داستان های ترسناک هتل هتل کورونادو
0

داستان های ترسناک هتل هتل کورونادو

داستان های ترسناک هتل هتل کورونادو

هتل دل کورونادو، یک هتل تسخیرشده در سن‌دیه‌گو، کالیفرنیا است. یکی از زیباترین استراحتگاه‌های آمریکا همچنین یکی از تسخیرشده‌ترین آن‌ها است.

داستان های ترسناک هتل هتل کورونادو

اتاق 302 – روح کیت مورگان

محبوب‌ترین داستان درباره «غریبه زیبا»، کیت مورگان است. او و همسرش تام در اواخر دهه 1800 یک بازی کلاهبرداری انجام می‌دادند. آن‌ها سوار قطار می‌شدند و از شهری به شهر دیگر می‌رفتند و خود را به عنوان برادر و خواهر معرفی می‌کردند. کیت بسیار زیبا بود و مشکلی در جذب مردان ثروتمند نداشت. او آن‌ها را فریب می‌داد تا با همسرش بازی ورق کنند و تمام پول خود را به او می‌باختند.

تام مورگان از قطار در اورنج کانتی پیاده شد و به کیت گفت که بدون او ادامه دهد. او گفت که یک یا دو روز دیگر به او در کورونادو خواهد پیوست. او دیگر هرگز او را ندید.

او به اتاق 302 وارد شد و پنج روز تنها منتظر شوهرش بود. بسیاری از کارمندان هتل نگران او شدند زیرا او رنگ پریده و بیمار به نظر می‌رسید. روزها که می‌گذشت، او بیشتر و بیشتر ناامید می‌شد. کیت به یک فروشگاه رفت و تفنگی خرید.

روز بعد او به سر خود شلیک کرد و در راه پله‌های منتهی به ساحل، با لباس مشکی شیک، پیدا شد. پلیس گفت که این خودکشی است، اما برخی می‌گویند که شوهرش تام برای قتل او بازگشته است و آن را مانند خودکشی جلوه داده است.

خدمتکار کیت روز بعد از مراسم خاکسپاری او به طرز مرموزی ناپدید شد و هیچ کس نمی‌دانست که به کجا رفته است. هیچ کس دیگر هرگز از او خبری نداشت.

داستان دیگری ادعا می‌کرد که خدمتکار مرده پیدا شده است و کارکنان هتل جسد را پنهان کرده‌اند تا تبلیغات را به حداقل برسانند.

امروز اتاق کیت 3502 است، پرطرفدارترین اتاق در هتل.

داستان های ترسناک هتل هتل کورونادو

اتاق 3502

گزارش‌های بسیاری از وقایع عجیب در اتاق 3502، که قبلاً اتاق 502 بود، وجود دارد. گزارش‌ها از احساس ناراحتی تا ترس آشکار متغیر هستند. چراغ‌ها در اتاق به طور مرموزی روشن و خاموش می‌شوند. برخی احساس می‌کنند که یک باد سرد یخی خارج از در وجود دارد و پنجره‌ها به خودی خود باز و بسته می‌شوند. به نظر می‌رسد لوله‌ها تمام شب غرغر و جوش می‌زنند. حتی تخت گاهی تکان می‌خورد.

یک خدمتکار ادعا کرد که یادداشتی زیر در انداخته است و از ساکن پرسیده است که آیا اتاق را تمیز کند. یادداشت با پاسخ «بله» برگردانده شد. وقتی وارد شد، کسی آنجا نبود.

در سال 1950، دختری کوچک به نام ملیسا با عمه‌اش آنجا بود. او در حال بازی در راهرو با عروسک مورد علاقه‌اش بود که به شدت بیمار شد. او را به سرعت برای کمک پزشکی بردند و عروسک او را در آنجا گذاشتند. ملیسا مرد و اغلب دیده می‌شود که روح او هنوز در راهروها پرسه می‌زند و به دنبال عروسک محبوبش می‌گردد.

یک روحانی با یک دختر کوچک و پسر روبرو شده است که بین طبقه دوم و سوم بالا و پایین می‌دوند. اولین مراقب اتاق تاج می‌توان گاهی اوقات دید که در حال پرسه زدن است و با عصای خود کف زمین را می‌زند، همانطور که در زمان حیات خود انجام می‌داد. تصویری از یک زن زیبا در یک لباس ویکتوریایی شیک وجود دارد که بی‌صدا در سالن رقص شناور است.

اتاق 502

یک داستان می‌گوید که دوست مدیر در اتاق 502 خودکشی کرده است. وقتی مقامات ظاهر شدند، جسد زن ناپدید شد. شایعه است که مدیریت جسد را در زمین خارج از زیر استخر در حال ساخت دفع کرد. هر کاری برای جلوگیری از رسوایی، فکر می‌کنم.

اشتراک گذاری

دنبال کنید نوشته شده توسط:

بامداد نوروزیان

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *