داستان بازی Mafia: The Old Country
داستان بازی Mafia: The Old Country
بازی در جزیره «سیسیل» ایتالیا در دهه 1900 میلادی و در شهر خیالی San Celeste رخ میدهد که قبلاً در نسخه دوم این فرنچایز به تصویر کشیده شده بود. داستان، حول محور ریشههای مافیای سیسیل است و ماجرای Enzo Favara را روایت میکند، از کودکی وی به عنوان یک کارگر معادن گوگرد سیسیل گرفته تا پیوستن به خانواده جنایتکار Torrisi.
در سال 1904 قهرمان بازی، Enzo Favara و دوستش Gaetano در سیسیل برای Il Merlo، برادرش L’Ombra و Spadaro کار میکنند. این دو نفر به امید آیندهای بهتر آماده فرار از معادن میشوند اما نقشه آنها با فروپاشی معادن و کشتهشدن Gaetano بههممیریزد. Enzo به دنبال انتقام، به Il Merlo حمله کرده و در یک تعقیبوگریز، توسط Il Merlo و L’Ombra در اصطبل گیر میافتد اما Don Bernardo Torrisi او را نجات داده و پس از اینکه Don Torrisi او را به دلیل نقض احتمالی آتشبس بین خانوادههای Spadaro و Torrisi تهدید میکند، Il Merlo و L’Ombra آنجا را ترک خواهند کرد.
اکنون Enzo رسماً به خانواده تبهکار Torrisi معرفی شده و برای آنها کار میکند. او با Luca و Cesare و Isabella، دختر Torrisi دوست شده و دلباخته او میشود.
قهرمان داستان به Don Torrisi در «تجارت شراب» کمک کرده و با مشاورش Tino و یکی دیگر از دوستان خانواده Torrisi یعنی Don Niccolò Galante و نوهاش Leo ملاقات میکند. وقتی Baron Fontallena، پشتیبان و حامی Don به ملاقات پسر Baron و Isabella رفته و آنها را میرباید، Enzo آنها را نجات داده و متوجه میشود که این حمله توسط Ludovici، یکی از شرکای تجاری سابق Fontallena ترتیب داده شده و بنابراین به دستور Torrisi او را خواهد کشت. اکنون Torrisi با تحسین شجاعت Enzo، او را با سوگندنامهای وارد تجارت جنایی خانواده میکند.
داستان بازی Mafia: The Old Country
کمی بعد Enzo و Isabella رابطه پنهانی خود را آغاز کرده و Don Galante با خانواده Torrisi همکاری میکند تا عملکردها و الگوهای غیرقانونی جعل اسکناس خود را به آمریکا بیاورند. این کار موفقیتآمیز است اما Tino به Enzo میگوید که این خانواده یک خائن دارد و خانواده را مجبور میکند که این تجارت را متوقف نمایند.
پس از حمله به این تجارت با رهبری سرگرد D’Amico، فرمانده بیرحم مقامات محلی، مشخص میشود L’Ombra کسی بوده که با مقامات تبانی کرده است، بنابراین Enzo و Cesare از دوستان خود دفاع کرده و با L’Ombra مقابله خواهند کرد.
در حالی که L’Ombra «قانون سکوت» را میشکند، Torrisi و Galante با Spadaro و Il Merlo مواجه میشوند. Torrisi نیز پس از مواجه شدن با Fontanella متوجه میشود که Vincenzo Lorenzetti قصد حمله به یک کارخانه را دارد. Enzo در لحظات پایانی Lorenzetti را پیدا کرده و متوجه میشود که توسط Il Merlo فریب خورده و Tino نتیجه میگیرد که این اعتصاب، حیلهای بیش نبوده و اکنون به Enzo مشکوک میشود.
آنها بعداً در طول مراسم غسل تعمید، توسط Il Merlo مورد حمله قرار میگیرند که Il Merlo در آنجا با شلیک گلوله Luca کشته خواهد شد.
پس از هرجومرج و قتلعام ناشی از وقایع اخیر، Isabella به تمایل خود برای ترک خانواده و نقل مکان به ایالات متحده اعتراف میکند و Torrisi نیز توسط Galante و Fontanella به مذاکرات صلحآمیز با Spadaro سوق داده میشود. این مذاکره شامل برنامههای Fontanella برای فروش داراییهایش از جمله تاکستان به Spadaro میشود اما Torrisi که از پذیرش این شرایط امتناع میکند، توسط افراد Spadaro مورد حمله قرار گرفته و در این حادثه، Don Galante کشته شده و Luca نیز به شدت مجروح خواهد شد.
اکنون Enzo و Cesare به Torrisi و Luca کمک میکنند تا از چنگ دشمنان فرار کنند اما Luca سرانجام تسلیم زخمهایش شده و در آخرین لحظات به Enzo میگوید که زندگی کنونی خود را رها کرده و پشت سر بگذارد. Enzo نیز در تلافی این اتفاق، خودش به تنهایی Fontanella و Spadaro را خواهد کشت.
داستان بازی Mafia: The Old Country
اکنون خانواده Torrisi بدون هیچ رقابتی، کنترل داراییهای Spadaro را به دست گرفته و بازماندگان را میکشند و معدنی که Enzo در ابتدای بازی از آنجا فرار کرده بود، به خودش واگذار میگردد. پس از اینکه او آخرین افراد Spadaeo را از بین ببرد، Isabella که اکنون باردار است، Enzo را متقاعد میکند که آنجا را ترک نمایند.
وقتی که Tino نقشه فرار Enzo و Isabella را کشف میکند، با آنها روبرو شده و Enzo را نزد Torrisi میبرد. Torrisi بر این باور است که بارداری Isabella نقض سوگندنامه است. او هنگام فوران کوهستان Etna فرار کرده و Enzo پس از مقابله با Cesare او را نجات خواهد داد. Enzo از تیراندازی و فوران آتشفشان فرار کرده و با موفقیت Torrisi را میکشد اما توسط Cesare مورد اصابت چاقو قرار خواهد گرفت.
با رسیدن مواد مذاب به تاکستان، Isabella از میان افراد Torrisi و زمین در حال سوختن فرار کرده و در نهایت مجبور میشود با Tino روبرو شده و او را بکشد. Cesare به تاکستان در حال سوختن میرسد و با فهمیدن اینکه تمام کارهایی که انجام داده بیفایده بوده، به Isabella در فرار کمک میکند. او بعداً با کشتی به خلیج Empire رفته و در آنجا با چشمانی اشکبار، نامهای که Enzo نوشته بود را میخواند.
منبع :GameNewNews
برای مطالعه بیشتر داستان بازی ها در کنترل امجی حتما به صفحه دسته بندی آن مراجعه کنید.





















نظرات کاربران