عنکبوت غولپیکر یک داستان ترسناک واقعی درباره دو مرگ مرموز در یک آسانسور است. این روایت به عنوان یک حادثه واقعی در یک روزنامه ترکی گزارش شد و در کتابی درباره پدیدههای غیرقابل توضیح ظاهر شد، اما هیچ راهی برای تشخیص حقیقت آن وجود ندارد. این وقایع ظاهراً در سال 1990 در بخشی از روسیه که اکنون در اوکراین است رخ داده است.
در یک محله بد شهر، پلیس برای تحقیق در مورد یک مرگ مرموز فراخوانده شد. مردی در یک آسانسور مرده پیدا شد. او به دیوار تکیه داده بود و دو سوراخ در گردنش داشت. پوست او سفید رنگ بود و تمام خون از بدنش تخلیه شده بود.
مرموزترین چیز در مورد آن این بود که هیچ لکه خونی در آسانسور، هیچ اثر انگشتی و هیچ نشانه ای از ورود اجباری وجود نداشت.
یک ماه بعد، وقتی یک دختر ۱۳ ساله مرده در همان آسانسور با دو زخم سوراخ یکسان در گلو پیدا شد، اوضاع عجیبتر شد. بدن او نیز از خون خشک شده بود.
شایعاتی در منطقه پخش شد که یک خونآشام آزاد است. افرادی که در ساختمان زندگی میکردند در وحشت بودند و از استفاده از آسانسور خودداری میکردند.
پلیس تحت فشار بود تا به نتیجهای برسد، بنابراین آپارتمان را تحت نظر گرفتند. یک کارآگاه و یک افسر در داخل آسانسور مستقر شدند و روزها در آن بالا و پایین میرفتند.
در روز سوم، آسانسور ناگهان متوقف شد و چراغها خاموش شدند. دو مرد در تاریکی فرو رفتند. آنها چراغ قوه خود را بیرون آوردند و با رادیو با همکاران خود تماس گرفتند تا به آنها اطلاع دهند که گیر کرده اند.
سکوت طولانی بود. سپس، صدای عجیبی مانند کلیک، کلیک، کلیک شنیدند. به نظر میرسید که از سقف آسانسور میآید. قلبهای آنها با فهمیدن اینکه چیزی بزرگ در آنجا بالا میخزد، شروع به تپش کرد.
در همین لحظه، سوراخی در سقف دیدند که یک پنل از آن افتاده بود. کارآگاه چراغ قوه خود را به سمت شکاف نشانه گرفت و وقتی چیزی را دید که از آن بیرون میزد، باید با وحشت مقابله میکرد. این یک سر کوچک و مو دار به اندازه یک مشت بود، با هشت چشم سیاه و درخشان.
افسر دچار ترس از فضاهای بسته و همچنین ترس شدید از عنکبوت بود. او دچار حمله وحشت شد و چراغ قوه خود را انداخت. ناگهان، عنکبوت عظیمالجثه به داخل آسانسور پرید و روی صورت افسر فرود آمد. آروارههای خود را در گونه او فرو کرد و شروع به مکیدن خون او کرد.
افسر فریاد میزد و برای مدتی کارآگاه فلج شده بود. سپس، تفنگ خود را بیرون آورد، نشانه گرفت و شلیک کرد. اولین گلوله یکی از پاهای مو دار عنکبوت را منفجر کرد. افسر فریاد زدن را متوقف کرد و بدن او به زمین افتاد. موجود زخمی به سمت دیوار دوید و کارآگاه میتوانست موهای زبر آن را احساس کند که از کنارش عبور کرد و از دریچه فرار کرد.
وقتی همکاران آنها موفق شدند درهای آسانسور را باز کنند، صحنه کابوسواری را دیدند. جسد افسر به دیوار تکیه داده بود و کارآگاه آسیب دیده در گوشه جمع شده بود.
ارتش فراخوانده شد و آنها عنکبوت را با شعلهافکن نابود کردند، اما سپس کشف کردند که در بالای آسانسور تخم گذاشته است.
مقامات روسی برای تمام کردن این حادثه سریع عمل کردند، اما خبر آن در یک روزنامه ترکی منتشر شد که ادعا کرد عنکبوت غولپیکر توسط پسماندههای رادیواکتیو فاجعه هستهای چرنوبیل جهش یافته است. روسها این را تکذیب کردند و ادعا کردند که این داستان اغراقآمیز است.





















نظرات کاربران