۰

نقد و بررسی فیلم Atlas 2024 با بازی جنیفر لوپز

نقد و بررسی فیلم Atlas 2024

فیلم اکشن علمی-تخیلی «اطلس» به کارگردانی برد پیتون ممکن است در نگاه اول شبیه تبلیغی برای هوش مصنوعی به نظر برسد، اما برخلاف تصور، محصول نهایی طعم تلخ «به ماشین ها اعتماد نکنید» را باقی نمی گذارد. در دنیایی که با کپی غیرمجاز اسکارلت جوهانسون توسط OpenAI، چت‌بات‌های نژادپرست و دیگر تخیلات ورشکسته خلاقانه‌ی میلیاردرهای سیلیکون ولی دست و پنجه نرم می‌کنیم، تصور هوش مصنوعی به عنوان قهرمان یک فیلم، به جز در فیلم‌های ترسناک تکنولوژی‌محور مثل «مگان»، دشوار است.

نویسندگان لئو ساردیان و آرون الی کولایت این موضوع را در فیلم علمی-تخیلی بقا نادیده نگرفته‌اند و با ترکیب شوخ‌طبعی فیلم‌های رفاقتی با نقدی بر مزایای همکاری با هوش مصنوعی، اثری متفاوت ارائه داده‌اند. (تصور کنید: ترکیب طنز سفر جاده‌ای با فیلم «ارتقا»ی لی ونل به همراه چاشنی‌هایی از «حاشیه اقیانوس آرام» گیرمو دل تورو.) به تصویر کشیدن نسل‌های بعدی چت‌گپت به عنوان دوست به جای دشمن، انتخابی جسورانه است، با این حال پیتون از تبدیل شدن «اطلس» به یک شوخی ناخواسته جلوگیری می‌کند. (البته باید روشن باشد که او نگرانی‌ها در مورد تهدید هوش مصنوعی برای مشاغل بی‌شمار یا پیامدهای زیست‌محیطی آن را هم به طور کامل پاک نمی‌کند.)

جنیفر لوپز در نقش اطلس شپرد، تحلیلگر متخصص «ائتلاف بین‌المللی ملل» (ICN) در آینده‌ای نه چندان دور ظاهر می‌شود، جایی که اتومات‌ها علیه بشریت شوریده‌اند. رهبری این تهاجم برعهده هارلان (سیمو لیو)، اولین تروریست هوش مصنوعی جهان است که در میان انبوهی از گزارش‌های خبری تهاجمی و به شدت ضدآرمان‌شهری معرفی می‌شود، صحنه‌هایی که اگر هر فیلمی را دیده باشید که در آن یک روبات یاغی می‌شود، به طرز استثنایی مضحک به نظر می‌رسند.

در دقایق ابتدایی، «اطلس» با به تصویر کشیدن خدمتکاران رباتیک قاتل، به طرز غیرضروری دچار بدبینی و اغراق می‌شود. آبراهام پوپوولا در نقش قاتل مکانیکی، کاسکا، گروهی از سربازان ICN را تار و مار می‌کند، اما به زودی با سرهنگ الیاس بنکس با بازی استرلینگ کی براون همراه می‌شویم که طرفداری سرسختانه‌اش از هوش مصنوعی، در کل فیلم نفوذ می‌کند.

وقتی پیتون «آگاهی ایمن دوطرفه» را معرفی می‌کند که بین تکاوران ICN و مکاهای شبیه تایتان‌فال آن‌ها به اشتراک گذاشته می‌شود – این لباس‌های مکانیکی در فیلم با عنوان «لباس‌های آرک» شناخته می‌شوند – «اطلس» به موعظه‌ی همزیستی با نظارت کنترل‌شده تغییر می‌کند. در حالی که ترس‌پراکنی ابتدایی، یک دنیای ویران‌شده‌ی آشنا را به تصویر می‌کشد، مکاهای دوستانه‌ای که از همکاران انسانی بی‌خطرشان محافظت می‌کنند، جایگزین‌های آرمان‌شهری را پیشنهاد می‌دهند.

همانطور که حدس می‌زنید، اطلس – با وجود ترس از تکنولوژی – خودش را درون یک لباس آرک به نام اسمیت (با صداپیشگی گرگوری جیمز کوهن) پیدا می‌کند. نقش لوپز برای بقیه‌ی فیلم «اطلس» این است که با لجبازی تمام علیه ابرکامپیوتر بدون جسمی که سعی در نجات جان او دارد، بجنگد. او در حال بازی در مقابل یک صدای ضبط‌شده است، اما رابطه‌ی آن‌ها آسیب‌پذیر و طبیعی است. اطلس در اوایل فیلم به عنوان یک فرد بدبین و عصبی با موهای آشفته به تصویر کشیده می‌شود که با ابرها حرف می‌زند، اما سفر مشترک اطلس با اسمیت، فریبنده‌کننده احساسی است (با وجود اینکه نیمی از این تیم قادر به احساس احساسات نیست). اسمیت، طفره‌های کنایه‌آمیز اطلس را به جرقه‌های شادی‌آور و به طرز عجیبی دوست‌داشتنی تبدیل می‌کند، در حالی که لوپز تمام تلاش خود را می‌کند تا شخصیتی کامل را به تصویر بکشد که در اکثر فیلم در کابین تنگ لباس آرک گیر افتاده است.

نقد و بررسی فیلم Atlas 2024

تکیه‌ی «اطلس» بر انیمیشن‌های دیجیتال با استفاده‌ی بیش از حد پرده‌های سبز در آثار اورجینال نتفلیکس همخوانی دارد، اما این موضوع برخلاف معمول کمتر حواس‌پرتی ایجاد می‌کند. صحنه‌های اکشن با حضور لباس‌های آرک در حال پرواز که ربات‌های دفاعی هارلن را با آتش سلاح‌هایشان نابود می‌کنند، باعث چرخش سریع دوربین می‌شود و لباس‌های مکانیکی به طور سیالی روی صفحه حرکت می‌کنند. زویی، لباس آرک سرهنگ بنکس، در حالی که قهوه‌ای را به اطلس می‌دهد و منتظر قدردانی او است، مثل دختری که منتظر تایید مادرش است، ذوق‌زدگی نشان می‌دهد و نمای مرکز کنترل از داخل لباس‌های آرک، با جزئیات دقیق و در اندازه‌ی کوچک‌تر از یگرها مطابقت دارد. منظره‌های فرازمینی فیلم «اطلس» به طرز شگفت‌انگیزی غنی یا ابتکاری نیستند – دیدن آن‌ها به هیچ وجه شبیه‌ی اولین تجربه‌ی تماشای «جنگ ستارگان» یا «منطقه‌ی ۹» نیست – اما ترکیب بصری اثر همچنان از حد انتظار تیزتر است. پیتون به تأثیرپذیری از بازی «تایتان‌فال» اشاره کرده است و در سراسر «اطلس» شباهت‌هایی به گرافیک و حس هیجان این بازی‌ها وجود دارد.

بازی‌های نقش مکمل عمدتاً قابل قبول هستند و به سطح فیلمنامه‌ی پر از کلیشه‌ی ساردریان و کولایت می‌رسند. سرهنگ بنکس با اعتماد به نفس بیش از حد صحبت می‌کند و به طور قابل پیش‌بینی، نقشه‌ی به‌ظاهر بی‌نقص خود برای نفوذ به مخفیگاه هارلن را به هم می‌زند. سپس با خود هارلن، شخصیت شرور فریبکاری که مصمم به نسل‌کشی است و می‌توان او را به مثابه‌ی اسب تروا اسکای‌نت در نظر گرفت (با جلوه‌های آرایشی سبک‌تر از ترمیناتور و تیغه‌ی دست شبیه به تی-۱۰۰۰) روبرو می‌شویم. حال و هوای بی‌روح آبراهام پوپوولا شبیه‌ی بسیاری از مدل‌های تکرارشونده‌ی آدم‌نماهای قاتل است که قبلاً دیده‌ایم – البته که این موضوع فراتر از نبود اصالت، مشکلی ایجاد نمی‌کند. تمام شخصیت‌های دیگر فیلم برای کمک به اطلس در غلبه بر نفرت او نسبت به اسمیت وجود دارند، به ویژه هارلن که نماینده‌ی مدل‌های هوش مصنوعی توسعه‌نیافته و به طور اسف‌باری آزمایش‌نشده‌ی امروزی است که بدون تدابیر امنیتی به بازار عرضه می‌شوند.

با وجود همه اینها، جنیفر لوپز توجه ما را جلب می‌کند. فیلمی درباره‌ی همکاری انسان و هوش مصنوعی که توسط یک سرویس استریمینگ الگوریتم‌محور ارائه شده است، به نظر می‌رسد بارها و بارها به خودش ضربه می‌زند، اما جنیفر لوپز فیلم «اطلس» را به عنوان یک سرگرمی مهیج و قابل قبول به مخاطب ارائه می‌کند. او در طول نبردهای نهایی خطرناک و پرهیجان که در اطراف استخرهای گدازه مذاب داغ اتفاق می‌افتد، عرق می‌ریزد، به طنز موقعیت خود می‌خندد و با کلنجار رفتن با اسمیت درباره‌ی شیرینی‌ها، جذابیت سرگرم‌کننده‌ای به فیلم می‌بخشد. ممکن است فیلمنامه نازک و بی‌محتوا باشد و مضامین آن با چراغ‌های نئون درخشان نوشته شده باشند، اما با حضور ستاره‌ی سینمایی مثل جنیفر لوپز در نقش اصلی، «اطلس» هرگز دچار لغزش نمی‌شود.

سخن آخر

حتی اگر فیلم «اطلس» نتواند بحث‌های مهم و نگران‌کننده در مورد جایگاه هوش مصنوعی در جامعه‌ی معاصر را حل کند، اما شایسته‌ی بیشتر از یک لبخند بی‌تفاوت است. برد پیتون بر یک فیلم هیجان‌انگیز اکشن علمی-تخیلی نظارت می‌کند که اغلب اوقات شبیه‌ی تقلیدی از داستان‌های هشداردهنده‌ی دیگر در مورد هوش مصنوعی به نظر می‌رسد – اما این فیلم‌ها، سریال ها، بازی‌ها و کتاب‌ها، سلاح مخفی پیتون یعنی جنیفر لوپز را ندارند. او می‌تواند صحنه را تسخیر کند، با برنامه‌های نرم‌افزاری کلنجار برود و مسیر تحول قانع‌کننده‌ی یک قهرمان را از پشت شیشه‌ی جلوی یک مکا به تصویر بکشد. «اطلس» به هیچ وجه فاجعه‌ی «عدالت برای هوش مصنوعی!» نیست که ایده‌ی اولیه‌اش به آن اشاره می‌کند، و در حالی که این فیلم قرار نیست حماسه‌ی علمی-تخیلی پیشگام بعدی باشد، اما برای ساختن یک فیلم سرگرم‌کننده و به طور مناسب اجرا شده درباره‌ی یک موضوع داغ، امتیاز کسب می‌کند.

برچسب‌ها:

اشتراک گذاری

دنبال کنید نوشته شده توسط:

بامداد نوروزیان

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *