پس از تماشای اولین قسمت، آماده بودم تا از ادامهی سریال انیمیشنی نتفلیکس، Tomb Raider: The Legend of Lara Croft صرف نظر کنم. البته نه به این خاطر که این اقتباس از بازی ویدیویی آنقدر بد بود، بلکه به دلیل اینکه قسمت اول 35 دقیقهای که ما را با لارا و بسیاری از شخصیتهایی که از بازیهای اخیر Tomb Raider توسعهیافته توسط Crystal Dynamics آشنا میکند، چندان جذاب نبود. و هفت قسمت بعدی نیز هیچ بهبودی نشان ندادند. داستان بلافاصله مرا جذب نکرد، انیمیشن هم کلیشه ای و هم مینیمالیستی بود، اکثر تلاشها برای شوخی و طنزآمیز کردن شکست خورد، و نویسندگان به بازیگران چیز زیادی برای کار ارائه نمیدهند.
The Legend of Lara Croft کمتر افسانهی لارا را تثبیت میکند و بیشتر بار عاطفی او را نشان میدهد. همانطور که او را در اینجا میبینیم (با بازی Hayley Atwell، که در MCU نقش Peggy Carter را بازی میکند)، او قبلاً با دوستانش در بسیاری از ماجراجوییهای باستانشناسی شرکت کرده است، اما همچنان در جستجوی مصنوعات باستانی مصمم است و بهترین دوستانش را در فاصلهی عاطفی نگه میدارد. او هرگز به آنها اجازه نمیدهد تا لارای واقعی را ببینند که نه تنها از مرگ پدرش قبل از سریال، بلکه از مرگ پدرخوانده و مربیاش، روث، که در آغوش لارا میمیرد، عذاب میکشد و مرگ او را به گردن خود میگذارد.
ما همچنین با جانا (با صدای Earl Baylon، که نقش خود را از بازیها تکرار میکند)، دست راست او در میدان و صدای عقل؛ زیپ (با صدای Allen Maldonado)، متخصص تکنولوژی او که صدای راهنما در گوش او و چشم او در آسمان است؛ سام نیشیمورا (با صدای Karen Fukuhara)، بهترین دوست دور شدهی او؛ و کاملیا روث (با صدای Zoe Boyle)، بهترین دوست دیگر دور شدهی او، آشنا میشویم. در مدت کوتاهی، شرور وارد تصویر میشود: چارلز دِوِروکس، یک شخصیت کلیشهای که اگر لارا به سمت تاریکی رفته بود، شبیه او میشد. او با صدای Richard Armitage، که در سریال Castlevania نتفلیکس نقش Trevor Belmont را بازی میکند، صحبت میکند؛ بنابراین کمی عجیب است که او را در اینجا به عنوان یک آنتاگونیست میشنویم. دِوِروکس که شیفتهی انتقام گرفتن از مرگ پدر خود است، به دنبال مجموعهای از سنگهای افسانهای است که قدرت بزرگی را به عنوان وسیلهای برای اجرای انتقام خود بر کسانی که پدرش را از او گرفتهاند، وعده میدهند. اما جستجوی او به سرعت به سطح کمیک بوکی از پوچی تبدیل میشود، که به نظر میرسید با لحن نسبتاً جدی این نمایش، که با عناصر ماوراء طبیعی ترکیب شده بود، تناقض داشت.
تعقیب هشت قسمتی لارا از دِوِروکس و سنگها، همان چیزی را انجام میدهد که شما از Tomb Raider انتظار دارید و ما را به مکانهای زیادی در سراسر جهان میبرد، از عمارت کرافت که لارا به نظر نمیرسد بخواهد به آن نقل مکان کند، تا یک موزه بریتانیایی نزدیک و همچنین مکانهای دورتر مانند چین، پاریس، پاسارگاد، مغولستان و موارد دیگر. طرفداران بازیهای Tomb Raider ممکن است حتی یکی یا دو مورد از آنها را بشناسند که یک اشاره قدردانی به منبع اصلی این نمایش است. هر قسمت ما را به جایی جدید میبرد که به سریال کمک میکند از یکنواختی از نظر بصری جلوگیری کند. و بله، مقبرهها غارت میشوند و ماجراها اتفاق میافتند. اقدامات مناسبی وجود دارد و گاهی اوقات سعی میشود شوخی شود، که بسیاری از آنها شکست میخورند (یک استثنای قابل توجه: در قسمت ششم، زمانی که لارا به طرز خندهداری سعی میکند از خانوادهای از گردشگران در یک پارک تفریحی عبور کند).
اما انیمیشن مذکور برای جذاب نشان دادن هر یک از اینها کافی نیست. بسیاری از پسزمینهها هنوز آثار هنری هستند که اگر Tomb Raider بیشتر به سمت سبک انیمیشن دهه 70 یا 80 متمایل میشد، قابل بخشش بود. در عوض، ظاهر نمایش ارزان و عجولانه به نظر میرسد، با چند شات انیمیشن 3 بعدی واضح که در مقایسه با همه چیز اطراف آنها نامناسب به نظر میرسند. علاوه بر این، به غیر از جانا، دوستان لارا کار زیادی برای انجام ندارند و فرصت زیادی برای بیرون آمدن از نقشهای کلیشهای دستیار خود ندارند.
با این حال، بدترین توهین داستان است. داستان به سرعت آنقدر بیمعنا میشود که احتمالاً اگر بچه بودم و در شنبه صبحها Tomb Raider را تماشا میکردم، آزارم نمیداد، اما من بزرگسال هستم و این قطعا یک سریال انیمیشنی برای کودکان نیست، به دلیل قتلهای فراوان و آشکار روی صفحه که به این نمایش رتبهی TV-14 داد. در واقع، یک داستان بیمعنا انتقادی است که میتوان آن را به بسیاری از بازیهای Tomb Raider از تمام دورانها وارد کرد. شاید به طور مناسبی، رویارویی اجتنابناپذیر با شرور بزرگ مانند یک نبرد با باس بازی ویدیویی اجرا میشود. اما یک نبرد خوب نیست.
نتیجهگیری
قطعا قسمتهایی از سریال The Legend of Lara Croft وجود دارد که طرفداران بازیهای Tomb Raider آن را خواهند شناخت؛ نه تنها شخصیتها بلکه مکانها نیز، که برای گیمرهایی که این نمایش را تماشا میکنند، کمی سرگرمکنندهتر میشود. و جدا از آرک شرور اصلی (که باعث شد چشمانم را بچرخانم)، داستان هشت قسمتی بد نیست. اما تقریباً همه چیز دیگر – شخصیتها، داستان، انیمیشن – متوسط است. و این در عصر تلویزیون اوج، که اقتباسهای انیمیشنی بسیار بهتری از بازیهای ویدیویی نسبت به این تولید کرده است، کافی نیست.























نظرات کاربران