرنخ‌های موجود در متن، از نام برندهای خودرو گرفته تا پیش‌بینی‌های آب و هوا، به طور ماهرانه محل ارسال نامه‌های گمشده را مثلث‌بندی می‌کند. این یک استعداد غیرقابل باور است که فقط چند قدم با یک ابرقدرت فاصله دارد و به فیلم یک لبه سورئال می‌بخشد که طرح اصلی به طور قطع احمقانه را تکمیل می‌کند: یادداشت خون‌آلود در مرکز آخرین تحقیقات جاسپر از یک قربانی احتمالی آدم‌ربایی است که قهرمان ما را به نقشه‌ای شامل یک شرور وسواسی به سینث و یک زیرزمین ضد صدا می‌کشاند.

معرفی فیلم Dead Mail

Dead Mail از پوچ بودن فرضیه و حال و هوای خود لذت می‌برد، با کارگردانان مشترک، جو دی‌بوئر و کایل مک‌کوناگی، دیدگاهی از دهه 80 را شکل می‌دهند که بیشتر در “دهه 80 بودن” خود غرق شده است تا خود دهه واقعی. اما به جای استفاده از نشانه‌های آسان مانند لباس‌های ورزشی نئونی و پیست‌های اسکیت غلتکی، Dead Mail به دفاتر کم نور و فضاهای داخلی خانه‌ها با الگوهای کاغذ دیواری زننده و حمام‌هایی با انتخاب‌های کاشی مشکوک می‌چسبد – محیط‌های مناسب‌تری برای یک آدم‌ربایی و تحقیقات آماتور آن. فرضیه پوچ کاملاً جدی اجرا می‌شود، تا عکس‌های “آنها اکنون کجا هستند” که پس از آخرین نما می‌آیند، انگار که فیلم اقتباسی از چیزی است که واقعاً اتفاق افتاده است.

فقط ظاهر ویدئویی خانگی غبارآلود و موسیقی الکترونیکی متناسب با آن دوره نیست که به Dead Mail حس قدیمی می‌دهد. عناصر ملموس در همه جا وجود دارند: شخصیت‌ها با دوربین‌های پولاروید از یکدیگر عکس می‌گیرند، از دایره‌المعارف‌های جلدی World Book و نقشه‌های کاغذی به اندازه پتو برای پیدا کردن مسیرها استفاده می‌کنند، با تلفن‌های ثابت با یکدیگر تماس می‌گیرند، مدل‌هایی را از کیت‌های سفارش پستی می‌سازند. حتی صفحه‌های کامپیوتر، وقتی دیده می‌شوند، با رشته‌های متن سبز روی پس‌زمینه سیاه اجرا می‌شوند – قطعاً قبل از اینترنت. این یک تصویر دقیق از شبکه‌های اطلاعاتی قبل از اینکه همه ردپای دیجیتالی داشته باشند، قبل از اینکه همه چیز از طریق رایانه‌های کوچکی که می‌توانیم در یک دست نگه داریم، قابل دسترسی باشد، است. کل فیلم، با وجود فضای اغراق‌آمیز و فرضیه‌اش، واقعی‌تر از پروژه‌های مشابهی به نظر می‌رسد که از لباس‌های آماده هالووین یا آهنگ‌های پاپ آشنا به عنوان تزئینات دهه 80 استفاده می‌کنند. هنگام تماشای آن باور می‌کنید که این دنیا وجود دارد – یا حداقل زمانی وجود داشته است.

چه عمدی باشد چه نباشد، به نظر می‌رسد دی‌بوئر و مک‌کوناگی عمل فتیشیسم نوستالژیک خود را به سخره می‌گیرند و حرکتی را که از زمانی که بچه‌های Stranger Things برای اولین بار در پاییز 1983/تابستان 2016 با دوچرخه‌های خود در خیابان رکاب زدند، ژانر وحشت را تسخیر کرده است، مسخره می‌کنند. (بی‌دلیل نیست که Dead Mail تهیه‌کنندگان و خانه پخش جریانی مشترکی با Late Night with the Devil دارد، که به طور مشابه خود را به عنوان یک ضبط ویدئویی گمشده طولانی مدت در مورد مجری برنامه گفتگوی دهه 1970 که با شیطان پیمان بسته بود، ارائه می‌کند.) آدم‌ربای Dead Mail وسواسی قدرتمند، تقریباً کروننبرگی، به عملکرد داخلی سازهایی که قربانی‌اش طراحی می‌کند و صداهای خاصی که زیر و بم‌های نوسانی آنها تولید می‌کنند، دارد، وسواسی که آنقدر فراگیر است که حاضر است به خشونت متوسل شود. فیلم ظاهراً می‌گوید: مراقب آرزوهایتان باشید، چیزهایی که شما رمانتیک می‌کنید لبه‌های تیزی دارند.

معرفی فیلم Dead Mail

اما حتی با وجود شک و تردیدها و هشدارهایش در مورد زیبایی‌شناسی وحشت نوستالژیک، Dead Mail یک افزودنی خوشایند به این زیرژانر است. این یک فیلم سرگرم‌کننده و ترسناک است که در هر پیچ و خم به خود چشمک می‌زند و توجه را به هر جزئیات کوچکی که دنیای دقیقاً ساخته‌شده‌اش را می‌سازد، جلب می‌کند. در سراسر فیلم قدردانی از عناصر ملموس و پیچیده وجود دارد، عشقی برای زمانی که می‌توانستید صرفاً با دانستن اینکه کجا باید به دنبال پاسخ‌ها بگردید، یک قهرمان باشید.

برچسب‌ها:,

اشتراک گذاری

دنبال کنید نوشته شده توسط:

بامداد نوروزیان

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *