در ارباب حلقه ها هابیت پنجم در گروه دوستان فرودو وجود داشت
در سرتاسر سه گانه فیلم ارباب حلقه ها پیتر جکسون، فرودو سه دوست اصلی هابیت داشت: باغبان وفادارش سام و پسر عموهای مشکل ساز مری و پیپین. در ارباب حلقه ها: یاران حلقه، این سه هابیت فرودو را از شایر تا ریوندل همراهی کردند و در شورای الروند به انجمن پیوستند. اگرچه شرایط پیرامون ورود مری و پیپین به داستان متفاوت بود، اما این موضوع در رمان ارباب حلقهها نوشته جی آر آر تالکین نیز صادق بود. با این حال، در نوشتههای تالکین، پنجمین عضو گروه دوستانشان وجود داشت که فیلمهای جکسون همه او را نادیده گرفتند: فردگار «چاق» بولگر.
فردگار از بریجفیلدز، منطقه ای در شرق فارتینگ شایر در نزدیکی رودخانه براندیواین آمد. او یکی از اقوام دور خانواده بگینز و یکی از نزدیکترین دوستان فرودو بود. فردگار همچنین یکی از ۱۴۴ مهمان محترمی بود که در جشن تولد ۱۱۱ سالگی بیلبو در شروع فیلم The Fellowship of the Ring شرکت کرد. در فیلم جکسون، تنها حضور او یک کموی کوتاه در نسخه تمدید شده صحنه جشن تولد بود، اما در رمان، نقش بزرگ تری داشت. اگرچه او مانند سایر هابیت ها به ریوندل سفر نکرد یا به انجمن نپیوست، اما فردگار یکی از معدود افراد برگزیده ای بود که در مورد حلقه واحد می دانستند، و او در مراحل اولیه جستجوی فرودو به او کمک کرد.
فردگار بولگر یکی از قابل اعتمادترین افراد مورد اعتماد مری بود
در این فیلم، سام در جستجوی فرودو پس از اینکه گندالف او را در حال استراق سمع مکالمهای در مورد یک حلقه در کیف پایان گرفت، به او پیوست. در همین حال، مری و پیپین این کار را انجام دادند زیرا به طور تصادفی از کشاورز ماگوت و سگهایش فرار میکردند که فرودو و سم رفتند. در نسخه بدیع ارباب حلقه ها، دخالت آنها عمدی تر و پیچیده تر بود. همه چیز با مری شروع شد – تقریباً یک سال قبل از جشن تولد بیلبو، مری او را دید که از یک حلقه برای نامرئی شدن استفاده می کند تا بتواند از Sackville-Bagginses دوری کند. او در این مورد به سه دوست مورد اعتماد خود گفت: سام، پیپین و فردگار. آنها به عنوان توطئه گران شناخته شدند و مری در فصل “توطئه ای که نقاب زدوده شده” از یاران حلقه، سام را “بازپرس ارشد” نامید. از آنجایی که سام نزدیکترین فرد به فرودو بود، سعی کرد اطلاعاتی را بیاموزد که میتوانستند از آن برای کشف راز استفاده کنند، به همین دلیل بود که او به گندالف و فرودو در رمان گوش داد. پس از ناپدید شدن بیلبو در مهمانی، آنها حتی بیشتر کنجکاو شدند و نگران بودند که فرودو نیز ناپدید شود.
وقتی زمان شروع سفر فرودو فرا رسید، وانمود کرد که به سادگی به کریک هالو، خانه ای دورافتاده در نزدیکی لبه شرقی شایر می رود. توطئه گران به فرودو کمک کردند تا از بگ اند خارج شود و کریک هالو را برای ورودش آماده کردند. هنگامی که فرودو به کریک هالو رسید، هدف واقعی ترک را برای دوستانش فاش کرد و آنها به او گفتند که از قبل می دانستند. فرودو در ابتدا احساس کرد به او خیانت شده است که دوستانش از او جاسوسی کرده اند و پشت سر او مکر کرده اند: “آسمان بخیر! هیچ چیز امن نیست؟… به نظر نمی رسد که بتوانم به کسی اعتماد کنم.” با این حال، او همچنین از اینکه دیگر نیازی به تحمل بار مخفی کاری نداشت، راحت شد و به سرعت از تمام کارهایی که توطئه گران برای کمک به او انجام داده بودند، قدردانی کرد. پس از گذراندن یک شب در کریک هالو، فرودو، سم، مری و پیپین به سمت ریوندل حرکت کردند. فردگار عقب ماند زیرا نمی خواست شایر را ترک کند، به خصوص که فرودو قصد داشت از طریق مسیرهای شوم جنگل قدیمی سفر کند. این مفید بود، زیرا او توانست در حالی که در شایر باقی می ماند به فرودو کمک کند.





















نظرات کاربران