نقد فیلم The Platform
نقد فیلم The Platform
خلاصه داستان: فیلم The Platform مربوط به یک زندان با سازه عمودی است که تعداد زیادی از مردم عادی، داوطلبانه و یا افرادی که دوره محکومیت خود را میگذرانند؛ در آن محبوس شده اند.در هر سلول ۲نفر به مدت یک ماه در کنار هم زندگی میکنند و تا وقتی که یکی از آنها به هر طریقی از بین نرود، این دونفر با هم هستند.
بعد از پایان هر ماه، زمانی که افراد در خواب شبانه به سر میبرند؛ به طور اتفاقی به طبقات دیگر منتقل میشوند.آرزوی تمام کسانی که در آن حفره یا زندان حضور دارند این است که به طبقات بالاتر راه یابند چون قطعه مربعی شکلی که با خوشمزهترین و لذیذترین خوراکیها تزئین شده است، هرروز از بالاترین طبق تا پایینترین طبقه این حفره را طی میکند و افرادی که در طبقات پایین حضور دارند به دلیل طمع افراد بالاسرشان، به مراتب شانس کمتری برای خوردن غذا دارند.
فیلم The Platform در ظاهر جز آثار علمی/تخیلی با سازههای ظریف ترسناک به نظر میآید، اما اگر بخواهیم با دقت آن را توصیف کنیم، با فیلمی روبرو هستیم که سراسر آن نمادگذاری است.
فارغ از محتوا و پیامد های درونی این اثر، چیزی که از تماشای The Platform دستگیرمان میشود این است که نویسنده آن، جناب دیود دِسولا با هدفی مشخص دست به قلم شده است و برای تک تک کنایه های خود به دولت و نظام سرمایه داری مدتها تفکر به خرج داده است. به همین دلیل بسیاری از منتقدین جهان، با وجود نمایان شدن ضعف هایی در این اثر، The Platform را از مهمترین آثار چندسال اخیر سینمای جهان میدانند.
گالدر اوروتیا هم که کارگردانی این پروژه را بر عهده دارد و با اولین تجربه حرفهای در زمینه فیلمسازی حسابی نامش بر سر زبانها افتاده است، تمام تلاش خود را میکند که با کد رسانی های مختلف در طول فیلم، ذهن مخاطب را به چالش بکشد و او را وادار به تامل کند.
از جمله کد رسانی های سراسر فیلم، دیالوگهای بحث برانگیز آن است.
زمانی که جوان روشنفکر داستان با بازی ایوان ماساگوئه، در هر طبقه با افراد جدیدی آشنا میشود به این مسئله پی میبرد که اشخاص از لحاظ عقاید و طرز راه حلِ مشکلات، بسیار باهم متفاوت اند.
کسانی که برای خلاص شدن از مخمصه، تفکر میکنند و دنبال چاره اندیشی هستند تا کسانی که توسل و گریه به درگاه معبود را برای نجات، بهترین راهکار میدانند.
قبل از نشستن به تماشای فیلم The Platform باید این را در نظر داشته باشید که با یک فضای رئال روبرو نیستید؛ اگر دائما به این فکر کنید که ساخت چنین زندانی چهطور ممکن است یا طرز کار سکو و حرکت آن چگونه است قطعا نه از فیلم لذت میبرید و نه پیامی که در بطن فیلم پنهان شده را به طور جامع درک میکنید.فیلم The Platform قطعا نمیتواند بهترین اثر جامعه شناسانه را به خود اختصاص دهد اما به جرعت از مهمترین آثار چندسال اخیر سینمای جهان محسوب میشود.
اگر فیلم را برای تحلیل بهتر به سه بخش زمانی مساوی تقسیم کنیم:در ابتدا با یک پیچ داستانی جذاب و پر از سوال بدون جواب روبرو هستیم. گرچه جابهجایی دوربینها و زوم بیهوده روی فرم صورت کارکترها، از همان ابتدا بیننده را آزار میدهد اما دیالوگها کاملا ذهنیت عموم را به سمت خودش جذب میکند و ضعف خود را به زیرکانهترین شکل ممکن میپوشاند.
اواسط فیلم، تعداد شخصیتها بیشتر میشود و طبیعتا رد و بدل شدن دیالوگها هم افزایش پیدا میکند. در این بازه زمانی گاها ریتم فیلم در حل مسائل کند میشود و بیشتر بر نگاه عمیق بر روی مسائل جامعه پافشاری دارد، اما عوامل همچنان بر خط داستانی مستقیم اصرار دارند و ارتباط فیلم با بیننده را حفظ میکنند.
در بخش سوم، هرچه به پایان نزدیک میشویم، با شیب نزولی روبرو میشویم.از موسیقی متن که فقط دنبال هیجانات کاذب است تا پرداختن به مسائل مذهبی مسیحیان که برای افراد با عقاید غیر مسیحیت، ناآشنا و شاید حوصله سر بر به نظر میآید.فیلم مشخصا در انتها خودش را گم میکند و از چارچوب منظم که در ابتدا شاهد آن بودیم، پیروی نمیکند و شتابزده به دنبال راهی برای رسیدن به خط پایان است، به نظر میرسد تدوینگران، اصلیترین مقصر این مسئله باشند.
بیشک The Platform فیلمی موفق است و سینمای امروزی را که غالبا درگیر کمدیهای مبتذل و عاشقانههای سَبُک شده را به راه متفاوتی دعوت میکند.
با این اثر میتوان هر موقعیت جامعه در هر تاریخی را سنجید و به آن تشبیه کرد.
به راستی که دنیای امروز چهقدر شبیه همان حفره است؛ مردمانی که برای دریافت سهم بیشتر چه بیرحمی هایی که به یکدیگر نمی کنند.





















نظرات کاربران