فقط ده دقیقه بازی کردن Unknown 9: Awakening کافی است تا احساس شدیدی از دژاوو را در خود حس کنید. از بین بردن دشمنان در عرصههای کوچک، تماشای یک داستان احساسی درباره رشد شخصی، و رد شدن از بین شکافهای تنگ دیوارها – این فرمولی است که بسیار آشنا به نظر میرسد و به سنتهای تثبیتشده ژانر “Crevice Crawler” پایبند است. این بازی سعی میکند یکی یا دو ایده منحصر به فرد را برای متمایز کردن خود امتحان کند، مانند قدرتهای کنترل ذهن که به شما اجازه میدهند با دشمنان خود بازی کنید، اما مشکل این است که در اجرای اصول اساسی به مراتب بدتر از همتایان خود عمل میکند. قطعاً نوآوریهایی وجود دارد که امید را زنده میکنند، اما هر گونه تازگی به سرعت از بین میرود و منجر به یک تجربه کلیشه ای و ناامیدکننده پر از مشکلات عملکردی و سایر موارد میشود.
در یک نسخه جایگزین از اوایل قرن بیستم، شما نقش هارونا را بازی میکنید، زنی بدبین که عاشق بیان عبارات کلیشهای است و به او قدرت دسترسی به یک بعد نامرئی به نام Fold داده شده است. قدرتهای او به شما اجازه میدهد کارهای جادویی معمولی مثل وارد شدن به یک شکل روحی برای قدم زدن و حل سادهترین معماهایی که تا به حال تصور شده است. شما از آنها برای راه یافتن در یک سری عرصههای کوچک جدا شده توسط سینماتیکها استفاده خواهید کرد که به وضوح آرزوی تبدیل شدن به اقتباس بعدی HBO را دارند – اگر The Last of Us یا God of War را بازی کرده باشید، در حال حاضر ایده را متوجه میشوید، اما به جای برخوردهای مبارزهای دقیق و بخشهای پنهان نفسگیر، Awakening مشاجرات بیکیفیت و مخفیکاریهای سطحی را ارائه میدهد.
با وجود تنظیم بسیار کلی، دنیاسازی اینجا در واقع بد نیست و به وضوح زمان و تلاش زیادی برای ایجاد این جهان، افسانهها و قوانین ماوراء طبیعی آن صرف شده است. مانند یک نسخه تقلبی از ایندیانا جونز، این نسخه جایگزین زمین خانه رازهای عرفانی و تاریخهای پنهانی است که در مکانهای ناشناخته، از جمله یک چرخه مرموز انقراض، نژادی از موجودات که با جاودانه کردن خود مرگ را فریب دادهاند، و جوامع مخفی در رقابت برای دانش ماوراء طبیعی نگه داشته شده است. متأسفانه، این پایه امیدوارکننده به داستان خود کمک چندانی نمیکند، زیرا داستان قابل پیشبینی هارونا پر از کلیشهها و شخصیتهای بیاهمیت است و در نهایت در دریایی از اصطلاحات جادویی و مراجع پیچیده که کاملاً هرگونه تلاش برای علاقهمند کردن من به آنچه اتفاق میافتد را از بین میبرد، گم میشود.
بخش زیادی از آن سفر ناهموار فرصتهایی را برای خزیدن و از بین بردن مخفیانه دشمنان فراهم میکند، اما پنهانکاری بسیار کلیشهای است و نوآوریهای کمی را ارائه میدهد. شما یک سنگ شبحوار دارید که میتوانید آن را پرتاب کنید تا حواس افراد را پرت کنید و البته زمان زیادی را در چمنهای بلند جایی که هیچ سربازی به آنجا فکر نکرده است، خواهید گذراند. متأسفانه، هوش مصنوعی بیفایده با تشخیص شما حتی زمانی که در حال انفجار وسایل و رها کردن اجساد در دید واضح هستید، مشکل دارد. با این حال، کمی لذت در پنهانکاری ناقص آن وجود دارد، زیرا احساس یک استاد سایهها که میتواند کل منطقه را بدون دیده شدن پاک کند، هنوز همجذاب است. علاوه بر این، همراهان شما گاهی اوقات اگر بتوانید بدون گرفتار شدن از یک بخش عبور کنید، در مورد اینکه چقدر مخفی کار خوبی هستید نظر میدهند که این یک حس خوب است.
متأسفانه، فرصتهای کمتری برای درگیر شدن با پنهانکاری نسبت به آنچه ممکن است فکر کنید خواهید داشت، زیرا Awakening شما را به طور مکرر و با لذت زیاد به مبارزه مستقیم سوق میدهد. به نظر میرسد که این اتفاق هر چه بیشتر در داستان حدود هشت ساعته پیش میرود، که اگر به دلیل انتخابهای دروغینی که در درخت مهارتهای خود ایجاد میکند، مشکل چندانی نخواهد بود. این سیستم ساده ارتقاء سه شاخه شما را در تواناییهای مبارزه، پنهانکاری یا کنترل ذهن بهتر میکند زیرا شما “Gnosis Points” را جمعآوری میکنید و کارهای اساسی مانند اجازه ماندن طولانیتر در حالت نامرئی یا افزایش قدرت حملات خود را انجام میدهد. پس از صرف اکثریت قریب به اتفاق امتیاز مهارتهای خود در درخت تواناییهای پنهانکاری فقط برای دیدن خشک شدن این مواجههها، شروع به تعجب کردم که آیا تلاشهایم را هدر دادهام و شروع به سرمایهگذاری در سبکهای بازی دیگر کردم.
واقعاً جای تأسف است که شما نیز با پیشرفت خود در مبارزه مستقیم بیشتری قرار خواهید گرفت، زیرا این یکی از بدترین کارهایی است که Awakening انجام میدهد. این مواجهههای ضعیف شما را در مقابل همان تعداد کمی از سربازان دشمن که از اسلحهها و سلاحهای سرد استفاده میکنند قرار میدهد و بیشتر به روشهای معمول فرار، حملات سبک و سنگین که در دهها بازی قبلی دیدهاید خلاصه میشوند، فقط با کیفیت پایینتر.
چه در حال چمباتمه زدن پشت جعبهها باشید یا مشت زدن به خدمتکاران احمق، حداقل میتوانید از بهترین ویژگی Awakening لذت ببرید: قدرتهای کنترل ذهن. میتوانید با فشار یک دکمه از بدن خود بیرون بپرید و به دیگران وارد شوید، سپس از آن برای انجام طرحهای پیچیده خود استفاده کنید، از جمله فعال کردن توانایی ویژه آن واحد برای ایجاد آشوب در محیط یا شرورهای همکار خود لذت بخش است. به عنوان مثال، میتوانید یکی از بزرگجثهها را تصاحب کنید و از توانایی ضربه زمین او در نزدیکی یک گروه از دوستانش استفاده کنید تا آسیب زیادی وارد کنید، یا میتوانید یکی از دشمنان تکتیرانداز را تصاحب کنید و از او بخواهید که به یک قطعه تجهیزات نظارتی شلیک کند تا کار پنهانکاری خود را آسانتر کنید.
با پیشرفت خود، در نهایت میتوانید چندین دشمن را پشت سر هم کنترل کنید، به آنها دستور دهید کارهای مختلفی را انجام دهند، سپس همه اینها را در حرکت آهسته تماشا کنید، که میتواند بسیار سرگرمکننده باشد. این چیز جدیدی نیست و با رسیدن به اعتبارها کمی خستهکننده میشود، اما قطعاً سرگرمکنندهترین قسمت یک ماجرای کاملاً ناامیدکننده است. همچنین، اگر شروع کنید دشمنان خود را وادار کنید که یکدیگر را بکشند در حالی که در نزدیکی پنهان ماندهاید، به نظر میرسد که آنها فقط به طور مبهم متوجه میشوند که شما با آنها بازی میکنید و به سرعت به کاری که انجام میدادند باز میگردند – زیرا دوباره، آنها بسیار احمق هستند. این قطعاً چیز خوبی نیست، اما حداقل مرا به طور منظم خندهدار کرد.
اگر برخوردهای بیکیفیت و داستان ضعیف دلسردکننده نیستند، Awakening همچنین از مشکلات مختلف عملکردی، اشکالات و کلیشههای کلی در سراسر بازی رنج میبرد. نرخ فریم در حین بازی روی کامپیوتر، از جمله در طول مبارزه در لحظاتی که ممکن است شما را بکشد، به طور منظم کاهش مییافت. هارونا دوست دارد گیر کند و به طرز عجیبی در جای خود بپرد، و سینماتیکها این کار عجیب را انجام میدهند که ناگهان بین تعدادی عکس که هر کدام فقط چند ثانیه طول میکشند پرش میکنند.
نتیجه و سخن نهایی
Unknown 9: Awakening نوعی بازی روتین اکشن-ماجراجویی است که احتمالاً حتی اگر به خوبی اجرا میشد، مرا شگفتزده نمیکرد و این واقعیت که اینطور نیست، باعث میشود کل ماجرا کاملاً شکست بخورد. همه چیز از داستان فرمولی تا مبارزه و پنهانکاری سطحی و کسلکننده، بسیار پایینتر از استاندارد تعیین شده توسط همتایان ژانر است و عملکرد و اشکالات به طور مداوم نامرتب، هیچ لطفی به Awakening نمیکنند. حداقل میتوان در قدرتهای جالب آن، به ویژه تواناییهای کنترل ذهن که به شما اجازه میدهند برای مدتی به عنوان دشمنان خود بازی کنید و دشمن را به روشهای هوشمندانه خراب کنید، لذت برد، اما این نقاط روشن به سرعت مسیر خود را طی میکنند و ما را با یک ماجرای کاملاً ناامیدکننده رها میکنند.























نظرات کاربران