داستان پس زمینه دوفلامینگو تکه تکه چرخش شرورانه او را توضیح می دهد
شخصیتهای One Piece اغلب قانعکنندهترین و غمانگیزترین پسزمینههای انیمیشن را دارند که Donquixote Doflamingo نیز از این قاعده مستثنی نیست. به عنوان یک جنگ سالار دریا، نفوذ و قدرت دوفلامینگو به اندازه خط بزرگ گسترده بود، اما علیرغم امپراتوری جنایتکارانه موفق و موقعیت او در دولت جهانی، او نقشه هایی برای انتقام داشت که قبل از شکست او در دست لوفی هرگز محقق نشد. .
Donquixote “Joker” Doflamingo مردی بود که مقدر بود سقوط کند بدون توجه به اینکه او چه کرد با تاریخچه پیچیده طبیعت در مقابل پرورش که یکی از شرورترین و خونخوارترین جنایتکاران در گراند لاین را ایجاد کرد. داستان او قطعاً یک داستان هشداردهنده است، اما نقش دوفلامینگو در One Piece هنوز تمام نشده است، با توجه به اینکه چقدر او با اسرار دولت جهانی مرتبط است.
شاهزاده دور انداخته شده: سقوط دانکیشوت دوفلامینگو از اشرافیت
خانواده دانکیشوت یکی از بیست خانواده نجیبی بود که حکومت جهانی را تأسیس کردند و از آنها اژدهای آسمانی ساختند. زمانی که دوفلامینگو هشت ساله بود، پدرش، دانکیشوت هومینگ، ترجیح داد از عناوین اشرافیت خانوادهاش چشم پوشی کند و به نفع زندگی در میان مردم عادی باشد، که خانواده دانکیشوت را از وضعیت اژدهای آسمانی محروم کرد. خانواده دوفلامینگو که اکنون مردم عادی هستند، از مری ژوایز نقل مکان کردند و در یک کشور جزیره ای شمالی زندگی کردند و سعی کردند با مردم جزیره کنار بیایند، اما با توجه به وضعیت گذشته آنها به عنوان اژدهای آسمانی، مورد نفرت و تحقیر مردم عادی قرار گرفتند.
تنش بین خانواده دانکیشوت و مردم عادی بالا گرفت و به نقطه جوش رسید که منجر به حمله یک گروه لینچ به عمارت آنها و سوزاندن آن به زمین شد و خانواده دانکیشوت را مجبور به فرار و زندگی در یک کلبه مخروبه کرد. هومینگ سعی کرد از اژدهای آسمانی کمک بگیرد، اما آنها درخواست کمک خانواده اش را رد کردند و آنها را به سرنوشتشان رها کردند. دوفلامینگو مجبور شد برای زنده ماندن در کنار برادر کوچکترش زباله بخورد، اما بدتر از آن، مادر دوفلامینگو به دلیل شرایط زندگی آنها در بستر بیماری بود و در نهایت مرد و هومینگ را با دو پسرش تنها گذاشت. با این حال، خانواده باقیمانده طولی نکشید که مردم عادی آنها را پیدا کردند و دوفلامینگو را به همراه برادر کوچکتر و پدرش لینچ کردند.
خوشبختانه، هر سه عضو باقی مانده از خانواده Donquixote از مصیبت خود جان سالم به در بردند و دوفلامینگو به زودی با تربول و دیگران آشنا شد، که در نهایت افسران دزدان دریایی Donquixote شدند. هنگامی که دوفلامینگو توانایی استفاده از هاکی فاتح را نشان داد، تربول و دیگران تصمیم گرفتند که به دنبال دوفلامینگو و خدمت به او، Ito Ito no Mi، String String Devil Fruit، همراه با یک تپانچه برای انتقام به او دادند.
دولفامینگو با قدرتهای تازهای که داشت، از تپانچهای که تربول به او هدیه داده بود استفاده کرد تا به خاطر انتقام همه چیزهایی که خانوادهاش به دلیل حماقت هومینگ تحمل کرده بودند، پدرش را بکشد. پس از کشتن هومینگ، دوفلامینگو سر خود را به سمت اژدهای آسمانی برد تا به او و برادرش اجازه دهد به مری ژئویز برگردند، اما بهعنوان خائن دور شدند. هنگامی که دوفلامینگو به تربول و خدمه اش بازگشت، آنها قول دادند که به او خدمت کنند و به دوفلامینگو کمک کنند تا پادشاه دزدان دریایی در تلاش او برای از بین بردن اژدهای آسمانی شود.
ظهور دوفلامینگو به جنگ سالار دریا
دوفلامینگو سالها پس از سفر خود در کنار بقیه دزدان دریایی دانکیشوت، از نجیب زادگان مختلف دولت جهانی پول دزدید و از دولت جهانی باجگیری کرد تا او را به عنوان جنگ سالار دریا تبدیل کند. با توجه به موقعیت قبلی خود به عنوان یک اژدهای آسمانی، دوفلامینگو از بسیاری از اسرار اشراف آگاهی داشت و هیچ مشکلی برای استفاده از آنچه می دانست برای وادار کردن اشراف دولت جهانی برای تبدیل او به یک جنگ سالار نداشت.
دزدان دریایی دانکیشوت با موقعیت جدید خود به عنوان یک جنگ سالار دریا، وارد درروسا شدند، پادشاهی که خانواده دانکیشوت قبل از کمک به ایجاد دولت جهانی به عنوان یکی از بیست خانواده بنیانگذار بر آن حکومت می کردند. دوفلامینگو تصمیم گرفت تا خانه اجدادی خود را پس بگیرد و با پادشاه ریکو دولدو سوم قراردادی انجام داد تا در ازای 10 میلیارد توت، جزیره را ترک کند، که ریکو با آن موافقت کرد، فقط برای اینکه پادشاه در روز بعد برپا شود. دوفلامینگو با استفاده از قدرت میوه شیطان خود، کنترل پادشاه ریکو و سربازان پادشاهی Dressrosa را به دست گرفت و آنها را مجبور به حمله و کشتار در سراسر پادشاهی کرد تا اینکه او و دزدان دریایی Donquixote وارد شدند تا روز را به عنوان قهرمان مردم نجات دهند و پادشاه جدید شوند. کمی بعد از Dressrosa.
دوفلامینگو به زندگی بیگناهان اهمیت چندانی نمی داد و خود را بالاتر از مردم عادی می دانست. با در نظر گرفتن اینکه او زمانی یک اژدهای آسمانی بود، منیت و غرور دوفلامینگو قابل درک است، اما اشتیاق او به ظلم و خونریزی غیرضروری از او شخصیتی واقعاً شیطانی می سازد که از رنج دیگران لذت می برد. علیرغم موقعیتش به عنوان پادشاه Dressrosa، او چیزی بیش از یک ظالم بود که مردم خود را برای اهداف خود دستکاری می کرد و پادشاهی را به انسان ها و اسباب بازی ها تقسیم می کرد تا مردم را کنترل کند. با توانایی Sugar’s Devil Fruit، او موفق شد شهروندان بیشماری را به اسباب بازی تبدیل کند که مخفیانه در تأسیسات تولید SMILE او کار می کردند.
برخلاف جنگ سالار سابق سر کروکودیل، که نتوانست کنترل پادشاهی آلاباستا را غصب کند و پناهگاهی برای سازمان جنایتکار خود ایجاد کند، دافلامینگو از هر نظر موفق شد کروکودیل شکست خورد. دوفلامینگو پادشاه Dressrosa شد، پادشاهی را به عنوان پناهگاهی برای فعالیت های خانواده جنایتکار خود استفاده کرد و از مردم Dressrosa به عنوان منبع کار برای تولید SMILEs برای معامله خود با Kaido استفاده کرد. به عنوان جنگ سالار دریا، دوفلامینگو اختیار داشت تا آنچه را که میخواست بدون نگرانی از مداخله دولت جهانی تا زمان کلاههای حصیری انجام دهد.
دوفلامینگو استاد عروسکی
با استفاده از پادشاهی Dressrosa، Doflamingo یک شبکه اطلاعاتی جنایی گسترده ایجاد کرد و از موقعیت خود به عنوان جنگ سالار برای تبدیل شدن به یکی از موفق ترین دلالان اطلاعات در دنیای جنایتکار، با نام “جوکر” استفاده کرد. دوفلامینگو در همه جای دنیای جنایتکار چشم و گوش داشت و یک شبکه جاسوسی گسترده ایجاد کرد که به دوفلامینگو کمک کرد تا از اتفاقات جهان فراتر از Dressrosa مطلع شود.
سالها قبل از ادعای دزدان دریایی دانکیشوت، دفلامینگو از افسرش، ورگو، به تفنگداران دریایی نفوذ کرد و اطلاعات را به او منتقل کرد. به مدت پانزده سال، ورگو در ردههای تفنگداران دریایی بالا رفته بود و رتبه معاون دریاسالار را به عنوان مخبر داخلی دوفلامینگو به دست آورده بود. ورگو به دوفلامینگو کمک کرد تا در مواقع لزوم از تفنگداران دریایی دوری کند، اما اطلاعاتی که ورگو به او ارائه کرد برای دلال اطلاعاتی که وقایع را از پشت صحنه دستکاری می کرد، بیش از طلا ارزش داشت.
او به عنوان یک دلال اطلاعات و رهبر یک خانواده جنایتکار، به سرعت کنترل دنیای اموات را به دست گرفت و با کمک شریک خود، Caeaser Clown، انحصار تولید میوه SMILE را ایجاد کرد. دونفلامینگو با استفاده از SMILEs رابطه سودمندی را بین خانواده جنایتکار خود و دزدان دریایی جانور تحت فرمان امپراطور دریا، کایدو، برقرار کرد که در ازای خرید میوه های مصنوعی شیطان به او اسلحه فروخت.
دولفامینگو در بین هر شخصیتی در سریال، ماهیت دستکاریکنندهترین شخصیت را دارد، بنابراین میوه شیطان رشتهای برای او قدرت کاملی بود، زیرا او خود را به عنوان عروسکباز دنیای اموات جنایتکار و رویدادهای خاص جهان ترجیح میداد. علیرغم گذشته غم انگیز دوفلامینگو، این اقدامات بعدی او را توجیه نمی کند، اما آنها و بیننده را متوجه می شود که چرا دوفلامینگو اینگونه است. برخلاف دیگر شخصیتهای شرور در One Piece که در طیف شیطانی قرار دارند، Donquixote Doflamingo بیتردید از هر شرور دیگری در این سری بدتر است. او ممکن است اشتباه گرفته شود، اما اقدامات دوفلامینگو حتی اگر از نظر او موجه باشد غیرقابل بخشش است.





















نظرات کاربران