اگر کسی به شما بگوید: «تراویس کلس، بد بانی، و آدام سندلر وارد یک باشگاه گلف میشوند»، ممکن است یاد فیلم Happy Gilmore 2 بیفتید. این ترکیب قدرتمند از ستارهها در فیلمی کمدی گرد هم آمدهاند که یک سواری پرهیاهو، خندهدار، خستهکننده، و گاهی عجیب و زیباست. سندلر و تیم هرلیهی دوباره فیلمنامه را نوشتهاند و اگرچه شوخیهای جدید و خوبی در این دنباله وجود دارد، بزرگترین ایرادش این است که نوستالژیِ بیش از حد به فیلم اصلی سال ۱۹۹۶، با تکرارهای غیرضروری و سیل عظیمی از چهرههای آشنا، جذابیت آن را کم کرده است.
سندلر با همان پیراهن تیم Bruins در نقش هپی گیلمور، قهرمان گلف، بازگشته است؛ اما این بار دچار یک تراژدی شده است. دشمن اصلی او دیگر خشم نیست، بلکه غم و اندوه است. او به الکل اعتیاد شدید پیدا کرده، شغلش را از دست داده، خانه مادربزرگش را دوباره از دست داده (که به خاطر وسایل جالب، تقریباً هر شیئی را به قمقمهای مخفی تبدیل کرده است). اما زمانی که دخترش (با بازی دختر واقعی سندلر، سانی) در یک مدرسه باله معتبر و گرانقیمت پذیرفته میشود، هپی برای تأمین هزینهها انگیزه پیدا میکند تا دوباره به دنیای گلف بازگردد.
این تلاش پدرانه به سرعت از کنترل خارج میشود. یک تصادف با گاری گلف (با حضور مارگارت کوالی، اریک آندره و مارتین هرلیهی از گروه Please Don’t Destroy) باعث میشود هپی به یک دوره مشاوره اجباری برای ترک اعتیاد فرستاده شود. مسئول این دوره کسی نیست جز پرستار سابق آسایشگاه، هال سادیست (بن استیلر). در همین حین، یک مدیر عامل نوشیدنی ورزشی به نام فرانک مناتی (با بازی فوقالعاده بنی سفدی) تلاش دارد تا قوانین گلف را برای همیشه تغییر دهد و دشمن قدیمی هپی، شوتر مکگوین (کریستوفر مکدونالد)، هم مانند شخصیت جوکر به میدان بازگشته است.
ستارهها و فلشبکهای بیش از حد
این داستانپردازی در ابتدا کاملاً جذاب است، حتی اگر Happy Gilmore 2 مرتباً با ارجاعاتی به سبک فلشبک، روند فیلم را قطع کند. اما زمانی که رقابت بزرگ در برابر مناتی آغاز میشود، فلشبکها و حضور چهرههای مشهور بیش از حد آزاردهنده میشوند. علاوه بر بازیگرانی که نام بردیم، پست مالون، گای فیری، امینم، کمران، هیلی جوئل آزمنت، کن جنینگز، لاول کرافورد، و مجری برنامه «هات وانز» شان ایوانز نیز در فیلم حضور دارند. تعداد شخصیتها یا فرزندان شخصیتهای فیلم اول نیز کم نیست. یک چیز برنامهریزی برای غافلگیر کردن تماشاگران است و چیز دیگر این است که فیلم را با چهرههای شناختهشده آنقدر پر کنید که حواس بیننده از داستان و کمدی پرت شود. در Happy Gilmore 2، که شوخیهایش به اندازه نسخه اصلی خلاقانه نیست، این ترفند عمدی به نظر میرسد تا کاستیهای فیلم را پنهان کند.
برخی از شوخیهای Happy Gilmore 2 یادآور فیلم اصلی هستند، مثل شخصیت شروری که دهانش بوی بد میدهد و اولین حضورش با نمایش حداقل ۵۰ حبه سیر همراه است. اما فیلم به شدت به بازیافت شوخیهای قبلی اکتفا میکند. اگر یادتان رفته Happy Gilmore را دوباره تماشا کنید، نگران نباشید، چون این دنباله تقریباً هر فلشبکی را با صحنههایی از همان فیلم اصلی به نمایش میگذارد. این موضوع، به علاوه فهرست بلندبالایی از چهرههای آشنا، این حس را ایجاد میکند که Happy Gilmore 2 به دنبال معرفی یک فیلم محبوب به نسل جدید نیست، بلکه قصد دارد آن را با چیزی جایگزین کند که تمام خانواده میتوانند بدون پیشزمینه آن را تماشا کنند. سندلر پولش را به دست میآورد، اما Happy Gilmore به خاطر شوخیهای بکر و ماندگارش عالی بود. Happy Gilmore 2 بیشتر شبیه جسدی زنده شده است که برای تبلیغ یک نوشابه استفاده میشود.
بلوغ و صحنههای زیبا
البته این فیلم کاملاً هم یک کار توخالی نیست. نویسندگان فیلم در طول سه دهه بلوغ فکری داشتهاند. این داستان، که در نهایت درباره بهبودی است، قلبی بزرگتر دارد و چند صحنه زیبای بصری هم دارد. فیلمبردار We the Animals، «زک مالیگان»، در این فیلم صحنههایی خلق کرده که به اندازه ضربه هپی به توپ، قدرتمند هستند. یک صحنه به خصوص در شب، که هپی با یکی دیگر از طردشدگان گلف به نام «جیم دیلی» صحبت میکند، شاید زیباترین نورپردازی را در تمام فیلمهای کمپانی Happy Madison داشته باشد.
مطمئناً Happy Gilmore 2 طرفدارانی را که تنها با یادآوری فیلم اصلی راضی میشوند، خوشحال خواهد کرد. اما طرفداران دقیقتر از نسبت محتوای قدیمی به جدید آن راضی نخواهند بود و کسانی که با فرهنگ پاپ آشنا نیستند، بسیاری از این افراد را نمیشناسند. از بعضی جهات، این فیلم یکی از پختهترین فیلمهای سندلر و هرلیهی است، اما محتوای زیادی برای جلب توجه وجود دارد که برخی از آنها نو و برخی نوستالژیک و واقعاً خندهدار هستند. اما بقیه فیلم، فقط سندلر است که فهرستی از دوستان معروفش را به رخ میکشد.
نتیجهگیری
فهرست بلندبالا و حواسپرتکن چهرههای مشهور و فلشبکها به فیلم اول، Happy Gilmore 2 را به حاشیه میبرد و نشان میدهد که این فیلم برای کسانی ساخته نشده که به دنبال شوخیهای خلاقانه و جسورانه مانند فیلم اصلی بودند. در عوض، دنباله آدام سندلر به نظر میرسد مخاطبانی را هدف قرار داده که هم به اندازه کافی پیر هستند تا فیلم اصلی سال ۱۹۹۶ را به یاد بیاورند، هم بیننده مسابقات گلف مدرن هستند، و هم دائماً در فضای آنلاین حضور دارند. اگر شما به طور اتفاقی با هر سه این گروهها مطابقت دارید، لطفاً جایزه خود را دریافت کنید. بقیه ما باید تلاش کنیم تا جایی که میتوانیم از این داستان شلوغ، عجیب و گاهی دلگرمکننده لذت ببریم؛ البته در لابهلای تماشای چهرههای مشهور و فلشبکهای Happy Gilmore.
























نظرات کاربران