بررسی شخصیت جان لاک در سریال LOST
بررسی شخصیت جان لاک در سریال LOST
از همان قسمت های اول سریال لاست، اعضای جزیره آرام آرام به دو دسته علم و ایمان تقسیم میشوند. دسته اول کسانی که سقوط هواپیما را کاملا تصادفی میدانند و دسته دوم، کسانی که معتقدند این ماجرا فراتر از این چیز هاست. جان لاک، سرگروه دسته دوم است؛ یا شاید بهتر باشد بگوییم تنها عضو آن. مردی که توسط پدرش فلج شده و اولین باری که چشم هایش در جزیره باز میشود، زندگی را در پاهایش احساس میکند. او است که برای اولین بار میفهمد که این جزیره یک جزیره معمولی نیست و در آن اتفاقات معمولی نمیافتد.
میتوان سریال لاست را از این نظر به فیلم ۱۲ مرد خشمگین از سیدنی لومت تشبیه کرد. اگر در ابتدای سریال از کاراکتر ها میپرسیدیم که فکر میکنند این سقوط اتفاق بوده یا سرنوشت، همه دست هایشان را برای اتفاق بالا میبردند؛ اما در انتهای میز مردی بلند شد و آرام و آرام کاراکتر ها را با خودش به جبهه ایمان و سرنوشت برد. تا وقتی که بالاخره سرگروه گروه علم، جک شپرد، هم آرام آرام به دسته ایمان پیوست و یکی از بهترین تحول های شخصیتی دنیای سریال را رقم زد. شاید در ابتدا شخصیت ها جان لاک را دیوانه خواندند و او را طرد کردند، اما وقتی سریال تمام شد، همه در ته دلشان عمیقا میدانستند که در تمام این مدت حق با او بوده است. به عبارتی، جان لاک نه تنها شخصیت پردازی فوق العاده ای دارد، بلکه باعث شخصیت پردازی فوق العاده کاراکتر های دیگر هم میشود.
لاست تنها داستان افرادی که در جزیره ای رازآلود سقوط کردند و به دنبال راه برگشت هستند نیست؛ بلکه داستانی فلسفی است از تقابل علم و ایمان، تقابل یک دکتر و یک مرد که اسم یک فیلسوف را دارد و قبل از اینکه باران ببارد آن را پیش بینی میکند. لاست به نبرد علم و ثروت در دید مخاطبانش برای همیشه پایان میبخشد و نبرد بسیار قابل تفکرترِ علم و ایمان را در ذهنشان میکارد؛ و تا جایی که به سریال مربوط میشد، ایمان برنده این بازی بزرگ است.





















نظرات کاربران